۰

بزک آمریکائی

  • ۱۲بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

اگر چه ضرب المثلی می گوید در ایران همه پزشک و مهندس ساختمان و سیاستمدار هستند ولی سیاست خارجی علم پیچیده ائی است. منافع بازیگران بسیار زیادی درگیر تصمیمات و بازیهای سیاست خارجی است بدون آنکه قدرت فائقه ائی در آن وجود داشته باشد تا هر کسی قوانین بازی را رعایت نکرد او را تنبیه کند. مخصوصا" اگر این بازیگر خود مدعی العموم هم محسوب شود. راهی که ایران با غرب و آمریکا شروع کرده تا روابط بین المللی خود را شکوفا کند پر سنگلاخ است و همه به آن اذعان دارند ولی نشدنی نیست. صبر و حوصله می خواهد به همراه برنامه ریزی، سناریوهای متعدد، آمادگی برای هر کدام، صداقت، عرق ملی وهوش سیاسی. هم آنانیکه در طول راه باید این مسیر را طی کنند و هم آنانیکه لب گود نشسته و میگویند لنگش کن! تا بتوان این مشکل بزرگ را از سر راه برداشت. اصول نقد منصفانه نیز حکم میکند همه با انتقاد صحیح به این راه پر پیچ و خم پرتو افکنی کنیم.

همواره گفته و نوشته ام که سیاست آمریکا نسبت به ایران و خاورمیانه شفاف نیست و آمریکا در ورای حرفهای زیبائی که میزند اهداف دیگری را دنبال می کند و ما در حقیقت چهره بزک شده آمریکا را می بینیم. البته خوشبختانه شناخت خوبی از این کشور در میان دیپلماتها و مسئولین وزارت امور خارجه کشورمان هست ولی ممکن است در نحوه تفسیر و ترجمه اهداف واقعی و نحوه نگاه آنکشور به ایران بین کارشناسان سیاست خارجی اختلاف نظر باشد. من در پرونده استرداد در انگلیس که شش سال برای عدم استرداد به آمریکا مبارزه کردم روی دیگر آمریکا را با پوست و گوشت و استخوانم حس کردم. اقدامات غیر قانونی نظیر ضبط صدا و فیلمبرداری غیر قانونی، تله گذاری برای یک شهروند ایرانی از طریق تشکیل ناقص پرونده که با سر و ته زدن یک سری ایمیل تا یادداشت سفارتشان در لندن که مرا برای محاکمه در چارچوب مبارزه با تروریسم به آمریکا می برند، یافتن گزارشی در سایت مجلس نمایندگان آمریکا که ادعا میشد من در دوران سفیری خود به عضو گیری نیروهای فلسطینی برای حزب الله کمک کرده ام تا پنج سند ویکیلیکس که یافتم و تمامی این اسناد را برای اثبات سیاسی بودن پرونده به دادگاه عالی انگلیس ارائه دادم و توانستم از استرداد رهائی یابم.
انتشار دو گزارش مجزا توسط خبرگزاری آسوشیتدپرس و روزنامه واشنگتن پست در روز جمعه 21.9.92 که دارای منبع واحد هستند در زمینه ماموریت جمع آوری اطلاعات توسط رابرت لوینسون مامور سابق اف بی آی برای سیا که گفته میشود به کیش سفر کرده و برای آخرین بار آنجا دیده شده است، مجددا" ابعاد جدیدی از این پرونده را آشکار کرده است. در اوایل سال 2009 رونوشت نا مه ائی مبهم از وزارت کشور انگلیس به دادستانی آمریکا برای وکلا رسیده بود که به معاون دادستان آمریکا اعلام کرده بود که هیچ نظری در زمینه تماس آنها با وکلای من ندارند! بعد از چند ماه و در اواسط سال معاون دادستان آمریکا ابتدا یک مکالمه تلفنی با یکی از وکلای پرونده استرداد من داشته و میگوید اگر من حاضر به همکاری با سیستم قضائی آمریکا باشم و اطلاعاتی در مورد یک شهروند آمریکائی به آنها بدهم در صدور حکم من تخفیف قائل میشوند! بعد از طرح تلفنی این موضوع با من به وکیلم گفتم اگر چه مکالمه ضبط شده است ولی درخواستشان را کتبی کنند تا من پاسخ دهم. بعد از چند ماه وی ایمیلی به وکیل فرستاد که درخواست مذکور مکتوب شده بود.
بعد از تحقیق متوجه شدم منظورشان همان مامور اف بی ای سابق است که میگویند آخرین بار در جزیره کیش دیده شده. من کتبا" به وکیلم در دو زمینه اعتراض کردم تا این اعتراضیه و آن ایمیل را به دادگاه بفرستد. 1- من هنوز حکم استردادم صادر نشده و در خاک و حوزه قضائی انگلیس هستم که آنها چنین درخواستی کرده اند. اینکار دخالت در حوزه قضائی انگلیس است. 2- من هنوز دو مرحله قانوی دیگر یکی در دادگاه عالی انگلیس و دیگری در دادگاه اروپائی حقوق بشر دارم لذا مراحل قانونی استرداد به آمریکا هنوز طی و تکمیل نشده است. این مکاتبه و درخواست در کنار سایر مدارک کتبی که من توانسته بودم با تحقیق وسیع و دقیق دائمی و همه جانبه بدست آورم کاملا" نشان میدهد که این پرونده استرداد یک گروگانگیری برای حل مسائل بین ایران و امریکا و از جمله پرونده کارشناس گم شده اف بی ای است که هماکنون معلوم شده برای سیا ماموریت جمع آوری اطلاعات داشته است و دولت آمریکا نیز بابت این قضیه 2.5 میلیون دلار به خانواده وی غرامت پرداخته است و تعدادی از افرادی که در سیا با وی همکاری می کردند اخراج و یا تنبیه کرده است.
با روشن شدن این نکته الان جای هیچگونه شکی نیست که دولتهای آمریکا و انگلیس بدلیل این گروگانگیری در زمینه نقض حقوق انسانی من و خانواده ام و تخریب سلامتی ما مسئول هستند و باید پاسخگو باشند. امیدوارم دولت نیز اهتمام و توجه بیشتری نسبت به این امر و استیفای حقوق قانونی ما در طرح دعوا از سوی ما بعنوان یک شهروند ایرانی در مراجع قضائی ایران و یا مجامع بین المللی داشته باشد. البته پیشنهاد من به مسئولین وزارت امور خارجه اعتراض کتبی به حافظ منافع این کشور در ایران برای ارائه اطلاعات دروغ و گمراه کننده توسط دولت آمریکا به مقامات ایرانی در این زمینه و راه اندازی جنگ روانی علیه ایران است.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.