ابوالحسن على‌بن عثمان بن على جُلّابى غزنوى هجويرى (م ۴۶۵ هـ) از مؤلفان بزرگ نيمهٔ اول قرن پنجم هجرى است. کتاب کشف‌المحجوب او از امهات کتب صوفيه و از جملهٔ قديمى‌ترين آنها است که بعدها مورد استفادهٔ کسانى که در احوال و آثار مشايخ صوفيه کتاب مى‌نوشته‌اند قرار گرفت، مانند عطار در تذکرةالاولياء و جامى در نفحات‌الانس. سبک نثر اين کتاب بر روى‌هم ساده است جز آنکه هجويرى به نسبت با معاصران خود مفردات عربى بيشتر به‌کار برده و على‌الخصوص مفردات يا ترکيبات عربى که ميان صوفيه معمول بود، مانند عين‌اليقين، حق‌اليقين، مقام و تمکين، محاضره و مکاشفه و نظاير آنها در کتاب او بسيار است.


نکتهٔ قابل توجه ديگر آنکه در کشف‌المحجوب جمله‌ەاى متوازن و نثر موزون که بعدها در آثار خواجه عبدالله انصارى کمال مى‌پذيرد، نيز به‌ندرت ديده مى‌شود و اين از اختصاصات نثر صوفيه است و نظاير آن در آثار صوفيان به‌وفور ديده مى‌شود، و آن عبارت را نمى‌توان به حقيقت در زمرهٔ نثر مسجع آورد بلکه به نظر ما نوعى از نثر موزون و نزديک به شعر است که ميان صوفيه و اهل مجالس و منابر رواج داشته.


از جملهٔ اين‌گونه موارد در کشف‌المحجوب مى‌توان عبارات ذيل را شاهد آورد: ”صفا از صفات بشر نيست، زيراکِ مدارِ مدر جز بر کدر نيست و هر بشر را از کدر گذر نيست، پس مثال صفا بافعال نباشد و از روى مجاهدت مر بشريت را زوال نباشد...“ ”... الفقر عزّ لاهله، پس چيزى که اهل را عزّ بود مر نااهل را ذل بود، و عزش آن است که فقير محفوظ الجوارح بود از زلل و محفوظ از خلل، نه بر تنش معصيت و زلت رود، و نه بر جانش خلل و آفت صورت گيرد، از آنچ ظاهرش مستغرق نعم ظاهره بود و باطنش منبع نعم باطنه، تا نفسش روحانى بود و دلش رباني، خلق را به دو حواله نماند و آدم را به دو نسبت نه“.