یک تیر و دو نشان آنکارا در دوستی با کردها/ با همسایگان بدبین به مذاکرات ژنو چه کنیم؟

ترکیه,ایران و ترکیه,مذاکرات هسته ایران با 5 بعلاوه 1,کردستان عراق

سفیر پیشین ایران در آذربایجان می گوید: عربستان با همۀ تفاوت های عقیدتی و دینی با غرب می تواند با این کشورها همکاری نزدیک داشته باشد، اما چرا ما نمی توانیم امورمان را با این کشور رتق و فتق کنیم.

زهرا خدایی

افزایش رفت و آمدهای دیپلماتیک آنکارا با بغداد و اقلیم کردستان و همزمانی آن با اعلام تشکیل دولت موقت کردستان سوریه طی هفته های اخیر این فرضیه را قوت بخشید که جنگ داخلی در سوریه به روند تغییر و دگرگونی های منطقه ای سرعت بیشتری داده است. در این میان هر یک از بازیگران تأثیرگذار در بحران در تلاش برای مصون ماندن از پیامدهای منفی بحران تلاش دارند تا سطح مراودات خود با همسایگان را افزایش دهند. این در حالیست که ایران نیز طی روزهای آینده مذاکرات حساس و سرنوشت ساز ژنو2 را پیش رو دارد. مذاکراتی که در کنار حل چالش های موجود در پرونده هسته ای میان ایران و غرب، در کانون های بحران خاورمیانه نیز بی ثأثیر نخواهد بود.
خبرگزاری خبرآنلاین در گفتگو با افشار سلیمانی، سفیر پیشین ایران در آذربایجان، ضمن بررسی رویکرد جدید سیاست خارجی ترکیه، وضعیت بازیگران تأثیرگذار در بحران سوریه را مورد بررسی قرار داده است که در ادامه می خوانید:
ترکیه رفت و آمدهای دیپلماتیک با همسایگان (به خصوص عراق و اقلیم کردستان) را افزایش داده است. این افزایش مراودات به چه معناست؟
در بررسی سیاست خارجی ترکیه در حوزۀ منطقه ای باید به چند مسئله از جمله تحولات سوریه، عراق، ایران و سایر مسائل منطقه ای توجه کرد. سفربارزانی به دیاربکر را از همین زوایا بویژه بحران درسوریه، تحولات داخلی ترکیه از حیث موضوع کردها و دیگر مسایل اقتصادی وتجاری می توان مورد تحلیل و بررسی قرارداد.
ازهمین رهگذر موضوع اختلافات میان ترکیه و عراق، نوع مناسبات اقلیم کردستان با بغداد و آنکارا نیزمی تواند دراین سفر مورد توجه دوطرف باشد. مخصوصا اینکه بغداد طی ماههای اخیرگام هایی را برای تلطیف فضا در روابط با آنکارا برداشته که در این راستا می توان به سفر نوری مالکی و زیباری اشاره کرد. هرچند در برخی حوزه های داخلی وخارجی اختلاف ترکیه و دولت مرکزی عراق جدی است ولی کاهش این اختلافات می تواند نقش ترکیه را در حل تنشهای موجود میان اقلیم و بغداد افزایش دهد.
سفر بارزانی به دیاربکر از چه زاویه ای قابل بررسی است؟
آنکارا در روابط با اقلیم کردستان عراق، چند اولویت را در چهارچوب هایی که بدان اشاره کردم، دنبال می کند:
استفاده از نفوذ بارزانی در مقابله با چالش کردی در ترکیه، حضور و استقرار نیروهای پ.ک.ک در منطقۀ قندیل در شرایطی که مذکرات صلح دولت ترکیه با پ.ک.ک با دست اندازهایی مواجه شده است، اهداف اقتصادی و تجاری به خصوص در حوزۀ انرژی، استفاده از توان اقلیم کردستان در مهار
بحران کردی در حوزۀ سوریه و همچنین تأثیرگذاری بر دولت مرکزی عراق.
اگر این ملاحظات را در بررسی تعاملات میان آنکارا و اقلیم کردستان در نظر بگیریم، که بر اساس تأمین منافع ملی این کشور با بهره گیری از موقعیت و ژئوپولیتیک ترکیه صورت می گیرد، می توانیم درک واقع بینانه تری از اهداف آنکارا در گسترش تعاملات با اقلیم کردستان داشته باشیم. البته به نحوی این موضوعات با نقش ترکیه در ساختار بین المللی هم مورد توجه است که بحث مستقلی می طلبد.
اعلام تشکیل دولت موقت از سوی کردهای سوریه نگرانی های زیادی را ایجاد کرده است. موضع اقلیم نسبت به این مسئله چیست؟
بارزانی اخیراً همزمان با حضورش در دیاربکر، در بیانیه ای صراحتاً حزب دمکراتیک کردستان سوریه را تحت انتقاد شدید قرار داده و عملکرد آنها را زیر سوال بوده است. وی اعلام کرد که اصلاً قرار بر این نبوده که کردها وارد جنگ شوند مگر اینکه در معرض حمله قراربگیرند. این بیانیه بازتاب گسترده ای در ترکیه، کردستان عراق و سوریه داشته است. حزب دموکرات سوریه مورد حمایت بارزانی است و تلاش برای تشکیل خودمختاری در کردستان سوریه از سوی حزب کردستان دموکراتیک که مورد حمایت اوجالان و پ.ک.ک است صورت می گیرد. حساسیت اردوغان به اقدامات حزب کمونیست کردستان سوریه هم از همین موضوع برمی خیزد. اردوغان نگران تقویت پ.ک.ک و پی گیری خودمختاری کردستان ترکیه یا استقلال درآینده از این رهگذراست.
