دانش‌هاى رياضى

آغاز عهد صفوى در دانشهاى رياضى ميراث‌دار پيشرفت‌هائى بود که آن علم‌ها در دوران تيمورى خاصه در مکتب سمرقند حاصل کرده بودند، ليکن عهدى که شايستگى چنين ميراثى نداشت گنجنيهٔ گرانبهائى را که به چنگ آورده بود در کوتاه زمانى از کف داد. رياضيدانان اين عهد يا از بازماندگان قرن نهم و تربيت شدگان مستقيم آنان بوده و در شهرهاى آسياى صغير (روم) و ايران به‌سر مى‌برده‌اند و يا ادامه دهندگان مکتب آنان که به‌تدريج از شماره‌شان کاسته مى‌شد. در ميان جويندگان ”جامعيّت“ هم به‌ندرت کسانى بودند که مقدماتى از اين دسته دانش‌ها کسب مى‌کردند و گاه رساله‌هاى متوسطى در اين باره از خود برجاى مى‌نهادند و بر روى هم در ميانشان کسى که او را بتوان جانشين رياضيدانان بزرگ پيشين دانست، وجود نداشت.


در پايان اين مقال که به دانش‌هاى رياضى اختصاص داشت، يادآورى مى‌شود که در عهد مورد مطالعهٔ ما کارى که شايستهٔ بيان باشد در علم موسيقى انجام نگرفت و اين را هم بايد دانست که دوران چيرگى دانش‌هاى شرعى نمى‌توانست فرصت مناسبى براى رشد علم موسيقى باشد به‌ويژه که در اين عهد تأليف کتاب‌ها و رساله‌ها و اظهارنظرهاى مکرر عالمان شرعى شيعى در بيان حرمت غنا و شنيدن لحن‌هاى موسيقى رواج داشت.


اما وضع در ميان مسلمان بيرون از ايران چنين نبود چنانکه بعضى از شاعران که در هند و روم مى‌زيسته‌اند موسيقى‌دان و نوازنده بوده‌اند و گذشته از آن مصنفانى را در آن سامان‌ها مى‌يابيم که کار مؤلفان قديم موسيقى را در اين عهد ادامه مى‌داده‌اند مانند عبدالعزيز مراغى نوادهٔ عبدالقادر مراغى که در روم مى‌زيسته و کتاب نقاوةالادوار را به‌نام سلطان سليمان (۹۲۶-۹۷۴ هـ) تأليف کرده و در آن استخراج نه دايره از ادوار موسيقى را مدعى شده و گفته است که فارابى بر اوتار قديم دوتار افزوده و کامل نام گذاشته و عبدالرحمن دوتار ديگر بر آن بيفزود و اکمل نام داد و صفا دوتار ديگر اضافه کرد و مکمّل نام گرفت.

رياضيدانان معروف

از تربيت‌ شدگان عهد تيمورى که در آغاز اين عهد مى‌زيست ملامحمود بن محمد بن قاضى‌زادهٔ رومى معروف به ”ميرم چَلَبى“ (م ۹۳۱ هـ) است که در دوران سلطنت بايزيد دوم (۸۸۶-۹۱۸ هـ) و جانشين وى ”قاضى عساکر ولايت آناطولى“ بود. از آثارش يکى کتاب فارسى ”دستورالعمل و تصحيح‌الجدول“ در شرح مقالهٔ نخستين از کتاب زيج جديد سلطانى يا زيج‌الغ بيگى است. وى دو کتاب فارسى ديگر در هئيت دارد به‌نام ”ربع مجيب“ و ”ربع المقنطرات“ در بيست فصل به‌نام سلطان بايزيد مذکور نوشت.


تاريخ مرگ او را حاج خليفه سال ۹۳۱ هـ نوشته ليکن بلوشه، نمى‌دانم به استناد کدام مأخذ، سال ۹۳۲ هـ ضبط کرده است.


رياضيدان و منجّم بزرگ ديگرى که در آغاز اين عهد شهرت بسيار يافته و تربيت‌ شدهٔ استادان قرن نهم بود، ملاعبدالعلى بيرجندى (م ۹۳۴ هـ) است.


بيرجندى تحصيل دانش‌هاى عهد خود را به تمامى نزد معروف‌ترين استادان زمان، در هرات به پايان برد و سپس شروع به شرح کتاب‌هاى مشهور در رياضيات و تأليف کتاب‌هائى در دانش‌هاى ديگر کرد. دربارهٔ او نوشته‌اند که: ”به صفت تواضع و پرهيزگارى و حلم و ديندارى اتصاف“ داشت.


