شيخ ابوسعيد فضل‌الله‌بن‌محمد ابوالخير، از قريهٔ ”ميهنه“ از اعمال ابيورد (۱) بود ولادت شيخ روز يکشنبه غرّهٔ محرّم سنهٔ ۳۵۷ و عمرش هزار ماه يعنى هشتاد و سه سال و چهار ماه بود، و در ماه شعبان سال چهارصد و چهل هجرى وفات يافته است (مجمع‌الفصحاء ج ۱، ص ۴۰۴ و آن خطا است!)


(۱) . رضاقلى‌خان لله‌باشى در مجمع‌الفصحا به اشتباه وى را از اهل نيشابور دانسته است و ظاهراً قريه به نام (ميهنه) از اعمال قديم نيشابور نيز بوده است که امروز جزء باخرز محسوب مى‌شود و به غلط شهرت دارد که قبر شيخ ابوسعيد نيز در اين قريه است و ميهنه مولد شيخ بين سرخس و ابيورد بوده است و گور او هم آنجا است و امروز جز خاک روس است.


شيخ از اجلهٔ مشايخ صوفيه، و از اکابر اين قوم بود و در رياضت و حال و معاملات داستانى است، و همواره در نيشابور و طوس و ميهنه مى‌زيسته است و مجلس وعظ و تذکير داشته و خانقاه او مجمع طالبان حقيقت و درويشان بوده و با شيخ ابوالحسن خرقانى و ابوعلى‌سينا ديدار نموده، و مراسلات چندى به اين دو بزرگ منسوب است که به يکديگر نوشته‌اند.


اسرارالتوحيد کتابى است که محمدبن‌المنوّر بن‌ ابى‌سعيد بن ابى‌الطاهر بن الشيخ‌الکبير ابوسعيد فضل‌الله بن ابى‌الخير قُدّسِ سرّهُ در اواخر قرن ششم بعد از فتنهٔ غُزان که خراسان بيشترى در دست ملوک غور بوده است به نام ابوالفتح محمدبن‌سام قسيم اميرالمؤمنين (متوفى در ۶۰۲) تأليف کرده است و خود گويد که پيش از او امام جمال‌الدين ابورَوْح لطف‌الله بن‌ ابى‌سعيد پسر عمّ مؤلف جمعى (يعنى مجموعه) ساخته بود در پنج باب ولى به طريق اختصار و ايجاز و او به تفصيل آنچه از سخنان و آثار شيخ بر جاى بوده است گرد آورده و کتابى نفيس مدوّن کرده است.


اين کتاب از اجلهٔ کتب متصوّفه است و هرچند تاريخ تأليف او از عهدى که ما به صدد آنيم بسيار دور است، ليکن نظر به اينکه صوفيه کلمات بزرگان خود را مانند اخبار و احاديث که بايستى کلمه‌به‌کلمه و حرفاً به حرف ضبط گردد ضبط مى‌کرده‌اند و در آن تصرف و مداخله کمتر جايز مى‌شمرده‌اند، اعتبار بعضى جمله‌ها و عبارات و سند قدمت و صحت آنها به قدرى است که جاى شُبه و انکار باقى نمى‌ماند، خاصه که سبک عبارات و شيوهٔ سخن خود بر صحت اين مدعى گواهى صادق و برهانى روشن است.


بنابراين اين کتاب نيز در شمار پيروان سبک قديم قرار داده شده است و آن را از جمله کتب معدودى که مى‌تواند نمونهٔ کامل و نمودار درست سبک قديم - يعنى سبک سامانى باشد مى‌توان شمرد. و در اين مبحث از آن استفاده کرديم، و تيمّن و تبرّک را شمه‌اى از مختصات و مزايا و لغات و اصطلاحات اين کتاب را ايراد نموديم.


سبک اسرارالتوحيد در کليات - يعنى از لحاظ صرف و نحو - بدون اندک تفاوت با سبک سامانيان برابر است و ما در کتاب ”سبک شناسى جلد اول“ شواهدى از اين کتاب را به همان مناسبت آورده‌ايم، و از جهتى مى‌توان گفت که چون گوينده اصلى پاى‌بند ترجمه، و مقيد به ايجاز و اختصارهاى منشيانه نبوده است و جمله‌هاى اين کتاب به زبان محاورهٔ عصر با قيد فصاحت و بلاغت ايراد گرديده است، احياناً بر بسيارى از عبارات و آثار گرانبهاء عصر سامانى و غزنوى از حيث کهنگى سبک رجحان دارد، مخصوصاً شيخ ابوسعيد که غالب عبارات کتاب نقل گفته‌هاى او است خود نيز گفته ديگر مشايخ و بزرگان پيشين و مقدم خود را ذکر مى‌فرموده و در ذکر آن کلمات رعايت جانب امانت و صحت روايت را ترک نمى‌گفته است، بنابراين در اين ميان اين سطور گرانبها عباراتى است که به درستى از محاورات و گفتگوهاى قرن سوم و چهارم حديث مى‌کند، و علت اين کهنگى کلمات و جمله‌ها همان است که ذکر شد در اين‌صورت پيدا است که اين کتاب تا چه حدّ مفيد فايده است، و براى سبک‌شناسى چه مأخذ عمده و چه ذخيرهٔ پربرکتى مى‌باشد!


چيزى که در اين کتاب مانند کشف‌المحجوب تازگى دارد يک دسته لغات و اصطلاحات صوفيانه است، و از اين مهمتر يک دسته لغات و ترکيباتى پارسى است که در کتب تاريخ و ادب و غيره نمى‌توان به نظاير آنها دسترسى حاصل کرد.