اهداف اقتصادی آنکارا از این رهگذر تا چه میزان تأثیرگذار و تعیین کننده است؟
تعاملات انرژی میان اقلیم کردستان و آنکارا آنچنان که باید با رضایت و همراهی دولت بغداد همراه نیست، اما این همکاریها تا حدود زیادی با اغماض نوری مالکی مواجه شده است. آنکارا در این ارتباط با یک تیر دو نشانه می زند؛ از یک سو می کوشد از این اهرم در تنظیم روابط خود با بغداد بهره گیرد، از دیگر سو با توجه به نیازی که به انرژی دارد در آلترناتیوسازی از آن استفاده می کند تا قیمت انرژی را با روسیه، ایران وآذربایجان به نفع خود بالانس کند. خط انتقال انرژی جدیدی هم از اقلیم کردستان عراق به ترکیه کشیده شده که درآینده نزدیک مورد بهره برداری قرار خواهد گرفت.
ازسوی دیگر ترکیه هدف تبدیل شدن به مسیر ترانزیت انرژی به اروپا را نیز پیگیری می کند که هم درآمدزاست و هم ازحیث امنیت ملی حایز اهمیت است.
آیا این رفت و آمدها و فعالتر شدن تحرکات آنکارا در عراق تأثیری بر ایران دارد؟
ایران ارتباطات خوبی با کردستان عراق و بارزانی و سایر احزاب در اقلیم دارد. به هرحال هر کشوری دنبال منافع ملی خود است و باید با بهترین برنامه ها واقدامات در پی تأمین آن باشد. در شرایطی که صنعت نفت و گاز ایران با مشکلات عدیده ای مواجه است وعراق و اقلیم کردستان در این موضوع فعالیت چشمگیری دارند به هرحال ما ازقافله ایفای نقش حساس در حوزه انرژی با چالش روبرو می شویم.
مهم استفاده از مشترکات در همه حوزه ها با کشورهای همسایه و فراهمسایه است. درسایر حوزه ها هم همینطور است. ما هم باید حساب شده تحرکات خودمان را داشته باشیم. در مجموع همکاری ترکیه با اقلیم کردستان نمی تواند به ضرر ایران باشد، چه بسا ما می توانیم با اعمال دیپلماسی فعال طرح همکاریهای سه جانبه با آنها را ارایه کنیم.
با توجه به اختلاف نگاه و رویکرد میان ایران، ترکیه و اقلیم کردستان در بحران سوریه، آیا همسویی در این مسیر متصور است؟
با توجه به اینکه بحران در سوریه به درازا کشیده و پیش بینی های ارائه شده پیرامون سقوط بشار اسد تاکنون به نتیجه نرسیده، هرچند که احتمال کنار رفتن وی در جریان انتخابات ریاست جمهور ی در اوت 2014 اندک نیست؛ تصور می کنم با توجه به چالش های داخلی ترکیه، نزدیک بودن انتخابات ریاست جمهوری در این کشور و احتمال حضور اردوغان در رقابت‌ها، مقداری به نظر می رسد اردوغان ضمن اینکه استراتژی قبلی خود در قبال سوریه را همچنان پیگیری می کند، اما در عین حال در تاکتیک های خود مقداری بالانس ایجاد کرده است. لذا می توان با ترکها بیشتر مذاکره نمود و به معدلی از اقدامات رسید.
هرچند اختلافاتی میان ما و ترکیه در مورد سوریه وجود دارد اما تا اندازۀ زیادی این اختلافات بزرگنمایی شد و به نظر من نباید این اتفاق رخ می داد. این مسئله تا اندازۀ زیادی به ما زیان رساند. ترکیه عضو ناتوست و دارای پایگاه ناتوست. استقرار موشک های پاتریوت ناتو نیز که ترکها به تازگی درخواست تمدید آنرا مطرح کرده اند به نظر من نباید در ایران بزرگنمایی می شد. ترکیه نقش فعالی در معادلات منطقه ای دارد و نمی شود در مورد این مسائل بزرگنمایی کرد. ما باید روی منافع مشترکمان مناسباتمان را تنظیم و گسترش دهیم واختلافات را مدیریت کنیم.
در این راستا لازم است برای حل مشکلات سوریه و بحران های منطقه ای و تعمیق مناسبات در ابعاد دو جانبه ای، منطقه ای و بین المللی مذاکرات و تماسهای بیشتری را با ترکها داشته باشیم.
اصولاً موضع ترکیه در قبال مذاکرات ژنو چیست؟
ترکها علاقمندند با ایران در زمینه های مختلف همکاری کنند وسابقه آن را در مورد همکاری سه جانبه با برزیل درگذشته شاهدبودیم. مخصوصاً باید این نکته را نباید از یاد ببریم رییس جمهوری در ایران روی کار آمده است که با پشتوانۀ آراء 18 و اندی میلیونی، نگاهی کارشناسانه و منطقی به سیاست خارجی دارد. ما فرصت و امکانات بیشتری برای تعمیق روابط به همسایگان وجهان داریم.