اثرهاى بيرجندى متعدد و از آن جمله است: شرح‌الفوائدالبهائية فى الحساب که اصل آن تأليف عمادالدين عبدالله بغدادى است و بيرجندى آن در سال ۸۹۱ شرح کرد. شرح تذکرةالنصيرية خواجه نصيرالدين طوسى به عربى. شرح تحرير مَجسطى خواجه نصير. شرح شمسيّه فى الحساب که متن آن اثر حسن بن محمد نيشابورى معروف به ”نظام اعرج“ (م ۸۲۸ هـ) است. شرح زيج جديد سلطانى (زيج گورکانى، زيج‌الغ بيگى) شرح بيست باب در معرفت اسطرلاب از خواجه نصيرالدين طوسى. کتاب بيست باب در معرفت تقويم و اختيارات به پارسى که ملامظفر گنابادى آن را شرح کرد. شرحى به عربى بر ”الملخّص فى الهئية“ تأليف محمود بن محمد چغمينى خوارزمى (م ۷۴۵ هـ). ـ رساله در ابعاد و اجرام که موضوع آن بحث در بعدهاى ستارگان از مرکز عالم و مقدار جرم آنها است و بيرجندى آن را به سال ۹۳۰ تأليف کرد. ـ رسالهٔ تشريح در پرگار. ـ کتاب مسالک و ممالک يا عجايب بلاد. ـ تحفةالحاتميه در اسطرلاب ـ رساله‌اى در تقويم که به سال ۸۸۳ نوشت، و چند کتاب ديگر.


شمس‌الدين محمد خفرى (م ۹۴۲ هـ)، بر تذکرةالنصيريهٔ خواجه نصيرالدين شرحى نوشته و نام آن را ”التکملة فى شرح التذکره“ نهاده و آن را به سال ۹۳۲ هـ به پايان برده است. ديگر از اثرهاى خفرى ”منتهى الادراک فى مدارک الافلاک“ است در هئيت که در ۹۱۰ به پايان رسانيد.


غياث‌الدين منصور دشتکى شيرازى (م ۹۴۸ هـ)، چند کتاب در رياضى و هئيت نوشت. از آن جمله است اللوامع و المعارج که در هجده سالگى تنظيم کرد. ديگر کتاب السفير فى الهئية در چهار باب و هر باب شامل چهار فصل. ديگر کتاب الاساس در علم هندسه و کتاب کفايةالحساب.


از رياضيدانان به‌نام اين عهد ابوالحسن بن احمد ابيوردى معروف به دانشمند است که در همهٔ دانش‌هاى زمان خود به‌ويژه در رياضيات مهارت داشت و معروف است که هجده مسئله در رياضى از زمان‌هاى قديم باقى مانده بود که خواجه نصير طوسى شش تا و دانشمند ابيوردى دوازده تاى آنها را حل کردند و ابيوردى در اين زمينه رساله‌اى به‌نام حل لاينحل نوشت. ابوالحسن دانشمند در الهيات و کلام و رياضيات تأليف‌هائى داشت که از آن ميان دو کتاب مشارق و مرآت الافلاک در رياضيات و نجوم و اثرهاى ديگرى مانند حاشيه بر شمسيّه و حاشيه بر تهذيب المنطق و الکلام تفتازانى در حکمت بود. وى شعر نيز مى‌سرود.


مظفر بن محمد قاسم بن مظفر گنابادى معاصر شاه عباس بزرگ به سال ۱۰۰۵ هـ بر بيست باب بيرجندى شرحى نوشت و اين متن و شرح بارها چاپ شد. وى کتابى در احکام نجوم دارد به‌نام تنبيهات‌المنجمين که آن را به سال ۱۰۳۱ هـ به‌نام شاه عباس تأليف نمود و چون اثرهايش در شمار کتاب‌هاى درسى بوده در عهد خود و بعد از آن شهرت بسيار يافت.


خاتم‌المهندسين ملامحمدباقر زين‌العابدين يزدى، زنده در ۱۰۴۷ هـ و شايد تا بخشى از نيمهٔ دوم سدهٔ يازدهم، استاد شيخ بهاءالدين محمد عاملى بود و او غير از استاد ديگر شيخ بهائى است به‌نام ملاعبدالله بن حسين يزدى. از اثرهاى ملامحمدباقر يزدى است: مطالع‌الانوار در علم هئيت، عيون‌الحساب در يک مقدمه (در تعريف و تقسيم عدد) و هفت باب. وى در اين کتاب‌ به کاميابى خود در حل بعضى از معادلات جبر که پيش از او ميسر نشده بود اشاره مى‌کند. حاشيه بر ”التکمة فى شرح التذکره“ از شمس‌الدين محمد خفرى. ـ حاشيه بر تحرير خواجه نصير طوسى از ”کتاب الاشکال الکريه“ تأليف منالاوس اسکندرانى رياضيدان سدهٔ نخستين ميلادى. ـ حاشيه بر تحرير خواجهٔ طوسى از کتاب مخروطات اَبُلّونيوس رياضيدان سدهٔ سوم پيش از ميلاد. ـ حاشيه بر تحرير خواجه از کتاب ”الکرمةالمتحرکه“ اثر اوطولوقوس بيثانى رياضيدان سدهٔ چهارم پيش از ميلاد. ـ کتاب فتوحات غيبيّه در ذکر برهان‌هاى اعمال هندسى ابوالوفاء بوزجانى (۳۸۷-۳۲۸ هـ).


