- ادباى هند و فارسى‌نويسان:

از تجدد و انقلاب لغويون هند که بگذريم ـ ساير ادباى هند به‌طور کلى از نويسندگان ايران پيروى مى‌کردند و اين پيروى نه تنها در هندوستان بلکه در خاک عثمانى هم رواج داشت و ادبيات پارسى در اسلامبول از ديرباز متداول و زبان علمى و ادبى عثمانيان بود و با زبان تازى رقابت مى‌کرد، سلاطين آل‌عثمان به فارسى شعر مى‌گفتند، مراسلات دربارى عثمانيان غالباً به پارسى بود، فقط در موقع قهر و خشم به ترکى نامه مى‌نوشتند، و منشأت فريدون بيک گنجينهٔ اين آثار است و تأثير زبان فارسى در زبان ترکى عثمانى نه به درجه‌اى است که بتوان در سايرالسنه نظيرى برايش جست و شعر ترکى در مرتبه دون شعر فارسى قرار داشته است بلکه شعر ترکى را شعر نمى‌شمرده‌اند.


اگر بخواهيم به ذکر شعرا و نويسندگان فارسى در مملکت عثمانى بپردازيم بايد کتابى جداگانه تأليف کنيم. بالجمله سبک نثر فارسى در مملکت عثمانى درست مطابق ايران پيش مى‌رفته است، تاريخ ابن بى‌بى در قرن هفتم و تاريخ هشت بهشت در قرن نهم و ذيل آن تاريخ در قرن دهم مؤيد اين معنى است.


هشت بهشت: در تاريخ آل‌عثمان لمولانا ادريس البتليسى معاصر سلطان با يزيدبن محمد (۸۸۶-۹۱۸) بوده، تاريخ آل‌عثمان را از آغاز اقتدار آنان تا زمان بايزيد نوشت و چون هشت پادشاه را نام برده بود آن کتاب را ”هشت بهشت“ ناميد، و ابوالفضل محمدالدفترى پسر ادريس آن کتاب را مذيل ساخت و تا سنهٔ ۹۵۲ يعنى تا عهد سلطان سليم‌خان ثانى (۹۲۶-۹۷۴) رسانيد، اين کتاب به شيوهٔ مترسلان خوارزمى و جهانگشاى جوينى نوشته شده است، ليکن قدرى متکلفانه‌تر و سست‌تر و نمونهٔ ناقصى است از تاريخ ابن بى‌بى نسخهٔ خطى از آن کتاب را من بنده در کتابخانه آستانه رضويه مطالعه کرده‌ام.


سبک گلستان سعدى نيز ـ پس از آنکه کليات مولانا جامى به استامبول رسيد و شهرت گرفت، در ترکيه معمول گرديد ـ کتابى ديدم به‌نام ”نگارستان“ که در اسلامبول تأليف شده بود به تقليد ”بهارستان“ جامى و گلستان شيخ و در ضمن مقدمه اين شعر را آورده بود:


بهارستان نگارستان مانى است ولى همچون نگارستان ما نيست


و الحق خوب از عهدهٔ انشاء سبک تقليدى گلستان برآمده و کم از بهارستان جامى نمود ـ اين نسخه پيش از آنکه مورد استفادهٔ حقير قرار گيرد به سبب فوت صاحب و تقسيم ترکه، از دست رفت (۱).


(۱) . در کتابخانهٔ ”ترقى“ بود، نسخه خط نستعليق ريزه جلد نيمه خشتى کاغذ زرد رنگ مجدول به طلا و لاجورد.