۰

آنها که نگران جاماندن از قطار تهران- واشنگتن هستند/ زبان دیپلماتیک دشمن را خلع سلاح می‌کند

  • ۸بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
مذاکرات هسته ایران با 5 بعلاوه 1,لبنان,ایران و عربستان,عربستان

سفیر ایران در سازمان همکاری‌های اسلامی می‌گوید: تصور اعراب اینست که آمریکا آنها را فروخته و سوار بر قطار به همراه ایران، آنها را جا گذاشته است.

زهرا خدایی


شاید اغراق نباشد اگر واکنش‌ها به توافق ژنو در جهان عرب را به زلزله ای بی سابقه تشبیه کنیم؛ زلزله ای که می تواند نظم جدیدی را در اوج نگرانی‍ها و خشم رقبای منطقه ای آمریکا شکل داده و سرنوشت و تکلیف بحران های منطقه را در آینده یکسره کند.
بسیاری از کارشناسان و ناظران بر این باورند که حملۀ تروریستی در نزدیکی سفارت ایران در بیروت، به خوبی بیانگر همین خشم متحدان سنتی آمریکا در منطقه است که نگرانند مبادا در این بده بستان های سیاسی منافع آنها تحت تأثیر تنش زدایی ایران و غرب قرار گیرد.
اما در مقابل این نگاه باید چه کرد؟ چگونه می توان بر اعتمادها افزود و به همسایگان ثابت کرد که قرار نیست بر سر منافع آنها معامله ای صورت گیرد؟
حمیدرضا دهقانی پوده، سفیر کشورمان در سازمان همکاریهای اسلامی که هفتۀ پیش میهمان کافه خبر سرویس بین الملل خبرآنلاین بود، در این باره می گوید: به همان میزان که توافق ژنو و اعتمادسازی در این مسیر برایمان اهمیت دارد، باید تلاش کنیم که به اعراب بفهمانیم که قرار نیست توافق ژنو در تضاد با منافع آنها باشد. این کارشناس جهان عرب می افزاید: باید با زبان دیپلماتیک آنها را متقاعد کرد که قرار نیست همسایگان مان آنگونه که تصور می کنند از قطار جا بمانند.
من بر این باورم ما همچنانکه برای داشتن حق مسلم غنی سازی و حقوق هسته ای و به رسمیت شناختن آن از سوی مجامع بین المللی، غربی و کشورهای ذی نفوذ در جهان به شفاف سازی پرداختیم تا این روند به سرانجام برسد و پذیرش این حق تثبیت شود؛ برای داشتن حق مان و تثبیت آن در منطقه نیاز به نوعی شفاف سازی با کشورهای منطقه و به خصوص اعراب نیاز داریم؛ آنهایی که از برنامه های هسته ای و گفتگو های ما با غرب و بویژه ایالات متحده آمریکا نگرانی دارند و بر اثر تبلیغات اسراییلی از این روند واهمه بیشتری یافته اند.

لذا در سطح منطقه همانند سطح بین الملل نیاز داریم که برای تثبیت موقعیت مان این نگرانی ها را رفع کنیم. نگرانی های هر دو طرف بیشتر ناشی از تبلیغات رژیم صهیونیستی است. البته شفاف سازی ما یک بدهکاری یک طرفه نیست؛ بلکه به دلیل سوء تفاهماتی است که بر اساس القائات نادرست دشمنان ایجاد شده و به بدبینی بین برادران انجامیده است. البته این موضوع یک الزام متقابل است و در داخل ایران نیز نسبت به اقدامات برخی از همسایگان نگرانی هایی وجود دارد.

چرا باید برخی از حل و فصل اختلافات ما و غرب ناراحت شوند؟ چند درصد از این فضای بی اعتمادی ناشی از تبلیغات رژیم صهیونیستی است؟ آیا عوامل دیگری در این مسئله مدخلیت دارند؟
بخشی از این نگرانی ناشی از تبلیغات دشمنان است. کما اینکه برخی مدعی شده اند که موشک های ایران حتی اروپا را هم تهدید می کند؛ لذا بخش مهمی از این نگرانی ناشی از تبلیغات تندروهای منطقه ای و جهانی است. اما بخش دیگری از تهدید و ترس آنها ناشی از تصورات نادرستشان از توافق ما و غرب است که تصورات نادرستی است؛ از این جهت که فکر می کنند بر سر منافع آنها در حال معامله و سازش هستیم.

