از نثر مانوى آثار جداجدا و ناقصى به‌دست آمده است و نيز بيشتر آثار مانى و مانويان به زبان‌هاى سريانى و سُغدى بوده است و بنابر آنچه از مختصر اوراق مکتشفهٔ تورفان که به زبان‌هاى پهلوى نوشته شده و همان کتاب ”شاهپورگان“ او است بر مى‌آيد، نثرى است تا اندازه‌اى مصنوع و کنايات و تشبيهات و تلويحات بسيارى در آن به‌کار رفته و از ادبيات فارسى و بودائى و مسيحى (سرياني) متأثر گرديده است . (۱)


(۱) . مانى از لحاظ ادبى در زبان ايران اصلاح مهمى کرده است، به‌جاى خط پهلوى که شباهت بعضى از حروف آن به‌ يکديگر موجب خبط و اشتباه در خواندن مى‌شد، خط سريانى را معمول کرد و با يک طرز بسيار ماهرانه توانست الفباء سريانى را با زبان ايرانى (لهجهٔ جنوب غربى و شمالي) وفق دهد و حتى‌المقدور اعراب کلمات و اصوات حروف پهلوى را به‌وسيلهٔ حروف مصوتهٔ سريانى قيد و ثبت کند. در اين خط جديد نه فقط کلمات هزوارش معمولهٔ زبان پهلوى را متروک داشت بلکه به‌جاى رسم‌الخط کهنهٔ تاريخى از زرتشتيان نگاه داشته بودند و هنوز هم باقى است مانى رسم‌الخطى به‌کار برد که کاملاً متناسب با تلفظ و معادل اصوات و حرکات بود و اين الفباء مانوى را پيروان او در مشرق که سغدى‌زبان بودند قبول کردن و رفته‌رفته از آن خطى پديد آمد که اقوام آسياى مرکزى آن را به‌کار مى‌بردند، و خط ايغورى که طوايف ايغور (ترک‌ها) و بعدها و هم تاتارها و مغول‌ها آن را خط رسمى شمردند از آن ريشه است.


از منظومات مانويان اينک يک نمونه که در شعر ۱۲ هجائى و بدون قافيه گفته شده و از کشفيات ”تورفان“ استخراج گرديده است ذکر مى‌کنيم:


- در ستايش درخت نور:

خورخَشيِتْ‌ى روشن اُدْپورماهى برازاگ
روژِند اُدْبَرازند از تَنْوارى اوى درخت
مروانى با ميوان اوى وازِند شادى‌ها
وازِنْد کبوتر (اُدْ) فَرِشَه مُرْوى وَسْپ (گونک)،
سراويند اُدْ واژِنْد .... ى کنيکان،
بِستايِنْد (هماک) تَنْوارى اوى (درخت ـ اضافات حدسى است.)


- ترجمهٔ اشعار:

خوشيد روشن و بدر برازنده،
روشنى دهند و برازندگى کنند از تنهٔ آن درخت،
مرغان روشندل سحرى سخن گويند و از روى شادي،
سخن سر کنند کبوتران و طاوسان و همه گونه مرغان،
سرود گويند و آواز بر کشند.... دختران،
بستايند و همگى پيکر آن درخت را،


در آثار تروفان که همه از آن مانويان است لغات زبان درى و فعل‌هاى مخصوص که در زبان پهلوى جنوبى نيست زياد ديده مى‌شود و اين مبحث بعد از فرونشستن آتش جنگ عمومى اگر دانشمندى زنده مانده باشد بايد از روى رساله‌هائى که فضلا در آلمان و فرانسه و بلژيک و انگلستان از کشفيات تورفان استخراج کرده و مى‌کنند تکميل و روشن گردد.