نثر اوستا يکنواخت نيست زيرا قسمتى مهم از اوستا اشعارى هجائى است و نثر نيست، و در زمان‌هاى مختلف نوشته شده و در دوره‌هاى بعد هم در آن دستکارى‌ها شده است. معذلک چون سرمشق نثر پهلوى قرار گرفته است، ما آن را مانند نثر قديم، تعريف مى‌کنيم. چه اختصاصات آن، در زمان‌هاى بعد در نثر پهلوى ساسانى و حتى در دورهٔ اسلامى و در شعرهاى شاهنامه، و در عهد قديم در ادبيات برهمائي، نيز ديده مى‌شود. و خلاصه آنها از اين قرار است:


- اوصاف اغراق‌آميز مانند دادن القاب عالى به ايزدان و بزرگان و القاب زشت به بدکاران و ديوان و بيان عواطف و احساسات مکرر و فراوان و استعمال لغات خاص نسبت به ديوان و اشقيا.


- تکرار تشبيهات و تکرار کلمات و عبارات و القاب و گاهى تکرار جمله‌هاى بزرگ، و مکرر کردن جمله‌هائى در آخر قصايد يا در بين فصول مانند ترجيع‌بندهاى زبان فارسي.


بايد دانست که مکرر کردن تشبيهات و جمله‌ها و عبارات، اختصاصى به نظم يا نثرآرائى ”ايرانى ـ هندي“ ندارد بلکه در کتب تورات و انجيل هم اين اختصاص ديده مى‌شود و گويا ”تکرار“، يکى از ويژگى‌هاى ادبيات قديم بوده است و اين اختصاص چنان‌که بيايد تا قرن چهارم و پنجم ‌هجرى نيز در نظم و نثر فارسى متداول بود و در نثر طبرى و اشعار عصر سامانى و شاهنامهٔ دقيقى و فردوسى نمونه‌هاى برجستهٔ آن به‌نظر مى‌رسد.


- تمام آوردن کلمات: يعنى عدم حذف روابط و قيود و افعال و اشارات و ضماير، و اثبات هر فعلى در جاى خود هر چند جملهٔ متوالى تکرار شود، برخلاف نثر فنى دورهٔ اسلامي.


- آوردن جمله‌هاى کوتاه در نثر، و اين معنى ظاهراًً تأثيرى است که نظم در نثر فنى بخشيده است.