ديگر زبان فارسى باستان است که آن را ”فرس قديم“ ناميده‌اند، اين همان زبانى است که بر سنگ‌هاى بيستون و اَلْوند و صدستون) ”تخت‌جمشيد“ و دخمه‌هاى هخامنشى و لوح‌هاى زرين و سيمين و بُنلاد تخت‌جمشيد و جاهاى ديگر کنده شده است و مهم‌تر از همه نبشتهٔ بيستون است که داريوش شاهنشاه هخامنشى تاريخ بيرون آمدن و به شهنشاهى رسيدن و کارنامه‌هاى خو درا در آنجا گزارش داده است و خطى که آثار نامبرده بدان نوشته شده است خط ميخى است.


(۱) . آن را از هزاراستون و دژنپشت نيز ناميده‌‌اند و در کتيبهٔ شاپور سکانشاه به پهلوى که در تخت‌جمشيد کنده شده است، آن عمارت را صدستون خوانده‌اند و ما آن کتيبه را به‌جاى خود خواهيم آمورد. چند عمارت و کاخ بوده است که مهم‌ترين آنها دو عبارت: آپادانا يعنى کاخ بيرونى و خديش يعنى کاخ ملکه يا اندرونى است.


اين زبان نيز يکى ديگر ا زبان‌هاى قدمى ايران است و با اوستائى فرق اندک دارد و آن نيز چون اوستائى داراى اعراب و تذکير و تأنيت مى‌باشد ـ خط ميخى برخلاف اوستائى و پهلوى از چپ به راست نوشته مى‌شده است.