در سدهٔ نهم معماسازى و تأليف رساله‌هائى در فنّ معمّا رواج بسيار يافت. دنبالهٔ اين کار به سدهٔ دهم و پس از آن کشيد.


در اوايل سده ده و اواخر عهد تيمورى شاعرى به‌نام حقيرى که خود معماساز بود، رساله‌اى منظوم در معما پرداخت و آن را به سال ۹۱۸ هـ به پايان برد. اسم کامل او ملّا شهاب‌الدّين بن نظام‌الدّين هروى متخلّص به حقيرى (م بعد از ۹۲۳ هـ).


ديگر محمود بن عثمان لامعى بُرسَوى (م ۹۳۸ هـ) مؤلف ”شرح معميّات اسماء حُسنى“ است، در نود و نه بيت به بحر رمل مسدس در ذکر اسماء حسنى از ”الله“ تا ”الصّبور“.


ديگر مصطفى بن شعبان سُرورى که معميات جامى را شرح کرد و باز شرحى ديگر از معميات ”على کر“ که مختصرى است به فارسى در ذکر فرنهادهاى معما، به سال ۹۵۵ ترتيب داد.


ضياءالدين اردوبادى متخلص به شفيعى شرحى بر معميات ميرحسين معمائى نوشت.


محمدبن على نَوَنداکى (يا: يونداکى) از ادبيان سدهٔ دهم نيز شرحى بر معميات ميرحسين معمائى دارد که در آن از حلل مطرز شرف‌الدين على يزدى و منتخبِ حلل مطرز، هم از شرف‌الدين، و حليةالحلل نورالدين عبدالرحمن جامى، و از افکارالشريفِ سيد شريف معمائى، و ”ضابطهٔ حل معمايِ“ کمال‌الدين بدخشى و برخى ديگر از اينگونه دفترها نقل‌هائى کرده است.


از کسانى که بعد از ميرحسين معمائى (م ۹۰۴ هـ) کتاب‌هائى خواه به‌صورت شرح يا به استقلال در باب معما نوشته‌اند عبدالوهّات صابونى و شيخ ابراهيم نيازى و خواجگى بلخى و بعضى ديگر را مى‌توان نام برد.


با مطالعه در سطرهاى گذشته اين معنى آشکار مى‌شود که تأليف کتاب و رساله و نگارش شرح و حاشيه دربارهٔ معما تا اواخر سدهٔ دهم ادامه يافت و بعد از آن اگرچه معماگوئى از رونق نيفتاد ليکن با وجود کتاب‌هاى مشروحى که در اين باره نوشته شده بود نيازى به ‌تأليف جديد در اين راه نبود.


در علم عروض و قافيه چند کتاب از اين دوره بازمانده است که هيچگونه تازگى در آنها ديده نمى‌شود و بيشتر زادهٔ نياز اهل به بيان کوتاه و ساده‌اى در اين دو فن است. از جملهٔ اينها است رساله‌اى در قافيه تأليف اميربرهان‌الدين عطاءالله حسينى نيشابورى. از کتاب‌هايش رساله‌اى در قافيه و کتابى در صنايع شعرى شهرت داشت و به سال ۹۲۹ هـ درگذشت. وى قافيه را ”به عرف شعراى عجم“ نوشت و از کتاب ديگر خود به‌نام ”تکميل‌الصناعه“ انتخاب نمود.


ديگر کتابى‌ است در عروض و قافيه موسوم به ”جمعِ مختصر“ که به‌نام مؤلف آن ”عروض و قافيه وحيدى تبريزى“ يا ”مختصر وحيدى“ نيز خوانده مى‌شود. وحيدى تبريزى از شاعران سدهٔ دهم هجرى بود و براى تبريز شهرانگيزى ساخت. وى کتابى در لغت فارسى به‌نام ”مفتاح‌البدايع“ تأليف کرد و ديوان شعرى از او باز مانده است.


رساله‌اى ديگر در عروض تأليف ميرمحمد مؤمن حسينى استرآبادى است که از عالمان دوران شاه طهماسب صفوى (۹۳۰-۹۸۴ هـ) و معلم فرزند او حيدرميرزا بود. آذر و امينِ رازى او را در شمار شاعران استرآباد ذکر کرده و به تنهائى از او آوردە‌اند. رسالهٔ او در عروض يک مقدمه و دو فصل و يک خاتمه دارد. از دو فصل مذکور فصل نخستين به وزن‌هاى متداول و مطبوع که اشعار شاعران مشهور بدان‌ها است اختصاص يافته و فصل دوم به‌ وزن‌هائى که چنين نيستند.


کتاب ”لعل قطبى“ اثر محمد مشهور به ”نصيراى همدانى“ از منشيان و شاعران همزمان ميرمحمد مؤمن بود. نصيرالعل قطبى را در شرح عروض ميرمحمد مؤمن و به‌علت درسى بودن آن فراهم آورد و به سال ۱۰۲۱ هـ يعنى دورانى که هنوز ميرمحمد مؤمن زنده بود، به پايان برد و در آن گذشته از شرح مطالب محمد مؤمن مطلب‌هاى تازه‌اى از خود افزود که مدعى است جاى ديگر نتوان يافت. وى به سال ۱۰۳۰ درگذشت.


ديگر دستورالشّعرا در عروض و قافيه و بديع و سَرَقات شعرى است تأليف محمد مازندرانى متخلص به ”امانى“ در يک مقدمه، سه مقاله و خاتمه. تاريخ مرگ مؤلف را ۱۰۶۱ هـ نوشته‌اند.


کتاب معتبر ديگرى را به‌نام ”مطلع“ رضى‌الدين محمد بن محمد شفيع از مستوفيان خاصهٔ دوران شاه عباس دوم (۱۰۵۲-۱۰۷۷ هـ) به سال ۱۰۶۳ هـ در دو ”مصراع“ پرداخته: مصراع اول متضمن شرح عروض و قَوافى، مصراع ثانى در صنايع شعرى و هر کدام از دو مصراع در چهار رکن. اين کتاب بسيار خوب تدوين شده و بسط و توضيح وافى مطالب در آن نشانه‌اى است بارز از کمال اطلاع رضى‌الدين محمد از دانش‌هاى بلاغى عربى و فارسى.