موضوع‌ها و انواع نثر فارسى

در دوره ۷ و ۸ در انواع مختلفى از قبيل: ادب، داستان‌هاى قهرماني، رمان‌ها، قصه‌ها و حکايت‌ها، کتاب‌هاى رجال ادب و تصوف و سياست و علم و حکمت، تاريخ‌هاى عمومي، تاريخ‌هاى محلي، جغرافيا، تصوف و عرفان، مسائل ديني، منطق، حکمت، رياضيات و نجوم، موسيقي، اخلاق، فنون‌ادب، و لغت کتاب‌هاى متعدد تأليف شد و اگر چه بر تنوع آثار مثنوى پارسى در اين عهد نسبت به قرن ششم و آغاز قرن هفتم چندان افزوده نشد ليکن شمارهٔ تأليف‌ها نسبتاً افزايش يافت.


تصنيف کتاب‌هاى ادبى در اين عهد رواج نسبتاً کافى داشت. در رأس اين کتاب‌ها گلستان سعدى قرار داد و نگارستان مُعين‌الدّين جوينى در همين عهد تقليد خوبى از آن است. اَنيس العُشّاق شرف‌الدّين رامي، تاريخ مُعجم شرف‌الدّين قزوينى و مَواهِب الهى مُعين‌الدّين يزدى اگر چه ظاهراً مربوط به مسائل ادبى نيست اما لحن آنها به تمام معنى انشاء ادبى است.


نوشتن داستان‌هاى قهرمانى و رمان در اين دوره چندان رايج نبود و مسلماً يکى از علت‌هاى اين امر پريشان‌حالى مردم ايران و از ميان رفتن خاندان‌هاى قديم بود. در اين موضوع کتاب راحةالارواح ”بختيارنامه“ دَقايقى مَرْوزى از آغاز اين دوره و داستان قهرمانى فيرزنامه (يا قصهٔ فيروزشاه بن ملک داراب) از مولانا محمد بيغمى در پايان قرن هشتم و آغاز قرن نهم قابل ذکر است.


از کتاب‌هاى قصه و حکايت در اين عهد يکى کتاب الفَرَج بعدالشّدة است که اصلاً آن را قاضى ابوعلى‌محسن‌بن على‌بن داود التنوخى (م ۳۸۴هـ) به عربى نوشت و نخستين بار نورالدّين محمد عوفى آن را به پارسى درآورد ولى متأسفانه آن ترجمهٔ او بالاستقلال باقى نماند و اکنون ترجمهٔ ديگرى از آن به‌دست داريم از حسين‌بن اسعدبن حسين دهستانى مؤيدى که در قرن هفتم مى‌زيست. ديگر کتاب طوطى‌نامهٔ ضياء نخشبى است.


در موضوع تراجم و کتاب‌هاى رجال بعد از تذکرةالاَولياء عطار کتاب‌هائى مانند فردوس المُرشديه فى اسرار الصَّمديّه از محمودبن عثمان که مقصور است به بيان احوال شيخ مرشد ابواسحق کازونى (م ۳۲۶هـ) و سِيرَالاَولياء از سيد محمد مبارک علوى معروف به ”اميرخُرد“ در احوال بزرگان سلسلهٔ چَشتيه مؤلف به سال ۸۰۰هـ و کتاب صَفوةالصَّفا از ابن‌بزّاز در بيان مقام‌هاى شيخ‌صَفى‌الدّين اردبيلى و احوال وزيران و بعضى از شاهان و خليفگان و کتاب تَجارب‌السَّلف از هندوشاه بن سنجر نخجوانى مؤلف به سال ۷۲۴هـ و کتاب نسائم الاَسحار فى لطائم الاخبار از ناصرالدّين منشى مؤلف به سال ۷۲۵هـ فابل ذکر هستند.


از جمله‌ کتاب‌هاى معتبر در تاريخ عمومى يکى کتاب‌ معروف طبقات ناصرى از قاضى ابو عمرو منهاج‌الدّين‌بن سراج‌الدين جوزجانى معروف به منهاجِ سراج نويسندهٔ بزرگ قرن هفتم است. ديگر جامع‌التواريخ خواجه رشيد‌الدّين فضل‌الله همدانى است در هفت مجلد که به سال ۷۱۰ هجرى به پايان رسانيد. کتاب معروف ديگر تاريخ گزيده است که تأليف آن به سال ۷۳۰ هجرى به‌دست حمدالله‌بن ابى‌بکربن احمد مُستوفى قزوينى انجام گرفت.


