۰

نوبل‌ را فراموش کن، آستین‌هایت را بالا بزن، آقای اوباما!

  • ۷بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

آسمان نوشت:

مجله اکونومیست در یادداشتی تحلیلی به بحران‌هایی پرداخته که اوباما در داخل با آنها مواجه است. نویسنده در این یادداشت می گوید:

اوباما با بیمه خدمات درمانی ناقص خود اعتبار خویش را زیر سؤال برده است.  او باید جایزه نوبل را فراموش کند. از وعده‌های واهی بپرهیزد. مشاورانی که خبری‌های بد را به او نمی‌دهند کنار بگذارد و آستین‌های خود را بالا بزند و کار‌های ناقص خود را به انجام برساند تا بتواند بخشی از اعتبار از دست رفته خود را بازگرداند.

قدرت مهم رئیس‌جمهور آمریکا حق و تو یا توانایی برای شلیک موشک نیست. وقتی رئیس‌جمهور صحبت می‌کند، دنیا به او گوش فرا می‌دهد. به همین دلیل است که اعتبار باراک اوباما مهم است. اگر مردم به آنچه او می‌گوید باور نداشته باشند، قدرت او برای شکل دادن به وقایع از میان خواهد رفت. اتفاقات اخیر به‌طور جدی باور مردم نسبت به اوباما را متزلزل کرده است. در داخل، هرج‌ومرج بر سر اصلاح نظام سلامت اوضاع را برای او در انجام کار‌های دیگر سخت‌تر کرده است. در خارج از کشور، او به عنوان فردی ضعیف که از متحدان خود جدا افتاده نگریسته می‌شود.
تمام پیکان‌هایی که اوباما را هدف گرفته عادلانه نیست. گزارش ویژه این هفته ما در مورد سیاست خارجی آمریکا اشاره دارد که او (اوباما) دو جنگ فاجعه‌بار را میراث برده است. او دور اول ریاست جمهوری خود را در بد‌ترین رکود طی 80 سال گذشته آغاز کرد جمهوری‌خواهانی که در ماه گذشته بخشی از دولت فدرال آمریکا را به تعطیلی کشاندند بیشترین تقصیر را در بی‌نظمی‌های واشنگتن دارند. اما این بهانه که همه تقصیر‌ها بر گرده‌ی دیگری است خریداری ندارد. در دوره اوباما، آمریکا همچون کشتی بدون سکانی به نظر می‌رسد و قدرتش هم رو به افول است. یک رئیس‌جمهور فعال‌تر با جمهوری‌خواهان و بقیه جهان - با مهارت بیشتری تعامل می‌کند.

تعاملی که می‌توانید باورش کنید

افتضاح طرح بیمه خدمات درمانی اوباما به شدت او را تضعیف کرد. در روز‌های پیش از اول اکتبر، زمانی که «مرکز بهداشتی بیمه آنلاین» کار خود را آغاز کرد به نظر می‌رسید که اوباما فهمیده همه چیز اشتباه است. او در 26 سپتامبر در مریلند با استفاده از این عبارت به رأی‌دهندگان گفت که این مساله «کاملاً ساده» است؛ این طرح «مانند خرید یک تلویزیون در آمازون» است. افسوس که چنین نبود.

میلیون‌ها نفر تلاش کردند که وارد سیستم آنلاین شوند اما عده کمی موفق به ورود شدند. روشن شد که وب‌سایت هرگز به درستی آزمایش نشده بود. پیمان‌کاران هشدار داده بودند که وب‌سایت آماده نیست اما این پیام هیچ‌گاه به گوش کاخ سفید نرسید. پروژه‌های بزرگ «آی‌.تی» دولت اغلب مختل شد اما مختل شدن آنها به ندرت مثل مختل شدن این برنامه بود.
اکونومیست از بیمه خدمات درمانی اوباما حمایت کرد آنگاه که او از سد کنگره در سال 2010 گذشت. ما نگران بودیم که این قانون بسیار پیچیده باشد و کار چندانی برای مهار تورم دارویی انجام دهد اما این قانون، بیمه خدمات درمانی را در میان میلیون‌ها آمریکایی که فاید آن بودند تعمیم داد. ایده اولیه آن بسیار کامل بود: همه باید بیمه داشته باشند یا جریمه آن را بپردازند.

برای بد‌تر ساختن مسائل، این داستان غم‌انگیز باعث شده که رأی‌دهندگان آمریکایی نسبت به صداقت اوباما دچار تردید شوند. هراز‌گاهی وقتی در مورد اصلاحاتش تبلیغ می‌کرد به رأی‌دهندگان گفت که اگر آنها بیمه درمانی‌شان را دوست دارند می‌تواند «آن را نگه دارند». کارشناسان سیاسی می‌دانستند که این حقیقت ندارد. محاسبات بی‌سروصدای اوباما پیش‌بینی می‌کرد که بیش از دو سوم مردم با سیاست‌های فردی مجبورر به تغییر آنها خواهند شد چراکه این قانون بسیاری از اصول را غیر قانونی می‌سازد. اما بسیاری از شهروندان عادی آمریکایی به هرآنچه رئیس‌جمهور‌شان می‌گفت باور داشتند؛ بسیاری از آنها ماه گذشته خشمگین شدند که سیاست‌های قدیمی‌شان لغو شده است.

