از سعدى سه قسم نثر باقى مانده است و ما بدان هرسه اشاره مى‌کنيم. اول: سبک متداول عصر، يعنى دنبالهٔ همان شيوه و طرز ابوالمعالى و سعدالدين و جويني. دوم: شيوهٔ خواجه عبدالله انصاري. سوم شيوهٔ خود سعدي، و اين همه در شش رسالهٔ مقدمهٔ کليات و گلستان ديده مى‌شود، و آن رساله‌ها عبارتند از: رسالهٔ اول ديباچه‌اى که بر سفينه‌اى نوشته است، رسالهٔ دوم در مجالس پنجگانه، رسالهٔ سوم در سؤال صاحب‌ديوان، رسالهٔ چهارم در عقل و عشق، رسالهٔ پنجم در نصيحت ملوک و رسالهٔ ششم در سه رساله.


در انتساب اين رسائل به شيخ جاى ترديد نيست، مگر رسالهٔ ششم که مشتمل بر بعض اغراقات است و مى‌نمايد که هواداران و غاليان و در حق شيخ آن را وضع کرده‌اند، اما بعضى از اين رسائل نيز در غايت متنات و سختگى است و نمى‌تواند مجعول باشد و لابد تأليف مردى دانشمند از مردم آن زمان بايد باشد و چون به شيخ منسوب است ناچار از او خاصه که عبارات شيرين و نمکين سعديانه نيز گاه‌به‌گاه در آنها يافت مى‌شود، و شعرهائى که در آنها آمده و از خود نويسنده است قابل هست که از اشعار متوسط شمرده آيد و غالباً نيز در ضمن کليات آمده است.