جامه پر صورت دهر، ای جوان

چرک شدوشد به کف گازران

رنگ همه خام وچنان پیچ و تاب

منتظرم تا چه برآید ز آب؟

لقمه‌ای از زهر زده در دهن

مرگ فشردش همه در زیر غن