کتيبه‌هاى هخامنشى نثرى ساده است که از تکرار تعبيرات و مترادفات و بيان حالات و نفسانى و عواطف تا اندازه‌اى خالى است، و تنها گاهى با عباراتى موجز در فخر و مباهات مانند ستايش مردم پارس، يا شجاعت داريوش يا شقاوت طاغيان، روبه‌رو مى‌شويم ـ گاهى هم استرحامى مى‌بينيم که در غالب کتيبه‌هاى قديم سامى هم عين آن را مى‌توان ديد و خلاصه اينکه: ”اى خواننده اين نقش را خراب مکن!“ و از جمله مزاياى اخلاقى که کتيبه‌هاى ايران بر کتيبه‌هاى سامى دارد اين است که از دروغ بسيار نهى مى‌کند و به يارى يزدان بسيار اميدوار است.


چيزى که در کتيبه‌هاى هخامنشى زننده است جمله‌هاى مکرر آن است که اين اختصاص در تمام نثرهاى قديم آريائى و سامى نيز هويدا و آشکار است بالجمله کتيبه‌هاى مذکور نمونهٔ ساده‌ترين و قديمى‌ترين نثرى است که وارد مرحلهٔ نثر فنى شده و از حال بداوت و سادگى نثر ساده بيرون آمده است ـ بر خلاف اشعار اوستا که کاملاً نمايندهٔ هيجان و عواطف و آميخته با صنايع شعرى است.


از کتيبه‌ها مى‌توانيم بدانيم که نثر در دورهٔ هخامنشى بسيار ساده و طبيعى و خالى از جمله‌هاى موازنه و تعبيرها مکرر و ادات تأکيد و اغراقات و صنايع لفظى بوده است، زيرا هرگاه بنا بود نثر فنى مانند ادوار بعد استعمال شود مورد و محلى مناسب‌تر از کتيبهٔ داريوش ـ که کارنامهٔ فتوحات و ديباچهٔ تاريخ يک دولت عظيم دنيائى است ـ نداشته و جايش آنجا بوده است.