- انقراض صفويه:

افغانان طوايفى بودند از آريائى‌هاى قديم ساکن سرحدات بين سند و پنجاب و قديمى‌ترين جائى که نام آنان برده شد در تاريخ عتبى و تاريخ بيهقى است که فاتحان هند صاحبان غزنه در حمله‌هاى خود به هندوستان با آنان روبه‌رو شده‌اند، در آغاز صفويه مرد بزرگى از اين طايفه موسوم به ”شيرخان سوري“ به هندوستان حمله کرد و دولتى بى‌دوام به‌وجود آورد.


شاه عباس بزرگ به آنان توجه کرد و به رؤساى آنها منصب و شغل داد و دست آنها را در حدود قندهار تا حدى گشاده داشت، شاه عباس دوم هم به آنها توجه ديگرى کرد. و از آن تواريخ رؤساى اين طوايف در امور سياسى محل دخالت يافتند و همواره نسبت به خاندان صفوى و ايران وفادار بودند، در زمان سلطان حسين به سبب فساد دربار و تحريک رقباى ايران، به طمع استقلال افتادند و قندهار را متصرف شدند و بدين اکتفا نکرده به اصفهان تاختند (۱۱۳۵) و کارى که از يک طايفهٔ آريائى هيچ‌وقت شنيده نشده بود (يعنى محو تمدن) به‌عمل آوردند، اين طايفه را ”غلجه‌زائي“ گفتند و تا ۱۱۴۲ در ايران حکومت کرده‌اند، طايفهٔ ابدالى از افغانان نيز هرات و بادغيس و غور را گرفت و در آن سرزمين از صدمت اوزبک تمدنى نمانده بود که آنها از بين ببرند، و بالجمله خرابى هرات از آن روز آغاز گرديده اثرى از ادبيات و صنايع در آن ولايات نماند.


فتنهٔ افغانان، ايران را پس انداخت، ادبيات و تمام آثار ديگر تمدن محو شد، شيخ محمد‌على حزين و لطفعلى بيک آذر و گلستانه کمابيش اين قضايا را نوشته‌اند (۱).


(۱) . رجوع شود به کليات حزين چاپ بمبئى و آتشکدهٔ آذر چاپ تهران و مجمل‌التواريخ چاپ تهران و ليدن.


بعد از انقراض صفويه سبک نظم و نثر و نقاشى يک مرتبه تغيير يافت، مجمعى از شعرا که مشتاق و هاتف و آذر و رفيق و طبيب و عاشق اعضاء مهم آن بودند، سبک عراقى را از نو در شعر به‌وجود آوردند، سبک نثر هم رو به فساد گذاشت و دو شيوه برقرار شد ـ سبک ساده‌نويسى مانند سفرنامه و تذکرهٔ حزين و نوشته‌هاى آذر و غيره، و سبک قديم مانند درهٔ نادره و جهان‌گشاى نادرى تأليف ميرزا مهديخان منشى نادرشاه و گيتى‌گشا تاريخ زنديه تأليف ميرزا صادق نامى وقايع‌نگار کريمخان و سبک بين بين مانند مجمل‌التواريخ تأليف ابوالحسن گلستانه ابن محمدامين که از ۱۱۶۰ تا سال ۱۱۹۵ هجرى وقايع ايران و افغانستان را نوشته است (۲).


(۲) . اين کتاب نفيس دوبار چاپ شده يکبار در ليدن و بار ديگر در تهران و چاپ تهران که به اهتمام مدرس رضوى طبع شده کامل‌تر است.


غير از درهٔ نادره و جهان‌گشاى نادرى تأليف ميرزا مهديخان که بسيار متکلفانه و غيرمفيد است و سواى گيتى‌گشاى ميرزا صادق نامى که بسيار سست و متکلفانه است، باقى اين نويسندگان هر کدام به شيوهٔ خود، استادى به خرج داده‌اند، به‌ويژه شيخ محمدعلى حزين از حيث سلاست و پختگى و آذر از حيث لطافت و تمامى مطلب و مجمل‌التواريخ از حيث سنجيدگى و خوش عبارتى و منشيانه نوشتن، قابل ستايش‌اند و جهان‌گشارى ميرزا مهديخان هم از حيث پختگى و صنعت قابل توجه است.