ای خوش و فارغ، از غم ما پرس

عاشقان ضعیف را واپرس

عجز من بین، دعای من بپذیر

می‌توانی، به لطف دستم گیر

داری از عاشقان خویش ملال

خون ایشان چراست بر تو حلال؟

به کسی التفات کن نفسی

که ندارد بجز تو هیچ کسی

فارغی از درون صاحب درد

مکن، ای دوست، هرچه بتوان کرد

گر تو خوبی و ما ضعیف و فقیر

تابت، ای خور، ز ذره باز مگیر

رخ به ما می‌نما و جان می‌بخش

بر دل ریش عاشقان می‌بخش