پهلوى ساسانى که کتب و رسالات زيادى از آن در دست داريم و کتيبه‌هاى ساسانى همه بدان زبان نوشته شده و زبان رايج عصر ساسانيان بوده است و لهجهٔ جنوب و جنوب غربى ايران در آن غالب است، و به لغاتى نيز از پهلوى اشکانى آراسته است و اين لغات همان‌ها است که به‌وسيلهٔ تشکيلات دولتى و مذهبى و لغات علمى از اشکانيان به ساسانيان ميراث رسيده است، به‌عين مانند تأثيرى که امروز لهجهٔ تهران به‌وسيلهٔ روزنامه‌ها و کتب و ادبيات و کارمندان دولت در لهجهٔ استان‌ها و شهرستان‌ها مى‌بخشد؛ و اهل تحقيق برآنند که خلاف قياس‌هائى که در صرف از قبيل بعض افعال و ترکيبات و پيشاوندها و پساوندهاى فارسى ديده مى‌شود نتيجهٔ اختلاط آن دو شاخهٔ زبان يعنى پهلوى شمالى و پهلوى جنوبى است با يکديگر (رجوع کنيد به: ص ۲۳ تاريخ ساسانيان کريستين‌سن طبع تهران.)


مختصات نثر پهلوى ساسانى از قبيل کوتاهى جمله‌ها، تمام ادا کردن کلمات، عدم مبادرت به حذف اسامى به‌وسيلهٔ ضماير پى در پي، عدم حذف افعال مکرر، آوردن فعل غالباً در آخر جمله‌ها، نبودن سجع و موازنه، تکرار اسامى و عبارات و افعال عيناً در وقت حاجت بدون پرهيز کردن از اطالهٔ کلام، خوددارى از ذکر عبارات حشو يا معانى مکرر براى ذکر قرينهٔ لفظى يا معنوى از باب موازنه.