- افعال فارسى را مانند متقدمان با پيشاوندهاى ”فرا“ و ”بر“ و ”در“ و ”فراز“ استعمال کرده است و پيشاوند ”اندر“ بر سر افعال بسيار کم دارد، و در ساير پيشاوندها هم به‌قدر تاريخ بلعمى و تاريخ سيستان و ساير کتب قديم افراط نکرده است و باء تأکيد بر سر فعل‌هاى نفى به‌‌ندرت ديده مى‌شود، مثال:


”کار از دست ما بگذشت درياب تا از دست تو بنگذرد“ ص ۱۶۶


- تکرار افعال در پايان جمله‌هاى متعاطفه و قرينه‌هاى متوالى که در قديم جايز بوده است، ظاهراً در نظر ابوالمعالى خالى از سماجت و رکاکت نبوده و ما بعد در اين باب بحث خواهيم کرد.


- مصدر مُرخّم بسيار دارد و مصادر تمام هم، چنان‌که گذشت.


- فعل‌هاى وصفى بيشتر از متقدّمان آورده است، مثال:


”اشارت کرده است به حال دو عاقل زيرک که يکى را حُبّ جاه از جادهٔ مستقيم به بيراه افکنده، و قوّت عقل غالب گشته، و نور بصيرت او را به حجاب ظلمت پوشيده و بدين‌وسيله خَسَرَالدُّنيا و العقبى گرديده، و ديگرى به نور هدايت عقل بر سرير قناعت نشسته، و به تاج کامت متوَّج گشته، و به قوّت عقل بر مطالب و مآرب خويش رسيده. و سرافراز دارين گشته“ ص ۵۴.


در شاهد بالا هشت فعل به صيغهٔ وصفى آمده است و سه‌ تاى از آنها هم مکرر است و ضمير خبرى نيز در هيچ‌کدام نياورده است.


- فعل‌هاى انشائى را غالباً با ياء مجهول مانند متقدمان استعمال کرده است و غفلت از آن جايز نشمرده است، همچنين ياهاى استمرارى را در افعال بيشتر موارد رعايت فرموده است و از ”است“ و ”نيست“ به ضميمه کردن ياء مجهول در جمله‌هاى انشائى از تشبيه يا شرطى يا تمنائى و غيره فعل ساخته است چنان‌که گذشت.


- فعل التزامى را مانند تاريخ بيهقى به صيغهٔ اِخبارى مى‌آورد، مثال:


”پادشاه بايد اقتدا به آداب ايزدى کند و نص تَنزيل را اِمام سازد - و اِنْ مِن شَييٍ اَلاّ عِنّدَنا خَزايِنُهُ وَ ما نُنَزِلهُ اِلاّ بِقَدَرٌ مَعْلومِ - تا هميشه [خدمتکار] ميان خوف و رجا روزگار مى‌گذراند“ ص ۸۶، مثال ديگر: ”يکى را سواست ماهى چند بگير و بکش و از پيش سوراخ راسو تا جايگاه مار مى‌افکن تا يکان‌يکان مى‌خورد چون به ما رسد ترا از رنج او باز رهاند“ص ۱۱۰.


- فعل مجهول را بيشتر با معاونت فعل ”آمدن“ مانند بيهقى به‌کار برده است، ليکن مانند او به طرف افراط نرفته، و از حد اعتدال عدول ننموده است، مثال:


”آن دو ماهى سرخ که ايشان را بر دُم ايستاده ديده آمده است ... آنچه به هفت کرت ديده آمده است“ ص ۲۸۸ ”نيکو نباشد که اين هدايا در خزاين ما برند اوليتر آنکه در ميان شما قسمت کرده آيد“ ص ۲۹۰.


- فعل ”بودن“ را در ماضى و مضارع على‌السّويّه استعمال مى‌کند و مانند ادوار بعد به‌جاى مضارع اين فعل، فعل ”باشد“ يا ”خواهد بود“ را به‌کار نينداخته است.