علوم شرعى به‌علل مختلفى در قرن ۵ و ۶ هجرى در کمال توسعه و رواج بود. يکى از بزرگترين علماى علم قرائت قرآن به‌نام ابوالفضل محمد سجاوندى غزنوى (م ۵۶۰ هـ) در همين عهد ظهور کرد و کتاب‌هاى او دربارهٔ علم قرائت همواره مورد توجه علماى ممالک اسلامى قرار داشت. علم تفسير قرآن نيز در اين عهد چه در ميان علماى سنت و چه بين دانشمندان شيعه به کمال ترقى نائل شد و حتى تفسيرهائى هم با توجه به مقاصد کلامى و فلسفى و عرفانى در اين دوره تأليف شد، مثلاً امام فخر رازى (م ۶۰۶) کتابى دارد به‌نام ”تفسير کبير“ که در آن به مسائل مختلف از نظر کلامى و فلسفى نظر کرده و از اين راه تفسيرى بسيار طولانى پديد آورده است که خود به اتمام آن توفيق نيافت و بعد از او علماى ديگرى آن را به پايان بردند.


از ميان تفاسير فرقهٔ معتزله کتاب کشاف‌ از جارالله زمخشرى (م ۵۳۸ هـ) در اين عهد تأليف و بعدها شروح متعددى بر آن نوشته شد. کشاف از جمله مهمترين کتب تفسير قرآن شمرده مى‌شود.


از ميان تفاسير شيعه کتاب‌هاى ابوعلى فضل بن حسن طبرسى (= تفرشي) (م ۵۴۸ هـ) از همه مهمتر است. وى سه تفسير قرآن بر روش شيعه دارد که مهمتر از همهٔ آنها کتاب ‌”مجمع‌البيان“ است که به سبب اهميتى که ميان علماى شيعه پيدا کرد چندبار تلخيص شده و يک‌بار در قرن سيزدهم هجرى به‌دست دانشمندى به‌نام آقامحمد به فارسى ترجمه شد و اين ترجمه موسوم است به ”مفصل‌البيان فى‌ علم‌القرآن“.


از ميان تفاسير متعدد عامه که در اين عهد تأليف شده به ذکر معالم‌التنزيل از قراء بَغَوى (منسوب به شهرى به‌‌نام بغ يا بغشور در ميان راه مرو و هرات) اکتفا مى‌کنيم که تاکنون چندبار به‌طبع رسيده است. فراء بغوى از علماى بزرگ شافعى بود و وفاتش به‌سال ۵۱۶ اتفاق افتاد.


چندين تفسير بسيار معتبر اين دوره به زبان فارسى نوشته شده است که همهٔ آنها در تاريخ ادب فارسى اهميت دارند و از جملهٔ قديمى‌ترين آنها در اين عهد کتاب تفسير سورآبادى (ابوبکر عتيق‌بن محمد هروى سورآبادي) است. وى در ميانهٔ قرن پنجم هجرى مى‌زيست و کتابش که به‌طبع رسيده متضمن نمونه‌هاى خوبى از نثر فارسى است.


ديگر از اين دسته تفاسير فارسى کتاب بسيار مشهور ”کشف‌الاسرار وعدةالابرار“ است از ابوالفضل رشيدالدين ميبدى که تأليف آن از سال ۵۲۰ هجرى آغاز شد. ميبدى از پيروان و شاگردان خواجه عبدالله انصارى عارف مشهور (م ۴۸۱) بود و تفسيرى را که استاد او ترتيب داده بود اساس کار خود در تأليف کشف‌الاسرار قرار داد. او هر آيه از آيات قرآن را در يک ”مجلس“ و هر ”مجلس“ را در سه ”نوبت“ تفسير کرد. در نوبت اول ترجمهٔ آيه را به‌نحوى که روشنگر معنى و مقصود آن باشد آورد و در نوبت دوم وجوه معانى و قرائت‌هاى مشهور و سبب نزول و بيان آيات و اخبار مربوط به آن آيه را ذکر کرد و در نوبت سوم همان آيه را به شيوهٔ عارفان و سليقهٔ صوفيان مورد شرح و تفسير قرار داد يعنى همان کار را کرد که عرفاى ديگر در تفسيرهاى خود يا در مجالسى که براى تربيت پيروان خود ترتيب مى‌دادند، نسبت به معانى قرآنى مى‌کردند و آنها را به سليقهٔ خود، همراه با امثال و اشعار و لطائف گوناگون ذوقى و ادبي، توجيه و تأويل مى‌نمودند. کشف‌الاسرار، مخصوصاً در آن قسمت‌ها که آيات بنابر سليقهٔ عرفا تفسير شود، از جملهٔ متون زيباى فارسى است. اين کتاب عظيم به تمامى در جزو انتشارات دانشگاه تهران به‌طبع رسيده است.


