|
شمسالدين محمدبن قيس رازى اديب بزرگ و عالم مشهور به فنون ادبى و مؤلف نامبردار پارسىنويس در اين فنون، صاحب کتاب معروف ”المعجم فى معايير اشعارالعجم“ در همين ابواب است. از احوال او اطلاعات کافى در دست نيست و آنچه از اقوال و اشارات او در المعجم برمىآيد اين است که وى از اهل رى بود و مدتى دراز از ايام حيات را در خراسان و ماوراءالنهر و خوارزم گذرانيد و در حدود سال ۶۰۱ تا پنج شش سال بعد از آن در بخارا بهسر مىبرد و در سال ۶۱۴ در مرو بود. در همين سال بود که علاءالدين محمد خوارزمشاه به قصد فتح عراق و بغداد و قمعالناصر لدينالله از خوارزم به حرکت آمد و از خراسان گذشت و چون آوازهٔ حملهٔ مغول از همان اوقات در افواه منتشر بود، شمس قيس مانند ديگر رجال و بزرگان مشرق از خراسان هجرت کرد و در رکاب سلطان به عراق آمد و چند سال در بلاد عراق بهسر برد و در سال ۶۱۷ نيز که سلطان محمد خوارزمشاه از برابر لشکريان سبتاى نوين و يمه نوين مىگريخت، او يکى از ملازمان رکاب سلطان فرارى بوده است، و در جنگى که بين سلطان و لشکريان مغول در پاى قلعهٔ فرزين بين اصفهان و همدان رخ داده بود، او نيز حضور داشت و مسودات کتابالمعجم با ساير کتب نفيس که همراه داشت ضايع شد.
| |
|
|
|
شمس قيس بعد از گسيخته شدن شيرازهٔ کار خوارزمشاه در حدود سال ۶۲۳ هـ از عراق به فارس هجرت کرد و به خدمت اتابک سعدبن زنگى (۵۹۹-۶۲۸ هـ) پيوست. اتابک او را به حرمت پذيرفت و پس از اندک زمانى از جملهٔ ندماى خاص خويشش گردانيد و او تا پنج سال يعنى تا آخر عمر اتابک در همين مرتبه بود. بعد از وفات اتابک در ۶۲۸ هـ و جلوس پسرش اتابک ابوبکر باز شمس قيس همان رتبت و مکانت را داشت.
| |
|
|
|
تأليفالمعجم چنانکه مصنف در ديباچهٔ آن آورده در سال ۶۱۴ بهخواهش يکى از فضلا در خراسان آغاز شد ليکن بعد بر اثر مهاجرت از خراسان و سرگردانى در بلاد مختلف اين کار ناتمام ماند و حتى در سال ۶۱۷ قسمتى از يادداشتهاى وى در پاى قلعهٔ فرزين پراکنده شد و بعد از چندى يکى از دهقانان قسمتى را که بهدست آورده بود به وى داد و او بعد از آنکه به فارس رفت و درظل عنايت اتابک سعدبن زنگى و پسرش ابوبکر درآمد کتاب خود را در حدود سال ۶۳۰ هـ نوشت. اصل کتابالمعجم دربارهٔ عروض و قافيهٔ عربى و پارسى بوده و بهزبان عربى نوشته شده بود ليکن شمس قيس در سال ۶۳۰ هجرى به خواهش فضلاى پارس از آن کتاب مطول آنچه را به زبان پارسى و اشعار درى و فهلويات مربوط بود انتخاب کرد و کتاب کوتاهترى به زبان پارسى نوشت که همين ”المعجم فى معايير اشعارالعجم“ است. و ظاهراً آنچه را مربوط به اشعار عربى بود در کتابى ديگر بهنام ”المعرب فى معايير اشعارالعرب“ تنظيم کرد.
| |
|
|
|
المعجم مهمترين و جامعترين کتابى است که در آخر اين عهد در باب فنون ادبى به زبان فارسى نوشته شده است. اين کتاب مشتمل است بر دو قسم: قسم اول در فن عروض و قسم دوم در علم قافيه و نقد شعر است. در نقد شعر بحث دربارهٔ محاسن شعر و صنايع مستحسنهٔ نظم و نثر و شرايط شعر و شاعر نيز آمده است. در ضمن تحقيق در هر مورد از موارد اين دو علم و فروع آن مؤلف اشعار و اسم بسيارى از شاعران و گاه قصيده و غزلى تمام را آورده و اين امر باعث شده است که کتابالمعجم علاوه بر فوائد کثير خود در علوم ادبى فارسى داراى منافع بسيار در جمعآورى اشعار و اسامى شاعران پيش از حملهٔ مغول گردد. روش کار و تحرير و تنسيق مطالب در المعجم بسيار خوب و مقرون به کمال استادى و نشانهٔ وسعت اطلاع و احاطهٔ کامل مؤلف آن بر علوم مختلف ادبى پارسى و عربى است. بههمين سبب المعجم بعد از تأليف مورد استفادهٔ کسانى قرار گرفته است که خواستهاند در علوم ادبى پارسى تأليفى بهجاى گذارند، اگرچه هيچيک از آنها به کمال و اتقان و جامعيت المعجم از کار درنيامده است.
| |
|
|
|
شمس قيس تأليفات ديگرى نيز در فنون ادب داشته است مانند ”الکافي“ در عروض عربى و فارسى و قافيه و حدائقالمعجم در عروض.
| |
|