از تاريخ‌هائى که به ذکر احوال سلسله‌هاى معينى مقصور باشد در قرن هفتم و هشتم مخصوصاً بايد ”تاريخ جهانگشاي“ تأليف علاءالدّين عطاملک جوينى (م ۶۸۱هـ) را نام برد که در سه مجلد و يکى از موثق‌ترين مأخذهاى تاريخى و از جمله متن‌هاى دلاويز نثر فارسى است. ديگر تاريخ وصاف اثر وصّاف‌الحضرهٔ شيرازى است و ديگر کتاب مَواهِب الهى مُعين‌الدّين معلم يزدى (م ۷۸۹هـ) است که محمود کتبى يا محمود گيتى آن را تلخيص کرده است.


از تاريخ‌هاى محلى کتاب‌ سِمط العُلى لْلحَضْرةالعُليا تأليف ناصرالدّين منشى کرمانى دربارهٔ قراختائيان کرمان و حوادث ميان سال‌هاى ۶۱۹ و ۷۰۳ هجرى است. کتاب ديگر شيرازنامهٔ احمدبن ابى‌الخير زرکوب دربارهٔ شيراز و فارس است. ديگر مزارات شيراز يا هزار مزار است که ترجمه‌اى است از کتاب شَدّالاِزار فى حَطّ الَاوزار عن زوارالمزار“ به عربى از جنيدبن محمود شيرازي. اين کتاب به‌وسيلهٔ عيسى فرزند مؤلف به فارسى ترجمه و مزارات شيراز خوانده شد. از سيفى هروى شاعر کتاب سودمندى دربارهٔ هرات با انشاء مزين باقى است. دربارهٔ اصفهان ترجمهٔ فارسى کتاب محاسن اصفهان تأليف ما فَرّوخى عالم قرن پنجم است که به‌دست حسين‌بن محمد آوى به سال ۷۲۹هـ ترجمه شد.


از کتاب‌هاى بسيار که دربارهٔ تصوف و عرفان در قرن هفتم و هشتم نگارش يافت ”المعارف“ تأليف سلطان‌العلما بهاء‌الدّين محمدبن حسين خطيبى بلخى معروف به بهاءولد (م ۶۲۸) و کتاب ”فيه‌مافيه“ و ”کاتيب“ از فرزند او و شاعر و عارف نامدار قرن هفتم يعنى جلال‌الدّين محمد مولوى (م ۶۷۲هـ) و کتاب‌‌هاى مِرصادالعِباد، معيارالصّدق فى مصداق العشق، مَرموزاتِ اَسدى و رسالةالطّير از نجم‌الدّين دايه، اَوْرادالاَحباب و فُصوص الآداب از ابوالمفاخر باخَرزي، مِصباح الهدايه از عزالدّين محمود کاشانى (م ۷۳۵هـ)، کتاب‌هاى سِرّالبال فى اطوار سلوک اهل الحال، سَلْوَة العاشقين و العُروة الاَهل الخَلوة از شيخ علاءالدولهٔ سمنانى و کتاب‌هاى نَزهة الاَرواح و طَرَب‌المَجالس و صِراط مستقيم از اميرحسين سادات هروى را مى‌توان برشمرد.


از جمله کتاب‌هاى مهمى که در مسائل عملى در قرن هفتم و هشتم تحرير و تأليف يافت و بايد آثار افضل‌الدّين کاشاني، آثار خواجه نصيرالدّين طوسى و کتاب‌هاى پرارزش علامه قطب‌الدّين شيرازى و علامه شمس‌الدّين محمد آملى را نام برد.


در زمينهٔ ترسل نمونه‌هائى از انشاء شمس‌الدّين صاحب ديوان و بردارش عطاملک جوينى و مولانا جلال‌الدّين بلخى و خواجه رشيدالدّين فضل‌الله و عين ماهرو و شمس‌ منشى را در دست داريم.