هجوم تاتار و مغول مانند همهٔ هجوم‌هائى که نژادهاى وحشى باختر و خاور ايران بر کشور ما کردند آبادانى‌ها و شهرهاى بى‌شمارى از ايران را يکباره با خاک يکسان کرد و عامل‌هاى انحطاط و ويرانى را در دنبال خود به‌جاى نهاد. اين هجوم بنيان‌کن، در آن جاهائى که به يکباره ويران شد، مدرسه‌ها و مرکزهاى دانش را از ميان برد و در آنجاهائى که به تمامى ويران نشد تهيدستى و نابه‌سامانى و پريشانى مردم انگيزهٔ از ميان رفتن آنها را فراهم آورد. اثر شوم اين يورش وحشيانه بر دانش ايرانى در مقدمهٔ معرف ابن‌خلدون، انديشندهٔ نام‌آور تونسي، بر کتاب‌اَلْعِبَرْ و نيز در تاريخ جهانگشاى جوينى به خوبى پيدا است ( براى آگاهى از کمّ و کيف اين تأثير شوم رجوع شود به الف: ابن‌خلدون چاپ مصر ص ۵۴۵. ب: جهانگشاى جوينى ج۱، ص ۵-۳). اما خوشبختى در آن بود که در پناهگاه‌هاى فرهنگ ايرانى که پيش از اين ذکر آن رفت مدرسه‌ها و مرکز‌هاى علمى و عالمانى باقى ماندند و به ادامه دادن سنت‌هاى علمى قديم سرگرم بودند و علاوه بر اين چون آتش فتنه اهريمنان مغول آهنگ فرونشستن کرد باز جمعيت دانشمندان و طالبان علم از پريشانى رست و اندک‌اندک به همت ايرانيانى که در اين مناطق گرد آمده بودند بازار دانش نيم‌رونقى گرفت و نيز در آن ناحيت‌ها که از آسيب‌ کلى برکنار مانده بودند همان مدرسه‌ها و مسجدهاى قديم با امکان‌هاى خود بر جاى ماند و به همين سبب‌ها بود که در ايران عهد مغول مدرسه‌هائى به‌صورت‌هاى کم و بيش مرتب يافته است.