از تفسيرهاى ديگر که در همين دوره تأليف شده و آن‌هم از آثار خوب فارسى است روض‌الجنان تأليف ابوالفتوح رازى (جمال‌الدين حسين‌بن علي) از علماى بزرگ شيعه در نيمهٔ اول قرن ششم هجرى است. اين تفسير در بيست جزء و در پنج مجلد به طبع رسيده و از حيث اشتمال بر فوائد لغوى و دستورى و نثر ساده‌اى که دارد حائز اهميت است.


در علم حديث و علم فقه نيز از ميان علماى سنت و شيعه علماى بزرگى در اين عهد برخاستند و بر روى‌هم به‌سبب توجه خاصى که در اين عهد به مسائل دينى و به علماى شرع خاصه به فقها و محدثين مى‌شد شمارهٔ آنان در تمام اين دوره رو به فزونى بود و کمتر ديارى در آن ايام يافته مى‌شود که از يک عده فقيه بزرگ خالى باشد.


اما در علم کلام چه از ميان فرق شيعه (مخصوصاً شيعهٔ اماميهٔ اثنى‌عشريه و شيعهٔ اسمعيليه) و چه از بين علماى اهل سنت و جماعت دانشمندان بزرگى برخاسته و تأليفات سودمندى برجاى نهاده‌اند. بزرگترين متکلم مذهب اسمعيلى در اين عهد ناصرابن خسرو قباديانى است که آثار او مانند زادالمسافرين و جامع‌الحکمتين و وجه دين در کلام و مسائل مذهبى اسمعيليه مشهور است و چون او از نويسندگان و شاعران مشهور ما است جداگانه دربارهٔ وى سخن خواهيم گفت. از ميان علماى شيعهٔ اثنى‌عشريه کسانى که در مباحثى از علم کلام سخن گفته باشند مى‌توان شيخ‌الطائفه ابوجعفر طوسى (م ۴۶۰ هـ) صاحب ”اثبات‌الواجب“ و کتاب ”تلخيص‌الشافي“؛ راغب اصفهانى (ابوالقاسم حسين ابن محمد متوفى به‌سال ۵۰۲ هـ) صاحب ”الذريعه الى مکارم‌الشريعه“ را نام برد. از کتاب‌هاى قابل‌توجه شيعه که در اواسط قرن ششم هجرى به زبان فارسى و با نثر مطبوعى نوشته شده و بيشتر مباحث آن در رد و ايراد بر نظريه‌هاى اهل سنت نسبت به عقايد شيعه و اثبات مبانى اعتقادات اين فرقه است کتاب‌النقض است از عبدالجليل رازى (شيخ نصيرالدين ابوالرشيد ابوالحسين) که به‌طبع رسيده و از جملهٔ کتب پرارزش دربارهٔ مذهب اماميه است.


از ميان متکلمان بزرگ اهل سنت و جماعت در اين دوره نخست بايد امام‌الحرمين (ابوالمعالى ضياءالدين عبدالملک بن عبدالله جوينى متوفى به‌سال ۴۷۸هـ) استاد حجةالاسلام غزالى را نام برد که تأليفات متعددى در اين علم داشت مانند کتاب ارشاد و کتاب شامل و غيره.


شاگرد او حجةالاسلام محمدبن محمد غزالى طوسى (م ۵۰۵ هـ) بزرگترين متکلم اشعرى و از ائمهٔ مشهور شافعى در عهد مورد مطالعهٔ ما است. وى که ضمناً يکى از نويسندگان خوب فارسى است تأليفات مهمى هم در مباحث مختلف ”کلام“ دارد که از ذکر همهٔ آنها در اينجا صرف‌نظر و به آوردن نام بعضى از آنها اکتفا مى‌شود مانند: الاقتصاد فى‌الاعتقاد - الجام‌العوام من علم‌الکلام - اسرار علم‌الدين - الاربعين فى اصول‌الدين و غيره.


متکلم بزرگ ديگر اين عهد عبدالکريم شهرستانى (م ۵۴۸) صاحب کتاب مشهور الملل و النحل و کتاب‌المصارعة و کتاب نهايةالاقدام است. الملل والنحل در قرن نهم به زبان فارسى ترجمه و اخيراً چندبار چاپ شده و از معتبرترين کتب دربارهٔ اديان مختلف خاصه مذاهب اسلامى است. وى کتاب ديگرى در علم کلام دارد دربارهٔ علم واجب‌الوجود که در آن خلاف روش حکماى مشاء و بنابر نظر علماى علم کلام ثابت کرد که علم واجب‌الوجود علم على‌الاطلاق است نه علم بر کليات.