در اينکه نخستين کس که به زبان تازى مقامه نوشته کيست، خلافست. حريرى (و هو ابومحمد قاسم‌بن‌على الحريرى صاحب مقامات ۴۶۴-۵۱۶) در مقدمهٔ مقامات خود، بديع‌الزمان همدانى را مبتکر مقامه‌نويسى مى‌شمارد، و ديگران نيز به متابعت وى اين را تأييد کرده‌اند، لکن بعضى دانشوران متأخّر واضع اصلى مقامات را ”اِبن دُرَيْد“ متوفى به سال سيصدوبيست‌ويک مى‌شمارند، و در اين عقيدهٔ خود به روايت ”ابواسحاق الحصري“ اعتماد دارند (۱) . و باز بعض محققان گمان دارند که بديع‌الزمان از آثار پراکنده‌اى که از ابن‌دريد موجود بوده است متأثر نگرديده و در فن خود مبتکر است و آنچه مسلم است آن است که نام ”مقامات“ از اختراعات بديع‌الزمان است نه ابن دُرَيْد و ابن‌ دُرَيْد مجلس‌هاى خود را ”احاديث“ ناميده است.


(۱) . رجوع کنيد به: ص ۳۰۷، ج ۱، زهرالآداب طبع ثانى قاهره و (النثر الفنى ج ۱، ص ۱۹۸-۱۹۹) ايضاً ... و نيز بعضى از اهل فضل معتقد هستند که بديع‌الزمان مقامه‌نويسى را از استاد خود ابوالحسين احمد بن فارس متوفى به سال ۳۹۵ تقليد کرده است ولى از مقامات اين استاد اثرى در دست نيست تاريخ‌الادب العربى (ص ۳۹۶).


بديع‌الزمان ابوالفضل احمدبن‌الحسين بن‌يحيى‌ الهمداني (۲) ، شاعر و نويسندهٔ بزرگ و مشهور عرب و ايرانى است (۳۵۸-۳۹۸) که در زير دست پادشاهان ايرانى مانند ديلميان و آل زيار و ملوک نيمروز و غزنويان پرورش يافته است و همواره از آنان صلات و جوائز مى‌گرفته و در بغداد و دربار خلفا نيز شهرتى به‌سزا داشته است.


(۲) . ثعالبى در يتيمة الدهر وى را بسى ستوده و گويد به سال ۳۸۰ از همدان بيرون آمد و به خدمت صاحب‌بن‌عباد در رى پيوست و از آنجا به جرجان رفت و در خدمت محمدبن‌منصور اختصاص يافت و به سال ۳۸۲ به نيشابور آمد و پس در هرات رحل اقامت افکند و از آن مردم زن بخواست و آنجا متوقف گشت و از آنجا به سيستان و غزنين و ساير بلاد خراسان سفرها مى‌کرد تا در سنهٔ ۳۹۸ به سن چهل‌سالگى در هرات بدرود حيات گفت.


مقامات او افسانه‌هائى است که غالباً پهلوان آن روايات ”ابوالفتح الاسکندري“ مخلوق فکر خود بديع‌الزمان و راوى وى ”عيسى‌بن‌هشام“ که او نيز خيالى است مى‌باشد. و لطايف و شاهکارهاى اين مرد در عباراتى لطيف و زيبا آراسته و مايهٔ عبرت و شگفتى و شادى شنوندگان و خوانندگان را فراهم مى‌آورده است.


ثعالبى گويد: اصل مقامات بديع‌الزمان چهارصد مقامه بوده است“ ولى اينک در عهد ما زيادتر از پنجاه‌ودو مقامه که در اسلامبول به طبع رسيده در دست نيست و مقامات چاپ تهران و غالب نسخ موجودهٔ خطى زياده از چهل مقاله ندارد.


مقامه‌نويسى بديع‌الزمان بر حريّت نويسندگى افزود، سجع و مزدوج و موازنه و قرينه‌سازى و تکرير و اطناب و اسهاب و آوردن الفاظ و جمل مترادفه در نثر از اين تاريخ - يعنى از اواخر قرن چهارم هجرى - شيوعى عام به هم رسانيد.


استعمال سجع و تقليد از کاهنان يا اقتفا به آيات قرآن که تا ديرى ممنوع يا مکروه بوده و ادباى عرب در قرن سوم و چهارم براى اثبات عدم کراهت و جواز آن بدان اندازه در کتب خود دست و پا مى‌کردند، و خطبه‌ها و نامه‌هاى مسجوع براى همين مقصود از قول ائمه و پيشوايان دين يا خلفاى قديم وضع و اختراع مى‌نمودند - در اين عهد ديگر در نزد عموم ناس مقبول شد چه، وزرائى مانند ابن‌العميد و صاحب‌بن‌عباد و دبيرانى مانند صابى و امرائى چون شمس‌المعالى قابوس هوادار اين شيوه هستند و خود را از پيشروان اين کاروان مى‌شمارند.


ديرى نگذشت که حريرى (۴۶۴-۵۱۶) نيز به تقليد بديع برخاست و مقامات حريرى را بدان تکلف و صنعت بياراست، و اين نويسندگان هرچه در چنتهٔ شعرا بود در ربودند و يک‌باره نثر را با نظم برابر ساختند و گاهى در تکلف و تصنع از او نيز درگذشتند!