تصور اعراب اینست که آمریکا اعراب را فروخته و سوار بر قطار به همراه ایران، اعراب را جا گذاشته است. البته نگرانی اعراب و کشورهای اسلامی بیشتر نسبت به آمریکایی هاست. آنها معتقدند همانگونه که بوش با سیاست های غلط خود افغانستان و عراق را در طبق طلا به ایران تحویل داد، سیاست های اوباما نیز به نوعی در حال تحویل دادن بقیۀ منطقه به ایران است. در واقع نگرانی اصلی آنها از این تصوراست.
در حالیکه سیاست ایران همواره این بوده که خطراتی که اعراب را تهدید می کند برای ایران نیز به نوعی تهدید است. مثلآً رژیم صهیونیستی تهدیدی برای اعراب و ایران است. شاید برخی کشورهای عربی به اشتباه یا به عمد اسراییل را تهدید ندانند اما ایران بر این اعتقاد است که اسراییل تهدیدی برای جهان اسلام است و ما اگر سیاستی را در پیش می گیریم برای رفع همین تهدیدات است. ما در طول این سالها از همۀ منطقه رفع تهدید کرده ایم ولی هزینه های آن را خودمان پرداخت کرده ایم، بهره مندی آن برای همه بوده است ولی هزینه آنرا ما پرداخت کرده ایم. در برخی از موارد آنها نه تنها در هزینه ها شریک نبوده اند، بلکه از آن بهرمند نیز شده اند. مثلاً در گران شدن نفت، ایران هزینۀ آن را پرداخت کرد و سود آن را کشورهای منطقه بردند. کشورهایی که دارای صادرات نفت بیشتری هستند و یا کشورهایی که در تحریم علیه ما سود کلانی نصیب خود کردند. ایران به دلیل تحریم ها نتوانست بهره برداری کند و سود آن به جیب کشورهای همسایه رفت.
اگر بتوانیم سوء تفاهمات موجود در منطقه و سایر کشورها را حل کنیم، هم اسراییل و هم عناصر تندرو و هم آنهایی که دارای استراتژی کوری هستند و اسباب دست سایرین می شوند، متضرر خواهند شد.
آیا می توان گفت که حادثۀ تروریستی در سفارتمان در بیروت تماماً از سوی اسراییل برنامه ریزی و اجرا شده است؟
در حادثۀ تروریستی به سفارتمان در لبنان، که جنایتی بزرگ علیه کشورمان و علیه تمامی مراکز دیپلماتیک بود که بر اساس کنوانسیون های 1961 و 1963 وین از مصونیت کامل بهرمند هستند، بیشترین برد را اسراییل کرد و این حادثه برنده ای جز اسراییل و بازنده ای جز همه بشریت نداشت.
اگر خاطرتان باشد در زمان ترور شهید رفیق حریری، نخست وزیر اسبق لبنان، همواره می شنیدیم که حزب الله و برخی دیگر از گروه ها و مسئولان لبنانی می گفتند تنها برندۀ ترور حریری اسراییل است به این دلیل که رژیم صهیونیستی همواره چندین هدف در لبنان دارد و این اهداف در حادثه تروریستی ترور حریری و تحولات بعدی برآورده شد. حملۀ تروریستی به سفارت ایران نیز در راستای همان تهدیدات و همان اهداف است. در آن زمان اسراییلی ها دنبال آن بودند که ارتش سوریه که در بخش هایی از لبنان مستقر بود و در هر جنگی می توانست با رژیم صهیونیستی مقابله کند، بعد از 29 سال حضور در لبنان از این کشور اخراج شد.
از سوی دیگر با توجه به نظام طایفه ای درلبنان که 18 طائفه در آن در تعایش سلمی(همزیستی مسالمت آمیز) زندگی می کنند. کوچکترین تحرک و ضربه به این مجموعه، ساختار جمهوری توافقی لبنان را به هم می ریزد. من لبنان را به بازار طلا تشبیه می کنم که معیارها و ترازوی آن بسیار دقیق است.

لذا با کوچکترین تحرک، ترور، بمب و یا اقدام کل لبنان به هم می ریزد و بی ثباتی در این کشور جزو استراتژیهای اصلی رژیم صهیونیستی است. این هدف در حملات انتحاری در مقابل سفارتمان که به شهادت و مجروح شدن انسانهای پاک و بی گناه ایرانی و لبنانی و در عین حال انسان های شجاعی که سالها از سفارتمان در این کشور و مسئولانش محافظت می کردند، برآورده شد. گروه های تروریستی و حامیان منطقه ای آنها و تئوری پردازان خشونت و افراطی گری همه مسئولند.

