|
|
|
|
|
دورهٔ قرن ۵ و ۶ هجرى يکى از ادوار بسيار مهم و ارزندهٔ ادب پارسى است. زبان و ادبيات پارس در اين دوره بهنحو شگفتآورى توسعه و رواج يافت. اين امر معمول علتهائى است که بعضى از آنها را ذيلاً ياد مىکنيم:
| |
|
|
|
۱. براثر مجاهداتى که از اواسط قرن سوم تا اواسط قرن پنجم بهوسيلهٔ شاعران و نويسندگان کوشا و بزرگ ماوراءالنهر و خراسان و سيستان در شعر و نثر پارسى شده بود، اساس ادب پارسى با استوارى تمام نهاده شد، و مقدمات لفظى و معنوى براى بيان مقاصد و مفاهيم مختلف در الفاظ منظوم و منثور براى شاعران و نويسندگان دورهٔ بعد بهنحو اتم و اکمل فراهم گشت.
| |
|
|
|
۲. تعدّد امرا و خاندانهاى بزرگ و رجال ثروتمند در اين دوره وسيلهٔ بسيار بزرگى براى فزونى عدد شاعران و نويسندگان بود.
| |
|
|
|
اين امرا و خاندانها و رجال، داشتن مردان فاضل و نويسنده و شاعر را در دستگاه خود از جملهٔ لوازم رياست مىدانستند و بنابر رسمى که در تمدن اسلامى جريان داشت، هريک سعى مىکردند که دستگاه آنان از اين حيث بر دستگاههاى ديگر برترى داشته باشد و همين امر خود باعث تشويق مردم به تحصيل علم و ادب و تبرز در علوم و ادبيات شده و شاعران و نويسندگان بىشمارى پديدآورده بود که احصاء آنان و آثارشان واقعاً دشوار است.
| |
|
|
|
۳. بر اثر فتوحات غزنويان و سلاجقه و لشکرکشىهاى آنان زبان پارسى از اقصاء ماوراءالنهر تا سواحل مديترانه و از کنارههاى دجله تا آنسوى رود سند و ناحيهٔ پنجاب را بهتدريج در زير سيطرهٔ خود درآورد و اين ناحيهٔ بسيار وسيع البته براى پروراندن شاعران و نويسندگان استعداد بيشترى از محيط سابق داشت.
| |
|
|
|
۴. در اين دوره به تفصيلى که خواهيم ديد مراکز ادبى پارسى فقط منحصر به مشرق ايران نبود بلکه در نواحى ديگرى از قبيل عراق و آذربايجان مراکز مهم ادب پارسى تشکيل يافت و وجود همين مراکز جديد خود وسيلهٔ ظهور شاعران و نويسندگان بزرگ تازهاى شد.
| |
|
|
|
۵. نهضتى که از اوايل قرن پنجم بهوسيلهٔ علما و متکلمين معتزله و دانشمندانى از قبيل ابوريحان و ابوعلىسينا و شاگردان او در تأليف کتب علمى به زبان پارسى ايجاد شده بود، در اين عهد با شدت بيشترى ادامه يافت و اين امر باعث ايجاد کتب متعددى در مسائل مختلف علمى به زبان پارسى گرديد، و اين خود وسيلهٔ جديدى براى توسعهٔ دايرهٔ ادب پارسى شد.
| |
|
|
|
۶. از اوايل اين دوره شعر و نثر پارسى براى ارشاد مردم در خانقاهها و در آثار صوفيه رسوخ کرد. در تمام مجالس سماع و وعظ و ارشاد و در غالب و نزديک بهتمام کتب عرفانى و منظومهاى صوفيانه که در ايران آن عهد بهوجود آمد زبان سادهٔ پارسى بهنحوى که مورد فهم همگان باشد، بهکار رفته است بدين ترتيب ادب پارسى که تا آن وقت فقط مورد حمايت دستگاههاى دولتى بود، در ميان عامهٔ مردم راه يافت و آثار دلپذير عرفا طالبان بسيار يافت و اين هم يکى از علل بزرگ توسعه و رواج ادب پارسى گرديد.
| |
|
|
|
خلاصهٔ کلام آنکه دورهٔ مطالعهٔ ما از دورههاى نادر تاريخ ايران براى ترويج زبان و ادپ پارسى شمرده مىشود و از اين جهت قابل توجه است.
| |
|