و هو منتخب‌الدين بديع اتابک الجوينى منشى سلطان سنجر سلجوقى (۵۱۱-۵۱۲) و رئيس ديوان رسايل او، اين مرد معاصر رشيد وطواط و انورى بوده است، و هموست که در نزد سلطان سنجر از رشيد وطواط شفاعت کرد تا سلطان از سر خون درگذشت، و اين قصه معروف است (رجوع کنيد به: تاريخ جهانگشاى جوينى ج ۲، ص ۹-۱۰ و تذکرهٔ دولتشاه ص ۹۰-۹۱ و بيست مقالهٔ آقاى قزوينى ج ۲، ص ۱۵۸-۱۵۹)؛ تاريخ تولد و وفات منتخب‌الدين بديع هيچ‌کدام معلوم نيست، از آنچه که محقق است يکى آن است که وى در سنهٔ ۵۱۶ به قصد آموختن صناعت دبيرى به دارالملک مرو آمده است، پس معلوم مى‌شود اين سنه يکى از سنوات اوايل جوانى او بوده است (صفحهٔ ۵ عبتةالکتبه)؛ ديگر از تاريخ ديباچهٔ ”عَتَبَةُ‌الکَتَبَةَ“ و جمع و ترتيب خود مجموعه معلوم مى‌شود که تاريخ تدوين اين مجموعه مابين سنوات ۵۲۸-۵۴۸ بوده است (رجوع شود به: صفحهٔ ۱۶۰-۱۶۱ بيست مقاله جلد ۲).


اين نويسنده و دبير فاضل مانند غالب دبيران و منشيان نامى آن عصر شعر هم مى‌گفته است، عوفى در لباب‌الباب (جلد ۱، ص ۷۸-۸۰) وى را نام مى‌برد و در عداد وزراء شاعر ذکر مى‌کند، و عطاملک جوينى هم در جهانگشاى خود از او نام برده، و در مرزبان‌نامه هم ذکر او رفته است، در مرزبان‌نامه مى‌نويسد:


”و از قبيل رسائل - مجموعى از مکاتبات منتخب بديعى (کذا) که به بدايع و روايع کلمات و نکات مشحون است، لطف از متانت درآويخته و جزالت با سلاست آميخته و آن را عتبهٔ کتبه نام کرده، کُتاب محقق، آن عتبه را بسى بوسيده‌اند، و به مراقى غاياتش نرسيده، و گروهى آن را خود غُنيه خوانده که مُعنى شيوه‌اى است از طلب غوانى افکار (کذا) دبيرانه“ ص ۲-۳ مرزبان‌نامه.


مجموعه‌اى موسوم به ”عتبةالکتبه فى بيان تعليم الکتابة والانشاء“ نسخه‌اى است خطى منحصر به فرد در کتابخانهٔ خديوى و نسخهٔ عکسى از آن نيز در وزارت فرهنگ ايران موجود مى‌باشد.


شيوهٔ اين مراسلات برپايه و اساس نثر ابوالمعالى غزنوى است جز اينکه اسجاع در اين زيادتر است و اطناب‌هائى هم که لازم و ملزوم مکاتبات ديوانى مى‌باشد در آن مراسلات و منشآت ديده مى‌شود، و اين هر دو در کليله و دمنه نيست، لکن بايد اعتراف کرد که منشآت اين عصر از حيث جزالت و استحکام درست مصداق تعريف سعد‌الدين و رواينى صاحب مرزبان‌نامه است که گويد: ”لطف از متانت درآويخته و جزالت با سلاست آميخته“ و در واقع چنين است.