شاگرد ملامحمدباقر يزدى، شيخ بهاءالدين محمد بن حسين عاملى (۹۳۵-۱۰۳۱ هـ) معروف به شيخ بهائى، اگرچه مقام و مرتبهٔ بلند استادش را در رياضيات و نجوم کسب نکرد، ليکن به سبب جامعيّتى که داشت و نيز به‌علت تقرب به شاه عباس و ارجمندى ميان عالمان شرعى در سده‌هاى اخير به‌عنوان يکى از رياضيدانان بزرگ پنداشته شده است. او چند کتاب و رساله در هئيت و حساب و اسطرلاب و جز آنها دارد که مهم‌تر از همه کتاب ”خلاصةالحساب“ است به عربى در حساب و هندسه و جبر و مقابله و بعضى مبحث‌هاى ديگر به اختصار. اين کتاب مدت‌ها از عهد شيخ بهائى به بعد کتاب درسى بوده و ميان طالبان علم دست به‌دست مى‌گشته است و به همين سبب هم شرح‌هاى متعدد بر آن نوشته شد و يک بار آن را به نظم عربى درآوردند و يک بار هم به‌دست نِسِلمَن به آلمانى ترجمه و به سال ۱۸۴۳ هـ در برلين چاپ شد.


شيخ بهائى اثرهاى متعدد ديگرى در رياضيات و هئيت دارد مانند الصّحيفه به عربى در اسطرلاب و شرح آن به‌نام حدائق‌الصالحين که شيخ خود ترتيب داد؛ و کتاب التحفةالحاتميّه در اسطرلاب به فارسى؛ و کتاب تشريح الافلاک که خلاصه‌اى است در علم هئيت و جزء کتاب‌هاى درسى ميان طالبان دانش رايج بود و چند شرح بر آن نوشته شده و چند بار به طبع رسيده است و جز آنها.

رياضيات در قلمرو گورکانيان هند

کوشش‌هائى که در قلمرو گورکانيان هند دربارهٔ دانش‌هاى رياضى مى‌شده شايستهٔ ياد کردن است زيرا آنچه آنجا در اين زمينه فراهم آمده به فارسى است و از پاره‌اى نظرها تازگى دارد. از جملهٔ کارهاى سودمند آن ديار ترجمهٔ بعضى از کتاب‌هاى رياضى هندى بود، به همراه ديگر ترجمه‌ها از سانسکريت به پارسى. يکى از آن کتاب‌ها ”ليلاوتَى“ در جبر است که شيخ ابوالفيض فياضى شاعر مشهور (م ۱۰۰۴ هـ) به امر جلال‌الدين اکبر (۹۶۳-۱۰۱۴ هـ) از سانسکريت به پارسى درآورد. متن سانسکريت اين کتاب که تأليف ”بهاسکراچاريَّ“ است در کلکته (۱۸۳۲ ميلادى) و ترجمهٔ انگليسى آن در بمبئى (۱۸۱۶ ميلادى) و لندن (۱۸۱۷ ميلادى) و ترجمهٔ پارسى در کلکته (۱۸۲۸ ميلادى) چاپ شد. از اين بهاسکرا کتاب ديگرى در جبر به‌نام ”بيج گَنت“ به‌دست عطاءالله رشيدى ابن احمد نادر به پارسى منظوم نقل شد (۱۰۴۴ هـ). اين منظومه که يک مقدمه و پنج مقاله دارد به طبع رسيده است.


ترجمهٔ منتخبى به فارسى از کتاب خلاصةالحساب شيخ بهاءالدين عاملى، که پيش از اين شناخته‌ايد، به سال ۱۰۹۲ هـ در هند انجام شد. انتخاب کننده و گزارنده لطف‌الله بن استاد احمد معمار لاهورى متخلّص به ”مهندس“ است. وى رساله‌اى فارسى به‌نام ”خواص اعداد“ در چهار مقاله دارد. برادرش عطاءالله که او هم شاعر بود، منظومه‌اى فارسى در حساب و جبر ترتيب داد شامل ده باب و آن را به‌نام شاهزادهٔ دانشمند داراشکوه (م ۱۰۶۹ هـ) درآورد.


زيج شاهجهانى که به بهانهٔ تنظيم جدول نجومى سلطنت شاهجهان (۱۰۳۷-۱۰۶۸ هـ) به‌دست ملافريد ابراهيم دهلوى منجم دربار شاهجهان تنظيم شد، شامل يک مقدمه و چهار مقاله است و در آن از شيوهٔ تدوين و فصل‌بندى زيج الغ بيگى پيروى و نمونه‌بردارى شد.


زيج ديگرى در دورهٔ سلسلهٔ گورکانيان هند به فارسى تنظيم شد به‌نام ”زيج جديد محمد شاهى“ که مؤلف آن ”راجه جى سنگ سوائى“ معاصر ناصرالدين محمد شاه (۱۱۳۱-۱۱۶۱ هـ) و حاکم اگره و مالوه بود.