در اين دورهٔ چهارصد ساله که زبان فارسى روى به قهقرا و فراموشى مى‌نهد، در کتب علمى نيز اين انحطاط بارز و ظاهر است، و به‌جزء چند تن معدود که آنها هم چندان پايه و مايهٔ علمى نداشته‌اند، باقى علما يا به عربى ناقص مى‌نوشته‌اند و يا به فارسى ناقص‌تر، و کمتر کتاب علمى به نظر مى‌رسد که به فارسى ساده و روان و بى‌غلط نوشته شده باشد ـ بلکه غالباً کتب علمى فارسى از عربى همان کتاب که ترجمه شده باشد دشوارتر است و به‌جزء روابط و افعال باقى کلمات عربى است و شکل جمله‌ها نه عربى است نه فارسي! و هرچه به‌طرف عصر قاجاريه و قرن سيزدهم فرود مى‌آئيم علماء ايران در ذوق سخن فهمى و سواد فارسى داشتن فقيرتر و توجه آنان را به زبان نژادى خود ناچيزتر مى‌نگريم! مثل اينکه هر کس عربى دانست عالم است خواه زبان مادرى بداند خواه نداند و از زبان مادرى نيز جزء آنچه در خانواده و در محاوره مى‌آموزند نمى‌دانند و اى کاش در نوشتن کتاب و نامه همان زبان را لغات و اصطلاحات بسيارى از عهود قديم براى ما باقى ماندى و هم فهم عبارات آن کتب آسان شدى و هم اينقدر لغت تازى به‌جاى لغت فارسى وارد زبان نشدى و لغات فارسى فراموش نگشتى ـ ولى افسوس که از قرن پنجم به بعد زبان قلم با زبان عادى فرق پيدا کرد، و اين معنى يعنى متفاوت بودن زبان مادرى يا محاوره با لفظ قلم، در بلدانى که زبان درى با زبان محلى تفاوت فاحشى داشته است (چون بلدان پهله و جبال طبرستان و گيلان و آذربايجان و خوزستان و شايد قسمتى از فارس که در عهد قديم هر يک به زبانى سخن مى‌رانده‌اند و هنوز لهجه‌هاى پهلوى شمالى و جنوبي: آذرى و رازى و شيرازى و خوزى و گيلانى و طبرى و غيره زنده و معمول بوده است) زبان درى را بايستى به درس بخوانند و از استاد فراگيرند. مانند قطران شاعر ارموى که در تبريز لغات مشکل ديوان عسجدى و منجيک را از ناصرخسرو مى‌پرسيد.


اما بعد از آنکه زبان درى مانند امروز با زبان‌ها و لهجه‌هاى محلى مخلوط گرديد و زبان مادرى و محاورهٔ مردم ايران زبان درى شد ديگر جاى بسى افسوس است که باز به‌عادت ديرين لفظ قلم از لفظ محاوره مستثنى ماند و در نوشتن، چيزى و در محاوره، چيز ديگر نويسند و اين جدائى موجب آن گرديد که باز هم بايستى زبان ادبى و لفظ قلم را در مکتب و نزد استاد بياموزند و اگر نياموزند مانند بسيارى از علماى اين چهار قرن اخير کتاب‌ها و نوشته‌ها آنذوات مقدس قابل فهم و لايق خواندن و مورد استفاده نخواهد بود! على‌الخصوص امروز که پيرايه‌هاى تازه از لغات بى‌معنى نيز بر آن بسته شده است!