اتابک مؤيدالملک منتجب‌الدين بديع جوينى منشى معروف سلطان سنجر سلجوقى و صاحب ديوان رسائل او است که از مترسلان بزرگ و محل احترام بلغاى بعد از عهد خويش است. دربارهٔ تاريخ ولادت و وفات او اطلاع صريح در دست نيست ولى بنابر اطلاعاتى که از آثار او به‌دست مى‌آيد در اواخر قرن پنجم هجرى ولادت يافته و تا ميانهٔ قرن ششم هجرى در قيد حيات بوده است.


وى بعد از اتمام تحصيلات خود، هم از آغاز عهد شباب، وارد خدمات ديوانى شد و تا پايان حيات سلطان سنجر سلجوقى (م ۵۵۲ هـ) در مقام خود يعنى صاحب ديوانى رسائل سلطان باقى بود و چون نامه‌ها و فرمان‌هائى که در اين دوران متمادى نوشته اهميت وافر يافت آنها را گرد آورده و نظم و ترتيبى داده و ”عتبةالکتبه“ ناميده بود و علاوه بر عتبةالکتبه، عوفى دو اثر ديگر به‌نام ”رقيةالقلم“ و ”عبرات‌الکتبه“ به او نسبت داده است که گويا هر دو در فن ترسل و انشاء بود.


منتجب‌الدين بديع را نويسندگان و بلغاء بعد از او به بلندى مقام ستوده و عتبةالکتبهٔ او را از جملهٔ سرمشق‌هاى شمرده‌اند که مطالعهٔ آنها بر مترسلان لازم و واجب است و از آن جمله هستند سعدالدين وراوينى صاحب مرزبان‌نامه، و عوفى مؤلف لباب‌الالباب و جوامع‌الحکايات. نويسندهٔ اخير دربارهٔ بديع جوينى مى‌نويسد: ”افاضل دهر انصاف داده‌آند که در ميدان بلاغت سوارى شهم‌تر از بديع اتابک جولان نکرده است و يکران سبقت را در موکب نظم و نثر مثل او بر روى مدعيان برنتاخته...“


انشاء منتجب‌الدين مصنوع و مزين و آراسته به سجع و مقرون به اطناب و در نهايت جزالت و سلاست است. وى اشعارى نيز داشته و از آن‌جمله است اين غزل:


ازين با آب‌تر روئى نباشد وزين پرتاب‌تر موئى نباشد
چو رنگ خد تو رنگى نخيزد چه بوى جعد تو بوئى نباشد
در آن خطه که نام او بهشت است بسان کوى تو کوئى نباشد
چو چشم من به‌عالم هيچ‌کس را ز خونابه روان جوئى نباشد
زعشقت در تکاپويم تو دانى که عاشق بى‌تکاپوئى نباشد