فردوسى چه نامى بر روى کتاب خود گذاشته بوده؟ در بادى امر اين پرسش زايد به‌نظر مى‌رسد. چه، همه مى‌دانند که نام کتاب فردوسى ”شاهنامه“ است. اما حقيقت آن است که در سرتاسر کتاب، يک‌بار هم اين نام يعنى ”شاهنامه“ نيامده است. با اين همه، همهٔ شاعران و نويسندگان، از قديم‌ترين زمان‌ها از اين کتاب عظيم به‌نام ”شاهنامه“ يا مخفّف آن ”شهنامه“ ياد کرده‌اند. مثلاً اسدى طوسى که حدود پنجاه سال بعد از فردوسى درگذشته مى‌گويد:


که فردوسى طوسى پاک‌مغز
بداده‌ست داد سخن‌هاى نغز
به شهنامه گيتى بياراسته‌ست
بدان نامه نام نکو خواسته‌ست(۱)


(۱). گرشاسب‌نامه، به اهتمام حبيب يغمائى، تهران، ۱۳۱۷، ص ۱۴.


و يا نظامى عروضى مى‌نويسد: ”استاد ابوالقاسم فردوسى از دهاقين طوس بود، از ديهى که آن را باز خوانند ... و شاهنامه را به نظم همى‌کرد - نظامى عروضى، چهارمقاله، ص ۷۵.“ با اين همه جاى پرسش همچنان باقى است. فردوسى کتاب خود را چه ناميده بوده؟ پيش از آنکه به اين پرسش پاسخ گوئيم، بايسته است به دو نکته اشاره‌اى بکنيم: نخست آنکه ”شاهنامه“ در آن روزگاران نام عمومى همهٔ کتاب‌هائى بوده که در موضوع داستان‌هاى باستانى مى‌نوشته يا مى‌سروده‌اند(۲) و ظاهراً اين کلمه ترجمهٔ ”خوتاى نامک“ پهلوى است، که شکل فارسى آن ”خداى‌نامه“ است. دوم آنکه کلمهٔ ”خداى‌نامه“ در بحر متقارب ”فعولن فعولن فعولن فعول“ که شاهنامهٔ فردوسى در آن وزن گفته شده نمى‌گنجد، ”شاهنامه“ و مخفّف آن ”شهنامه“ نيز که در اين بحر مى‌گنجد، در شاهنامه نيامده.


(۲). مانند شاهنامهٔ ابوعلى محمدبن‌احمد بلخى، شاهنامهٔ ابومنصورى، شاهنامهٔ ابوالمؤيد بلخى و جز آنها. معادل عربى شاهنامهٔ ”سيرالملوک“ است. نک‌فم ذيل شاهنامه.


فردوسى کتاب را با نام‌هاى گوناگونى ياد کرده، از جملهٔ اين نام‌ها:


نامهٔ بستان:


نباشى بر اين نيز هم‌داستان
يکى بشنو از نامهٔ باستان
□ بمانم به گيتى يکى داستان
از اين نامور نامهٔ باستان
□ سرآرم من اين نامهٔ باستان
به گيتى بماند ز من داستان


نامهٔ شهريار:


کنون بازگردم به آغاز کار
سوى نامهٔ نامور شهريار
□ ز هجرت شده پنج هشتاد بار
که گفتم من اين نامهٔ شهريار
□ مرا گفت کاين نامهٔ شهريار
گرت گفته آيد به شاهان سپار


نامهٔ شهرياران پيش:


بدين نامهٔ شهرياران پيش
بزرگان و جنگى سواران پيش