ترکيب ”چون“ با ”آن“ براى اشارهٔ تشبيهى است و ”چنان“ به تخفيف ذکر مى‌شده گاهى بدون تخفيف ذکر مى‌کرده‌اند و به‌جاى چنان و چنين(۱) چونان و چونين مى‌آوردند و بعد از اين ادات بايستى ”که“ موصوله بياورند به فاصله يا بى‌فاصله، مگر جائى که بيان مقصود قبل از اين ادات شده باشد ـ ولى منوچهرى در ميان متقدمان اين رعايت را ترک کرده است و در ديوان او مکرر لفظ ”چنان“ و ”چونان“ بدون الحاق کاف موصوله به‌کار رفته است چنانکه گويد:


شود آبگيران فسرده ز يخ چنان کوس روئين اسکندران
درآيد به زير آن تگرگ از هوا چنان پتک پولاد آهنگران


و جاى ديگر کاف موصول را بى‌مورد آورده و گفته است:


بجستى هر زمان زان ميغ برقى که کردى عالم تاريک روشن
چنان آهنگرى کز کورهٔ تنگ به شب بيرون کشد رخشنده آهن


(۱) . چنان و چنين از چون آن اين برخاسته و مخفف آن دو لفظ است و بايد به ضم اول خوانده شود و امير خسرو دهلوى در اعجاز خسروى به کسر اول نيز ضبط کرده است ولى ضمه اقويست (نهج‌الادب ص ۲۳۶) و امروز در ايران به کسر اول معروف است ولى بين‌الافاضل به ضم اول خوانده مى‌شده است.


و اگر بعد از ”چنان“ لفظ ”چون“ که آن نيز در حکم کاف موصوله است در آيد ديگر آوردن کاف مزبور ضرورت ندارد. هم منوچهرى گويد:


پديد آمد هلال از جانب کوه بسان زعفران آلوده محجن
و يا پيراهنى نيلى که دارد ز شعر زرد نيمى زه به دامن
چنان چون دو سر از هم باز کرده ز زرّ مغربى دست آورنجن


و اين معنى را که حذف کاف بيانيّه باشد اساتيد ديگر مرتکب نشده‌اند مگر متأخران مانند واعظ قزوينى و تأثير و غير هم که قابل تقليد نيستند. (درجلد مربوط به سبک شعر ملک‌الشعراء بهار به تفصيل ذکر آن آمده است).