در اواخر قرن هفتم رفته‌رفته شيوهٔ تازه‌ترى در نثر فارسى پيدا شد و آن به دو قسمت منقسم گرديد يکى شيوهٔ خاص سعدى و نثر گلستان که باز پيروى مختصرى از متقدمان در آن ديده مى‌شود ديگر شيوهٔ نثر ساده و خامى.


- تقليد از گلستان:

بعد از سعدى به‌طورى گلستان مورد توجه خاص و عام قرار گرفت که يکى از کتب درسى و عمومى زبان فارسى شد و در قرن هشتم و نهم خاصه عصر تيموريان گروهى از خوشنويسان هرات و خراسان وقت خود را به نوشتن گلستان مى‌گذرانيدند و نسخ نويسان دورهٔ بايسنقر ميرزا چندين نسخهٔ گلستان به اسم ”ياقوت مستعصمي“ خطاطان معروف عصر سعدى نوشتند و از آن نسخه‌ها هنوز هم در دست است، و گلستان تا امروز در ايران و هند از کتب درسى زبان فارسى است.


اين حسن شهرت موجب آن آمد که جمعى از نويسندگان فاضل به تقليد گلستان برخاسته در ايران و عثمانى و هند کتاب‌ها بدان شيوه نوشتند که معروف‌تر از همه نگارستان معينى جوينى و بهارستان جامى و پريشان قاآنى شيرازى است، و هزاران دبير و مترسل در نامه‌ها و مرسلات خود از آن شيوه پيروى کردند، و طورى شهرت گرفت که جمله‌ها و مزدوجات و حتى الفاظ اين کتاب مانند آيات قرآنى در حافظه‌ها جاى گرفت و روان شد و امروز مى‌توان آن جمله‌ها يا الفاظ را محض زينت و آرايش عبارت تضمن کرد و يا مانند آيات باهرات و امثال سايره بدان استدلال و تمثل جست و هر عبارتى که يک جمله يا يک مزدوج از گلستان تضمن کند داراى رونق و جلوهٔ خاص و اعتبارى مخصوص مى‌شود و ذلک فضل‌الله يؤتيه من يشاء.


اينجا بى‌مناسبت نيست تذکر داده شد که مملکت فارس به‌واسطهٔ عقل و دهاء اتابکان سلغرى رحمةالله عليهم اجمعين از تاخت و تاز تاتار ايمن بماند و پناهگاه بزرگى براى اهل فضل قرار گرفت و از اين‌رو آثار ادب و قرايح دست‌نخوردهٔ قديم تا ديرى پس از سعدى هم در آن کشور باقى ماند و ما در قرن بعد نمونهٔ خوبى از اين موضوع در دست داريم که آن شيرازنامهٔ احمد زرکوب است که در حدود ۷۳۴ تأليف شده است و معاصر شيخ ابواسحق بوده است و کتاب او در عالم خود نظير گلستان شيخ است بالجمله اين از برکات وجود خانواده‌ايست که شيخ سعدى را نيز در پناه خود جاى داد و نام خود را بر زبان او جارى کرد.