ابوعبدالله مشرف‌بن مصلح يا مشرف‌الدين‌بن مصلح الشيرازى، به غالب احتمالات در اوايل قرن هفتم متولد شده و در سنهٔ ۶۹۱ و به قولى ۶۹۴ در شيراز وفات يافته است (۱).


(۱) . ضبط ۶۹۱ اصح روايات است زيرا معاصران او مادهٔ تاريخى براى فوت او گفته‌اند که مصراع تاريخ چنين، است تاريخ وفات او همان خاص افتاد و خاص ۶۹۱ است.


سعدى بزرگ‌تر از آن است که لازم باشد در تعريف وى صرف وقت کنيم چه دفترى نيست که از ذکر جميل و شرح احوال و بزرگوارى او خالى باشد. در جمله، سعدى تخلص خود را از نام شاهزادهٔ ادب‌پرور سلغرى يعنى سعدبن ابى‌بکر سعدبن زنگى وليعهد اتابک مظفرالدين ابوبکر بن سعد گرفت، و در زمان وليعهدى اين شاهزاده (۶۵۸-۶۲۳) هر وقت در شيراز مقيم بودى در خدمت او بودى و از مرثيهٔ سوزناکى که شيخ دربارهٔ اين شاهزاده گويد و آن در سال ۶۵۸ بود که بعد از پدر به‌زودى وفات يافت مى‌توان معلوم کرد که شيخ نسبت بدين جوان چه علاقه و ارتباطى داشته است.


شيخ شاعرى دربارى نبود، بلکه بايد گفت شغل شاغل او شاعرى نبوده است چه او در نظاميهٔ بغداد تحصيل کرد و طلاب آن مدرسه يا حاکمان شرع بودند يا مفسران و محدثان و يا وعاظ و مذکران، و شيخ از اين طايفهٔ اخير بود، شغل او سفر و سير در بلاد اسلام و مجلس گفتن و وعظ و ارشاد خلق به‌سوى دين و اخلاق، و در اين باره اسناد زيادى در آثار شيخ موجود است، علاوه بر اين شيخ در علم لغت و صرف و نحو و کلام و منطق و حکمت، به‌ويژه حکمت عملى محتوى علم‌الاجتماع و سياست مدُن مهارت داشته است و بوستان يا سعدى‌نامهٔ وى نيز دليلى باهر است بر اين قسمت اخير و همچنين معلوم مى‌شود که شيخ گذشته از احاطهٔ کامل بر علوم قربيه و ادبيه و مطالعهٔ دوادوين شعراى عرب در زبان فارسى که در آن روزگار روى به تراجع نهاده بود نيز دستى قوى و آشنائى بسزا داشته است، و اين زبان را مى‌دانسته است، و فصاحت و لطف طبع و موزونى طبيعى را با احاطهٔ به رموز ادب پارسى از نظم و نثر فراهم آورده چه از دقت در گلستان و بعض غزليات شيخ به‌خوبى مى‌توان دانست که او را با آثار نظم و نثر پيشينيان و قوفى کامل حاصل بوده است و گرد آوردن کلمات، و تلفيق الفاظ و رعايت و تناسب لفظ و معني، بدين خوبي، تنها کار ذوق و جودت ذهن و قريحهٔ خدادادى وى نبوده زيرا بعضى اصطلاحات که در کتب معاصرين سعدى يافت نمى‌شود و يا به‌ندرت ديده مى‌شود در نثر و نظم سعدى پيدا مى‌کنيم، و اين نکات احاطه و تتبع کامل وى را در زبان فارسى مدلل مى‌دارد و شک نيست که علاوه بر احاطهٔ علمى و فني، ذوق ابداع و سليقهٔ او هم ممد اين معنى شده است.