البته دولت لبنان نیز به عنوان دولت پذیرنده دیپلماتهای ایرانی نیز در چارچوب کنوانسیون های فوق مسئول است. دیپلماتهای مظلوم ایرانی همچون چهار دیپلمات ایرانی ربوده شده در سال 1982 در بیروت و دیپلمات های ایرانی به شهادت رسیده در مزار شریف و سایر دیپلمات های به شهادت رسیده ایرانی در مناطق مختلف جهان، سلسله ای از مظلومیت کشورمان و وزارت امور خارجه در عرصه دیپلماتیک است. به نظر من دیپلمات های ایرانی به شهادت رسیده و مجروح در اقدام تروریستی اخیر، قربانی حقد و کینه تروریست های کوردل و حامیان منطقه ای و جهانی آنها ازموفقیت کشورمان در عرصه دیپلماتیک در مذاکرات هسته ای شدند.
آیا این عامل بی نظمی و بی ثباتی ریشۀ داخلی ندارد؟
در میان 18 طائفۀ لبنان 3 طائفه مهم حضور دارند؛ شیعیان، اهل سنت، مسیحیان. امتداد بیرونی این 3 جریان تأثیر مهمی بر وضعیت این کشور می گذارد. اگر این 3 گروه با هم درگیر شوند، کشورهای حامی هر یک از این 3 جریان، نیز به نوعی درگیر می شوند. بویژه کوچکترین اختلاف افکنی و دشمنی بین برادران شیعه و برادران سنی در لبنان با سرعت بالایی به عراق و کشورهای حاشیۀ خلیج فارس و کشورهای پیرامونی لبنان گسترش می یابد.

لذا یکی از اقداماتی که دشمنان منطقه و لبنان و در راس آنها رژیم صهیونیستی می توانند انجام دهند، اختلاف افکنی بین برادران شیعه و سنی در لبنان است. از این حیث حتی اگر این اقدام تروریستی از سوی عوامل مستقیم این رژیم نیز صورت نگرفته باشد، در نهایت در راستای اهداف آن اقدام شده است.
به این واقعیت باید توجه داشت که اگر قرار بود تفاوت فکری و تاریخی میان علماء و اندیشمندان شیعه و سنی به درگیری بیانجامد، با گذشت سالها و قرن ها پس از ظهور اسلام همزیستی میان این دو معنایی نداشت و این دو گرایش اصلی جهان اسلام همچون نحله های مختلف مسیحیت که دارای تاریخی خونبار از درگیری داخلی هستند، به دررگیری با یکدیگر پرداخته بودند. واقعیت اینست که خاندان پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت گرامی حضرتش و اصحاب و پیروان حقیقی ایشان از ابتدا هرگز حاضر نشدند ولو به بهای مظلومیت خود، اختلاف در میان امت پیامبر (ص) ریشه دوانده به نزاع و درگیری بیانجامد.

