التوسّل، کتابى است محتوى منشآت بهاءالدين محمد مذکور و مشتمل بر حوادث تاريخى و قسمت زيادى از عادات و اخلاق و کيفيات حالات مردم و دربار و امرا و رجال نيمهٔ دوم قرن ششم هجرى و نمونهٔ کاملى است از بهترين نثر فنى و دربارى آن زمان که ديگر آثار زيادى از نثر کهنه و قديم در آن يافت نمى‌شود و هرگاه بخواهيم آن را با شعر آن عهد مقايسه نمائيم مى‌توان به اشعار کمال‌الدين اسمعيل يا قصايد خاقانى يا خمسهٔ نظامى شبيه کرد، که غير از پختگى و درستى و به دستور و قانون بودن، ديگر از حيث مزاياى طبيعى و علو معنى شباهتى با اشعار رودکى و عنصرى و فرخى ندارند، اين منشآت نيز از حيث پختگى انشاء و انسجام و صحت قواعد و قوانين بى‌مانند و غيرقابل اعتراض است، و بلکه از حيث يکدستى و توحيد اسلوب بر بسيارى از نثرهاى پيش از خود مى‌چربد، اما بايد دانست که اين دبير بزرگ و رفقا و همگنان او مانند نورالدين محمد نسوى و شاگردان اينان چون عطاملک همه ريزه‌خوار خوان ابوالمعالى و خوشه‌چين ”کليله و دمنه“ هستند و در اين تقليد نيز تمام نيستند.


- سبک و شيوهٔ التَوَسَّلُ اِلَى‌التَرَسُلْ:

لغات تازى به صدى شصت و گاهى صدى هشتاد رسيده است، بسا از لغات و اصطلاحات فارسى از ميان رفته و به‌جاى آنها لغات عربى آمده است، مترادفات و موازنه و سجع همهٔ سطور را پر کرده است و هرگاه نامه يا مراسلهٔ ساده‌اى نيز ديده شود باز از ترادف و تکرار و اطناب خالى نيست. جمله‌بندى‌ها از قاعدهٔ اصلى گشته و حذف افعال بدون قرينهٔ متداول شده است، و بالجمله بايد اعتراف کرد که مقدمهٔ فساد نثر در اين دوره آغاز مى‌کند و بلاى عام و تطويلات بلاطايل و عبارات بى‌مغز، از اين زمان بر سر نثر زيباى پارسى فرود مى‌آيند، چيزى که هست هنوز نويسندگان چيزى از متقدّمان در سينه دارند، و يادبودى از گذشتگان بر لوح دل مى‌نگارند، از اين‌رو است که پختگى و سختگى عبارات و استعامل افعال حقيقى و مجازى بر وقف آئين مطلوب هنوز پديدار و مأمول است، ولى پيدا است که قرنى يا دو قرن ديگر دبيران با اين آئين دشخوار چه بلائى بر سر نثر پارسى خواهند آورد و چه بيدادى بر الفاظ و کلمات زبان مادرى خود خواهند راند، خاصه تتبّع ايشان منحصر به اين اسلوب بوده است و به مکتب فصيح قديم کمتر دسترس داشته‌اند!