و هو نورالدين محمدبن‌احمد‌بن‌محمد المنشى النسوى کاتب و وزير سلطان جلال‌الدين مينک بيرلى خوارزمشاه (۶۱۷-۶۲۸).


نسوى در ۶۲۱ از شهر نسا از نزد والى آنجا که در خدمت وى بود به خراسان رفت و مأمور بود که خزانه و مالى به دربار سلطان غياث‌الدين در شهر رى برساند، و چون در اين وقت سلطان جلال‌الدين خوارزمشاه بر غياث‌الدين برادرش غالب آمده بود آن مال را به سلطان رسانيد و خود نيز در زمرهٔ خدمتگزاران وى درآمد و در ۶۲۲ به منصب ”کاتب انشاء“ برگزيده شد و تا سال ۶۲۸ يعنى سالى که جلال‌الدين در شبيخون مغول بار اول بگريخت، در خدمت او بود، و در اواخر، سمت وزارت يافت و در مشاغل دربارى و دولتى متفرّد بود و در آن سال از او دور ماند و به رسالت شام مأمور شد.


بعد از آنکه از جلال‌الدين دور شد نَسَوى دچار بدبختى‌هاى عظيمى گرديد و عاقبت در ۶۲۹ به مَيَافارقين رفت و در پناه صاحب آنجا الملک‌المظفر اقامت گزيد و در آنجا خبر ناچيز شدن سلطان را که کبوتر به نامه آورده بود بشنيد و رسالهٔ ”نفثةالمصدور“ را که خلاصه‌اى از اين وقايع را در بر دارد و مرثيه‌اى سوزناک در آن رساله بر فوات سلطان و دولت او نگاشته است تأليف کرد و ديگر کتاب سيرةجلال‌الدين را در ۶۳۹ به عربى در آن بلاد در قلم آورد.


رسالهٔ ”نفثةالصدور“ را در بين سال‌هاى ۶۳۷-۶۳۲ به يکى از بزرگان و صدور ”سعدالدولة والدين قدوة صدورالشرق“ در ضمن مراسلهٔ دوستانه نوشته و خلاصهٔ واقعهٔ اخير سلطان جلال‌الدين و آمدن تاتار به آذربايجان و انقراض آن دودمان را شرح داده است و اين رساله با مقدمه‌اش در ۱۰۵ صفحه در تهران به طبع رسيده است.


محمد نسوى تا ۶۳۹ که سال تأليف سيرة جلال‌الدين باشد زنده بود و بعد خبرى از او نداريم.