|
شيخالاسلام ابواسمعيل عبدالله بن محمد انصارى هروى از عرفاى مشهور و از نويسندگان صاحب ذوق و صاحب سبک فارسى است. وى بهسال ۳۹۶ هـ. ولادت يافت و از خردى باز زبانى گويا و طبعى توانا داشت چنانکه شعر عربى و پارسى نيک مىسرود و جودت ذهن او چندان بود که هم در جوانى در علوم ادبى و دينى و حفظ اشعار عرب شهرت داشت و علىالخصوص در حديث توانا و صاحب اطلاعات و املاء کثير بود و در فقه از روش احمدبن حنبل پيروى مىکرد. خواجه عبدالله در تصوف از شيخ ابوالحسن خرقانى تعليم گرفته و جانشين او بود و علاوه بر او از مشاهير متصوفهٔ عهد خود مانند شيخ ابوسعيد ابوالخير نيز فايدهها برگرفت. اقامتش بيشتر در هرات بود و در آنجا به تعليم و ارشاد اشتغال داشت تا به سال ۴۸۱ درگذشت. وى شعر مىسرود و مقدارى از اشعار خود را در رسالات خويش آورده است ليکن شهرت او از بابت اشعار قليلى نيست که از وى مانده بلکه از باب رسالات و کتب مشهورى است که پديد آورده و از او در دست داريم.
| |
|
|
|
از ميان اين آثار يکى ترجمه و تحرير طبقاتالصوفيهٔ سلمى است به لهجهٔ هروى که مأخذ کار جامى در تأليف نفحاتالانس گرديد، و ديگر تفسيرى که بر قرآن نوشته بود و همان است که اساس کار ابوالفضل ميبدى در تأليف تفسير معروفش بهنام کشفالاسرار و عدةالابرار قرار گرفت؛ و ديگر رسالات او که از همهٔ آثار ديگرش مشهورتر و عبارت است از رسائلى که به نثر موزون نوشته است مانند مناجاتنامه، نصايح، زادالعارفين، کنزالسالکين، قلندرنامه، محبتنامه، هفت حصار، رسالهٔ دل و جان، رسالهٔ واردات، و الهىنامه. دربارهٔ سبک خواجه در آنها پيش از اين به اختصار سخن گفتهام. اين رسالات به تمامى متضمن مسائل و تعليمات صوفيانه و زاهدانه و همراه با مواعظ و اندرزهاى حکيمانه است و از باب اهميت و شيوع فراوانى که داشته و دارد چند بار به طبع رسيده و مشهور است.
| |
|