فردوسى مسلمان، شيعه، معتزلى و دوستدار خاندان پيغمبر و على بوده؛ راه رهائى و رستگارى را در دين و دانش مى‌جسته است. برخى از سخنان او در اين‌باره چنين بوده است:


تو را دانش دين (۱) رهاند دوست
ره رستگارى ببايدت جست
به گفتار پيغمبرت راه جوى
دل از تيرگى‌ها بدين آب شوى
چه گفت آن خداوند تنزيل و وحى
خداوند امر و خداوند نهى
که خورشيد بعد از رسولانِ مِهْ
نتابيد بر کس ز بوبکر بِهْ
عمر کرد اسلام را آشکار
بياراست گيتى چو باغ بهار
پس از هر دوان بود عثمان گزين
خداوند شرم و خداوند دين
چهارم على بود جفت بتول
که او را به خوبى ستايد رسول:
که ”من شهر علمم عَليَّم در است“
درست اين سخن گفت پيغمبر است
گواهى دهم کاين سخن راز اوست
تو گوئى دو گوشم بر آواز اوست
على را چنين دان و ديگر همين
کز ايشان قوى شد به هرگونه دين


(۱). در برخى نسخه‌ها دانش و دين است، ولى صحيح ”دانش دين“ است و نسخه‌هاى کهن يا معتبر اين ضبط را تأييد مى‌کند. بنابر عقايد نياکان ما از ميان دانش‌ها بهترين آنها دانش دين و شناخت ايزد است، و در اين‌باره در شاهنامه و بيرون از آن باز هم سخن رفته است.


براى نمونه:


ز دانش نخستين به يزدان‌گرى که او هست و باشد هميشه به‌جاى
چاپ مسکو، ۸/۴۰


و سر راستى دانش ايزدى است (چاپ مول، ۴۱/۱۱۲۵) و در گرشاسپ‌نامه آمده است:


ز دانش نخست آنچه آيد به‌کار به همين هست دانستن کردگار
(۱۴/۱۴۶)


در مصراع مورد بحث نيز که آغاز قطعهٔ ستايش دين است همين مطلب را مى‌خواهد بگويد، و ”دانش دين“ درست است و در نسخهٔ فلورانس مورخ ۶۱۴ هـ.ق. نيز چنين است. (دکتر خالقى مطلق).