کتب علمى در اين ادوار و ادوار بعد به زبان قديم و به سبک کهنه نوشته مى‌شده است از آن جمله در اين قرن نيز آنچه از کتب علمى باقى‌مانده است به زبان قديم و به طرز کهنه است، گذشته از کتب صوفيه مانند اسرارالتوحيد و تذکرةالاولياء عطار که از کتب قرن ششم هستند و نظر به حفظ عبارات مشايخ طورى به شيوهٔ قديم تحرير يافته‌اند که ما آنها را در رديف قرن پنجم نهاديم - تفسير ابوالفتوح رازى است که ربطى به کتب و کلمات صوفيان ندارد و تقريباً نيز بر همان منوال تحرير شده است، همچنين بعضى از تأليفات شيخ حکيم ابوالفضل حُبَيْش‌بن‌ابراهيم است که به شيوهٔ عصر سامانيان نوشته شده است، و نيز کتابى از امام فخر رازى است به نام حدايق‌الانوار فى حقايق‌الاسرار که آن را ”جوامع‌العلوم“ هم خوانده‌اند، اين کتاب به شيوهٔ نثر ساده تأليف شده است ليکن يا در کتاب دست برده‌اند و يا خود مؤلف آن را به مقتضاء عصر ساده‌تر نوشته است، و از او هم اسمى برده خواهد شد - و ديگر حدايق‌السحر خواجه رشيد وطواط است که قدرى متمايل به سبک قديم‌ترى است.