ظاهراً دولت ايران در سال‌هاى بعد نيز اشخاصى را به روسيه (جمعى را هم به فرانسه فرستادند) براى تکميل فن چاپ فرستاده است و پرفسور براون در تاريخ روزنامه‌ها گويد اين شخص ميرزا جعفر نام داشته و در ۱۲۴۰ براى آموختن فن چاپ ليتوگرفى (چاپ سنگي) به مسکو فرستاده شده است (تاريخ جرايد و ادبيات مشروطه طبع لندن ص ۷).


روايتى هم هست که چاپ سنگى در اواخر عهد صفويه در جلفاى اصفهان توسط ارامنهٔ آنجا داير گرديد و بعد بيکار ماند و چنين به نظر مى‌رسد که ”چاپ“ محرف ”چاو“ مى‌گفتند و در عهد ايلخانان ايران ـ پادشاهى کيخاتوخان (۶۹۰-۶۹۴) در وزارت صدرجهان زنجانى بنا به پيشنهاد عزالدين محمدبن مظفربن عميد نام به تاريخ ۶۹۳ کاغذ ”چاو“ در ايران رواج يافت و در بعض شهرها ”چاوخانه“ داير گرديد و چاو که آن را ”چاومبارک“ خواندند قطعهٔ کاغذى بود مربع مستطيل که پيرامون او خطوط ختائى بود و بالاى آن از دو طرف شهادتين نوشته شده بود و قدرى پائين‌تر از آن ”اييجين تورجي“ لقب مغولى کيخاتو و در ميانه دايره‌اى کشيده و از نيم درهم تا ده دينار مبلغ چاو قيد شده و اين عبارت بر روى آن مسطور بود ”پادشاه جهان در تاريخ سنهٔ ۶۹۳ اين چاو مبارک را در ممالک روانه گردانيد، تغيير و تبديل کننده را با زن و فرزند بياسا رسانيده مال او را جهت ديوان بردارند“ ولى مردم تبريز و شيراز چاو مبارک را برنداشتند و بشوريدند و خواستند عزالدين مظفر را که بانى اين فساد بود به قتل رسانند و بعضى از امرا نيز در اصل با اين کار هم‌داستان نبودند، بنابراين خان را به لغو و نسخ چاو واداشتند و چاو نامبارک لغو گرديد (۱).


(۱) . تاريخ وصاف طبع بمبئى ص ۲۷۴ ـ در شاهنامه نيز ضمن پادشاهى يزدگرد سوم خبرى است که معلوم مى‌دارد يزگرد اوراقى تدارک ديده بود که به بزرگان در بهاى اجناس و ساير خدمات مى‌داده است و بهر درمى از آن اوراق شصت درم و چيزى بالا پس از موفق شدن دولت بر ضد تازيان وعده داده شده بود.


بالجمله در عهد فتحعلى شاه چاپخانه در ايران وجود داشت ولى استاد نداشت و در ساختن مرکب متحير بودند، و ميرزا صالح شيرازى در لندن طريقهٔ ساختن مرکب را چنانکه گفتيم از استادى آموخت.


قديمى‌ترين چاپ ايران چاپ حروفى بوده است و کتاب‌هائى من‌جمله ”مآثر سلطانيه“ تأليف دنبلى با آن طبع شده ـ ولى چيزى طول نکشيد که چاپ حروفى تعطيل شد و چاپ ليتوگرافى به روى کار آمد و از اولين کتبى که به اين مطبعه چاپ شده است گنجينه معتمد است که بسيار بد چاپ شده است.


بالجمله چاپ سنگى رونق گرفت و در تبريز و تهران و به تدريج در غالب بلدان داير گشت، و نفيس‌ترين کتب چاپى چه به تازى و چه به پارسى در آن روزگار يعنى دورهٔ سلطنت ناصرى از چاپ بيرون آمده است، و در اين دوره دارالترجمهٔ دولتى و علوم در نشر کتاب‌هاى قديم و جديد يدبيضا نمودند و جنبش بزرگى در ادبيات پيدا آمد.