پرهیز از اختلاف و نزاع بین امت اسلامی سیره و سنت نبوی و علوی و سفارش قران کریم است و همه ما امروز بدان موظف و ماموریم. هر که به وحدت بین امت، قولا و عملا پایبند تر است، به سیره و سنت پیامبر رحمت و آیین رحمانی او نزدیکتر و به اهداف والای ایشان وفادارتر است. افراط گرایان و خشونت ورزان و تفرقه افکنان بین امت از همه از تعالیم ایشان دورترند. هر چند گردهمایی اقلیت هایی چون دروزی ها، علوی ها و مسیحیان درروستا ها و بلندی های کمتر در دسترس در سوریه و بویژه درلبنان که بعضا از ان به جبل دروز تعبیر می کردند؛ به طوری که شاهد دوره هایی از مهاجرت گسترده این اقلیت ها بوده ایم، ناشی ازسیاست های سرکوب گرانه و عدم تحمل سالیان دراز حکومتگران خشن و بی تحمل و عدم پذیرش چند صدایی در داخل امت اسلامی بود؛ با این حال مردم لبنان در سالیلن متمادی در دوره جدید، نه تنها شیعیان و سنی ها بلکه مسلمانان و مسیحیان در صلح و همزیستی مسالمت آمیز سپری کردند؛ این همزیستی با پیدایش رژیم صهیونیستی در منطقه بارها دستخوش تغییر و جنگهای داخلی شد؛ لذا هرچند طایفه های متعدد در سرزمین کوچک و منطقه حساس می تواند زمینه ساز اختلاف باشد، اما دست های بیرونی و بویژ عامل بی ثبات ساز رژیم صهیونیستی نقش اول را داراست.
پس آیا می توان گفت که اسراییل عامل اصلی حمله به سفارت لبنان بوده و یا یکی از عوامل آن بوده است؟
در هر حادثۀ تروریستی یک ارزیابی و تحقیق فنی و تخصصی وجود دارد و یک تحلیل سیاسی. در مورد تحقیق فنی افراد مرتبط فنی و متخصص می توانند بگویند که چه کسی به طور دقیق عامل اصلی اقدام تروریستی فوق بوده است؛ ولی به عنوان تحلیل سیاسی به ضرس قاطع می گویم برنده این اقدام رژیم صهیونیستی بود.
در خبرها آمده بود که عوامل حادثۀ تروریستی از عناصر احمد الاسیر بوده اند. در صورت صحت این مسئله انگیزۀ آنها از این اقدام چیست؟
اولاً همانگونه که بدان اشاره کردم برخی نگران آنند که ایران به جایی برسد که حقوقش تثبیت شود؛ در آن مرحله احتمال توافق ایران و غرب، نگرانی آنها را افزایش داده بود و همین عامل تحریک این گروهها شد. والا در سوریه بیش از 2 سال است که بحران در جریان است و در این دو سال ایران بارها اعلام کرده است که راه حل نظامی جوابگو نیست و باید راه حل سیاسی ارائه شود. همچنین بیش از 2 سال است که ایران متهم می شود که در سوریه دخالت دارد. اینکه امروز دست به این حرکت می زنند، به نظرم مقدار زیادی ناشی از همان یأس آنها در سایر جبهه هاست و نگرانی آنها از اینکه چالش های پرونده هسته ای ایران حل شود و چیزی نصیب آنها نشود.
کسانی که در این مسیر هزینۀ سیاسی، اقتصادی و نظامی صرف کردند و تصورشان این بود که غرب با آنها همراهی می کند، هم اکنون نگرانند. در حالیکه تجارب گذشته(عراق و افغانستان) نشان داد که راه حل های نظامی پاسخگو نیست. به نظرم راه حلی پاسخگو خواهد بود که در آن به همۀ بازیگران توجه شود.
البته حادثۀ تروریستی لبنان به معنای نادیده گرفتن مسئولیت دولت لبنان در حفظ امنیت سفارتخانه و جان دیپلماتها نیست. همانند اتفاقی که 30 سال پیش(1982) در لبنان رخ داد و 4 تن از اعضای سفارت ایران ربوده شدند. دولتها باید در چهارچوب حقوق بین الملل و به ویژه کنوانسیون مصونیت های دیپلماتیک وین(1961) و کنوانسیون 1963 حقوق کنسولی امنیت سفارتخانه و دیپلماتها را حفظ کنند.
آیا فکر می کنید رویارویی و خشونت با ایران در آینده ابعاد گسترده ای پیدا می کند؟
به نظرم تا زمانی که ما نتوانیم روابط و گفتگوهایمان را با غرب حل کنیم و همچنین نتوانیم نگرانی های ناشی از این مسئله را در میان کشورهای عربی منطقه را رفع کنیم و نتوانیم با آنها مفاهمه داشته باشیم و نتوانیم به آنها بفهمانیم که تلاشهای ما به ضرر آنها نیست، تا آن زمان همچنان مورد تهدید هستیم و شاید به میزانی که جلوتر برویم، بیشتر هم بشود. البته این تا زمانی است که سوریه به یک مرحله ای از تثبیت نرسیده است. اگر سوریه به مرحله ای از تثبیت برسد، به تبع آن لبنان نیز وضعیت آرامتری خواهد یافت. عراق اما مکان تهدید باقی می ماند که همچنان دستخوش ناامنی است.

اگر بشود چاره ای برای چالش ناامنی عراق اندیشید، در آن صورت این مسئله تا اندازۀ زیادی رفع خواهد شد. البته در هر صورت تهدید رژیم صهیونیستی همواره باقی خواهد ماند ولی این تهدید به معنی توانایی این رژیم در جنگ مستقل از آمریکا نیست؛ بلکه تهدید در حدود ایجاد فتنه، اختلاف و ترور باقی خواهد ماند. در پایان باید گفت سیاست ها و بویژه زبان دیپلماتیک جدید کشورمان که ناشی از حضور گسترده و انتخاب هوشمندانه مردم در حماسه سیاسی 24 خرداد 92 است، رژیم صهیونیستی را تا سالها دچار یک انزوای تاریخی در سطح منطقه و جهان کرده است.
5249

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.