روند تغییرات در سیاست خارجی ایران اعم از مذاکرات ژنو و برقراری رابطه ایران و آمریکا بر روی موضع ترکیه در قبال ایران تأثیر دارد. دوکشور نیازهای متقابل به یکدیگر دارند که از طریق همکاریهای متقابل قابل دسترسی است. درست است که ترکیه در مورد سوریه تندروی کرده است اما اردوغان و حزب عدالت و توسعه عموماً در رابطه با ایران و سیاست خارجی بویژه درمورد فعالیت هسته ای ایران بسیار عاقلانه رفتار کرده اند.
اما در مورد سوریه شاید خیلی ها اشتباه کردند. ما هم باید در سیاست خارجی مان بالانس ایجاد کنیم که دیدگاههایمان به هم نزدیک شود و از فرصتی که برای ما پیش آمده و با توجه به فضای جدید بین المللی به رغم لابی گری های گستردۀ رژیم صهیونیستی و دولتهای عربی باید استفاده کنیم و از سیاست مذاکره و گفتگو را در رابطه با ترکیه در پیش گیریم. سفر آقای ظریف به ترکیه و همچنین سفر مقامات ترکیه به ایران چراغ سبزهای خوبی در این راه بود؛ در واقع دیپلماسی فعال همین است.
سفر آقای اخضر ابراهیمی و ضرورت حضور و شرکت ایران در اجلاس ژنو 2 و تأکید آمریکا در این مسیر نشانه های خوبی بود. من همۀ این تحولات را گام به جلو می دانم و فکر می کنم که همۀ اینها جملگی فضا را برای ارائۀ یک دیپلماسی فعال و گفتگو فراهم می کند و ما می توانیم در این مورد با ترکیه به توافق برسیم. در آن صورت می توانیم جلوی تندروی سایر کشورها از جمله عربستان را نیز بگیریم. ضمن اینکه با عربها هم تماسهای نزدیکتری داشته باشیم و درمسیر اختلاف زدایی، اعتماد سازی و همکاری برپایه منافع مشترک گامهای عملی تری برداریم.
چگونه می توان اعتمادهای منطقه ای را افزایش داد؟
بهترین رهیافت انجام مذاکرات واقع بینانه و اعمال شاتل دیپلماسی و شناسایی منافع مشترک وهمکاری براساس آن و اولویت بخشی به همکاریهای اقتصادی، فرهنگی است. از این مسیر می توانیم به مناسبات سیاسی، امنیتی و حتی نظامی با شدت و حدت‌های متفاوت نایل شویم. ازطریق اجرای شاتل دیپلماسی می توانیم مواضع مان را برای کشورهای منطقه روشن کنیم همان کاری که دربارۀ غرب در موضوع هسته ای در حال انجام دادن آن هستیم.
مشابه این دیپلماسی را می توان با کشورهای خلیج فارس و دیگرانی که حساس هستند، انجام دهیم. این کار کسر شأن و خارج از موضع عزت نیست. به آمریکایی ها نگاه کنید؛ مثلاً یک مقام آمریکایی در سفری حتی از پیش اعلام نشده و بعضا و در صورت لزوم بدون هماهنگی قبلی به کشور کوچک دیگری می رود و رایزنی می کند. این مسئله هیچ اشکالی ندارد. دیپلماسی فعال این نیست که از ما دعوت شود به کشوری برویم، می توان دیگران را دعوت کنیم. من این مسئله را در تجربۀ کار سیاسی ام داشته ام و در زمان آقای خاتمی که فضای بازتر، عاقلانه تر و کارشناسی تری وجود داشت، به نوبه خود پیشنهاداتی داده ام و به همان شکل عمل شده و موفق هم بوده ایم.
در مورد عربستان چطور؟
می توانیم به عربستان برویم و دلیل نگرانی آنها را جویا شویم. هرچند موارد اختلاف در حوزه های ایدیولوژیک، سیاسی، امنیتی، منطقه ای وغیره روشن است اما دیپلماسی فعال همین است که این مسایل را بتوانیم حل وفصل کنیم. کما اینکه در دولتهای آقایان هاشمی وخاتمی سابقه مناسبات مفید با عربستان را نیز داشته ایم. اگر عربستان با همۀ تفاوت های عقیدتی و دینی که با غربیها می تواند با این کشورها همکاری نزدیک داشته باشد، پس ما هم می توانیم مثل گذشته تا حد قابل توجهی مسایل مان را با این کشور رتق و فتق کنیم.
در مورد سوریه اما تضادها بسیار جدی است.
در مورد سوریه هرچند با مواضع اخیر عربستان در قبال این کشور و همچنین ایران و مذاکرات هسته ای تا حدودی هم سخت است، اما به موازات تماس با غربیها و دیگر بازیگران منطقه ای و جهانی و پیگیری رویکرد ایجابی می توانیم با ریاض وارد گفتگوهای پیش رونده شویم. 
برغم برخی جنجال آفرینی‌ های ریاض، عربستان قدرت مانور زیادی ندارد. تاکنون این کشور و اکثر کشورها از نبود تماس تهران- واشنگتن به نفع خود بهره برده اند، اینک در دوره جدید دولت ایران با سیاست نوینی که آغاز نموده، باید این اهرم را از دست سایر کشورها خارج کنیم در اینصورت است که ما خواهیم توانست جایگاه واقعی خودمان را درعرصه سیاست خارجی پیدا کنیم.

