جدول تبديل حروف از لغت پهلوى و درى قديم(۴)

پهلوى فارسى درى
ف: تبديل شده است به:
ب: زفان زبان
": روفتن روبيدن
پ: گُف(۱) گُپْ (يعنى: حرف)
": فرورت پرورد
و: افام اوام، وام
": نافه نوه، نواده، نواسه، نپسه
هـ: کوف، کوفان کوه، کوهان
ک: تبديل شده است به:
ب: فراسياک افراسياب
چ: کرخوشت چرخشت
خ: سوراک سوراخ
": اژى‌سه‌شاک اژدهاى سه‌شاخ (ضحاک)
غ: روکن روغن
ق: ياکند ياقوت(۲)
ز: کن زن
گ: ئکاس نگاه
": آکاس آگاه
": نکرشن  نگرش (ملاحظه و رعايت)
": پرورت‌کار پروردگار
هـ: رمک رمه
": تک ته
": پاناک پناه
ى: انوشکروان انوشيروان (صحيح: انوشروان و انوشه‌روان)
": موک موى
": روّاکى روائى (رواج بودن)
": سکستان سيستان
حذف: اپاک ابا
": گوکاس گواه
": ياتوک جادو
": نوک‌روچ نوروز
": و‌َسْتَرگْ بَسْتَر
گ: تبديل شده است به:
الف: گميختگ  آميخته
ج: گيواک جاى
": گيواکروپ جاى‌روب، جارو
": گيان جان
ج: گيهان جيهان، جهان
ز: افروگ افروز
غ: موگ مغ
": تاگ تاغ (طاق معرب آن است)
": ماگ ماغ
": افروگ فروغ
ک: تگ (به ‌معنى وحيد و بطل و يکه‌سوار)  تک، تکسوار، تکه (قوچ بزرگ سرگله)
ى: پَتْ گرپت پذيرفت
حذف: وسترگ بستر
": وترگ گذر
ل: تبديل شده است به:
ر: خواليگر خوارگر (طباخ)
": اهلوبو اهروبو (مقدس)
م: تبديل شده است به:
ن: دمب دنب (دم)
": ستهمبک، ستمبک ستنبه (مارد و هولناک)
": امبارش انبارش
": سمب سنب (سم)
": ميان نيام (قلب است)
": همپاچ همباز
ن: تبديل شده است به:
م:  بان بام
": ميان نيام (قلب است)
م: انبار امباز
": هنباژ همباز
": وهران بهرام
حذف: دهشن، کنش (تمام اسم مصدرها) دهش، کنش
": آتور گشنسب    آذرگشسب


(۱) . اين فاء همان فاء اعجمى است که بين فا و واو است و ريشهٔ فعل گفتن است.


(۲) . قاف به صداى عربى در زبان فارسى نيست و حرفى هم خاص آن در زبان پهلوى و اوستائى موجود نمى‌باشد ليکن از طرز تلفظ بعضى استان‌هاى امروزى و طرز تعريبات اسامى مانند کوات و کاوس که عرب قباد و قابوس کرده است با آنکه کاف در زبان عرب وجود داشته چنين برمى‌آيد که در تلفظ و درى شبه‌قافى موجود بوده است و در سمرقند قديم هم اين حرف بوده و مقدسى تصريح دارد.