سیاست‌های زیان‌بار بیمه خدمات درمانی به یکی دیگر از شکایت‌های رایج از اوباما اشاره می‌کند؛ اینکه او سخنرانی‌های خوبی می‌کند اما نمی‌تواند هیچ رابطه‌ای برقرار کند. در خارج از کشور او روابط سردی با روسای دیگر کشور‌های خارجی دارد. رهبران کشور‌های متحد ما مانند اسرائیل و عربستان سعودی او را به سخره گرفتند. اروپایی‌ها هم به فغان آمده‌اند که وقتی باید صدایشان شنیده شود، نادیده گرفته می‌شوند و وقتی می‌خواهند تنها باشند از آنها جاسوسی می‌شود. لاتین‌تبار‌ها احساس می‌کنند که نادیده گرفته می‌شوند. «چرخش» اوباما به سوی آسیا باعث شده چینی‌ها احساس تهدید کنند، بدون اینکه سایر کشور‌های آسیایی را مطمئن سازد که آمریکایی‌ها در مواقع بحران در آنجا خواهند بود.

بسیاری به سخنان اوباما با دیده تردید می‌نگرند - برای مثال «خط قرمز» او در استفاده از سلاح‌های شیمیایی در سوریه را به یاد می‌آورید؟ - و اظهار می‌کنند که او در به سرانجام رساندن کار‌ها ناتوان است. در داخل، او به ندرت مخالفان خود - یا حتاً باجناح خود - تعامل دارد. روسای جمهور گذشته تلاش زیادی می کردند تا قانونگذاران، غول‌های تجاری و هر کسی که می‌تواند به آنها کمک کند را هم جذب کرده و هم بترسانند معروف بود که لیندون جانسون برای انجام کار‌های درست (به‌زعم خودش) به باج‌خواهی از نمایندگان کنگره می‌پرداخت که اگر شما آنها را بشناسید می‌فهمید که انجام این کار واقعاً کار سختی است. اوباما تنها مانده است؛ او هیچ صبحانه یا ناهار منظم کاری با اعضای اصلی دموکرات در کنگره ندارد. اگر با کسی اشتراک نداشته باشید و هیچ وجه مشترکی میان شما نباشد نمی‌توانید به او در انجام کاری فشار آورید. یک تراژدی شخصی در اینجا وجود دارد.

مرد مستعدی که اغلب کاری را به سرانجام نمی‌رساند. همانطور که بیل کلینتون گفته است. اوباما همه کار‌های سخت را درست انجام داده است «اما کار‌های آسان را به هیچ وجه». با فرض اینکه اوباما هنوز مشتاق درگیری است اما او چه کاری می‌تواند برای به دست آوردن مجدد اعتبار از دست رفته خویش انجام دهد؟ در داخل، اولویت این است که برنامه خدمات درمانی را به سرمنزل برساند. اعلام اینکه مردمی که بیمه قدیمی خود را از دست داده‌اند اجازه خواهند داشت تا آن را دوباره به دست آورند واقعاً شرم‌آور بود: او نه زمان به بیمه‌گران داد و نه مشوقی تا آنها سیاست‌هایی را که اوباما قبلاً دستور انجامش را به آنها داده بود دوباره بیافرینند.

او باید از وعده‌های واهی بپرهیزد، مشاورانی که خبر‌های بد را به نمی‌دهند کنار بگذارد و آستین‌های خود را بالا بزند. رفع این مشکلات اوباما را وا می‌دارد تا مهارت مثلث کلینتون‌ها و بعضی از جمهوری‌خواهانی که او از آنها متنفر نیست را درک کرده و بشناسد. همچون سایر روسای جمهوری که به دور دوم رسیدند. سیاست خارجی می‌تواند فرصت‌های بیشتری را ارائه دهد. «برند» اوباما در خارج از کشور آنچناین دچار خدشه نشده است. قدرت آمریکا از سوی خیلی از افراد به درستی به اجرا در نمی‌آید، از جمله از سوی خود اوباما.

با نیروی نظامی بی‌همتای خود - شبکه‌ای از متحدان و قدرت نرم همه جا حاضر این کشور - ایالات متحده همچنان به عنوان کشوری است که حضورش در جهان ضروری است. زمانی که اوباما دستور حمله علیه اسامه بن‌لادن را صادر کرد ثابت کرد که می‌تواند قاطع و تعیین‌کننده باشد. اوباما شاید نتواند روی آب راه برود. این در حال حاضر کاملاً روشن است و شاید برای خودش هم روش باشد. اما اولین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آمریکا هنوز این را در چنته‌‌ی قدرت خود دارد تا کاخ سفید را با نیکنامی به خاطر کار‌هایی که انجام داده است ترک کند نه برا ی کار‌هایی که قرار بود انجام دهد.

52301

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.