واقعیت های نظام بین الملل اینست که نه باید خوش بین بود و نه بدبین باید واقع بین باشیم. در عرصۀ سیاست خارجی باید اولویت هایمان را براساس مولفه های قدرت داخلی و شناحت دقیق مولفه های حاکم بر نظام بین الملل بدانیم و برهمین اساس با کشورها روابط خود را تنظیم کنیم.
بالشخصه درموضوع روابط با آمریکا بر این اعتقادم که برخی منافع شخصی وگروهی در این رابطه تاثیرگذاربوده است والا این مذاکرات خیلی زودتر از اینها می توانست آغاز شود و هیچ مشکلی نبود. در واقع قرار است مذاکره شود، قرار بر دادن امتیاز غیرمعقولانه نیست. جایی که لازم است می توانیم مذاکره کنیم و جایی که لازم است می توانیم آن را قطع کنیم. این تصمیم گیری دست ماست اما در این میان آگراندیسمان شد و از این مسئله استفادۀ ابزاری شد. با امریکا هم برغم اختلافات، منافع مشترک قابل توجهی داریم. اما باید توجه داشته باشیم که منافع ملی دوست و دشمن ثابت نمی شناسد. همه چیز در حوزۀ سیاسی خارجی متغیر است. شرایط زمانی را باید در تصمیم گیریهای در نظر گرفت. خوشبختانه در دولت تدبیر و امید در حال نشان دادن این مسئله هستیم.

5252

 

کد N2174