هنر و استادى و شخصيت سعدى عليه‌الرحمه را در گلستان بايد يافت و اگر اين کتاب کوچک، حجم بزرگ‌مايه نبودى دو ثلث از شخصيت و بلندى مقام شيخ ناپيدا بودى و شايد نثر فارسى از چنين ذخيره‌اى عظيم و پربها محروم مى‌ماندى زيرا نه در زمان گذشته و نه در زمان آينده ممکن است نظيرى براى گلستان پيدا کرد.


گلستان کتابى است که در نهايت استادى تأليف گرديده است يعنى مراد مؤلف آن بوده است کتابى اخلاقى و اجتماعى تأليف کند که خواننده را از حيث معنى در پيچ و تاب زهد خشک و اندرزهاى متأسفانه و اصول علم اخلاق نيفکند، و به سبب بحث در تربيت عمومى زمان که پرهيز از دنيا و ترک و انقطاع بوده است موجب نفرت طباع نشود و از آوردن مکررات تربيت اجتماعى مطالعه‌کننده را خسته و ملول نسازد همچنين از حيث لفظ و اسلوب انشاء نيز با انشاء قديم فرق داشته باشد و از اين جهت هم تازگى داشته و گرد مکررات پيشينيان (مانند مجالس پنج‌گانهٔ خود سعدي) نگرديده و صنعتى نو به‌کار بسته باشد.


بنابراين، شيوهٔ انشاء جاحظ را به‌کار بسته است، يعنى مطالب را با يکديگر جور کرده و زير را با بم و شيرين را با شور جمع آورده، و هر چند صفحه بذله و لطيفه‌اى که رفع خستگى از خواننده کند به‌کار برده است، سيرت پادشاهان و آداب ايشان را با اخلاق درويشان به هم بسته، فضيلت قناعت را که نوعى تسليت اجتماعى است با فوايد خاموشى فراهم افکنده، سپس در عشق و جوانى خستگى گرفته و جاحظ‌وار وسيلهٔ سرگرمى خوانندگان شده و آن باب را با ضعف و پيرى بهم انداخته است، و در خاتمه موضوع عمده را که شيوهٔ تعليم و تربيت باشد قرار داده، و در ضمن آن باب، داستان ”جدال سعدى با مدعي“ را که از شاهکارهاى سعدى و داستانى دنيائى و تازه و به خلاف طامات و زهديات خشک و متداول آن زمانه است ايراد فرموده و باقى سخنان پراکنده و نصايح و کلام جامع و ادب اخلاقى و اجتماعى را که از ابواب هفتگانه به عللى که ذکر شد فوت شده بود در اين باب گرد آورده است.