مقصود از اين دسته از لغت‌نامه‌ها آنها است که از فارسى به ترکى و يا از ترکى به فارسى است. تأليف اينگونه فرهنگ‌ها در قرن نهم هجرى در روم رواج داشت و اين به سبب نشر روزافزون زبان پارسى بود در ظل توجه و علاقهٔ سلاطين عثمانى و بزرگانى که در خدمت آنان بودند. در عهد صفوى ايران جولانگاه بسيار مساعدى براى زبان ترکى شده بود و از اين روى مى‌بينيم که از سدهٔ دهم به بعد تأليف لغت‌نامه‌هاى فارسى ترکى منحصر به سرزمين روم نبود بلکه در ايران و فرارود (ماوراءالنهر) نيز چند کتاب در اين راه به‌وجود آمد.


- کتاب‌های قابل ذکر در این دوره:

۱. يکى شامل‌اللغة است به فارسى تأليف حسن به حسين قراحصارى. وى در اين کتاب واژه‌هاى پارسى را به اعتبار حرف‌هاى آخر آنها به نظم الفبائى درآورد. اين کتاب يکى از مأخذهاى کتاب نعمةالله است که بعد از اين شناخته خواهد شد، و نيز سُرورى از آن در تحرير مجدّد فرهنگ خود استفاده کرد.


۲. کتاب مشهور ديگر دقائق‌الحقائق است تأليف احمد بن سليمان معروف به ابن کمال پاشا (م ۹۴۰ هـ). وى کوشيده است تا در ”دقائق‌الحقائق“ واژه‌هاى همسان و مترادف را برگزيند و معناى هر يک را شرح دهد. اين لغت‌نامه بيشتر به نحوهٔ استعمال واژه‌ها در ادب فارسى توجه داشت تا به بيان معناى هر واژه، و نظم دادن آنها به‌صورت لغت‌نامهٔ عادى؛ و به همين سبب احمدبن خضراسکوبى شاعر معروف به علوى آن را به نظم الفبائى حرف‌هاى اول هر واژه درآورده و لغت‌نامهٔ منظمى از آن ترتيب داده است.


۳. ديگر لغت‌ نعمةالله است به فارسى با استفاده از چند لغت‌نامه فارسى در سه بخش: مصادر، قواعد زبان، درى، و اسم‌هاى جامد و مشتق، تأليف نعمةالله بن احمد بن قاضى مبارک رومى که آن را به سال ۹۴۷ هـ تأليف نمود. وفات نعمةالله رومى به سال ۹۶۹ هـ اتفاق افتاد. از اين لغت‌نامه نسخه‌هاى متعدد در کتابخانه‌ها موجود است.


۴. ديگر لغت مثلّث است از فارسى به ترکى تأليف محمدبن بدرالدين منشى (م ۱۰۰۱). در واژه‌هائى که به يک املاء نوشته مى‌شود ولى برحسب اصوات به سه گونه تلفظ مى‌شود. مؤلف شعر فارسى مى‌سروده و ”منشى“ تخلُص مى‌کرده است.


۵. از تأليف‌هاى ديگر محمد منشى لغت‌نامه‌اى است فارسى به‌نام جنان‌الجنان که آن را به سال ۹۹۳ هـ تنظيم کرده، ولى اثر اساسى و مهمش تفسير قرآن است به‌نام نزيل‌التنزيل و معروف به تفسيرالمنشى. ”سودى بُسنوى“ شرح ديوان حافظ را به خواهش همين محمد منشى تأليف نمود.


۶. ديگر الفاظ جَليّه فى بيان لغات ترکيّه است از خواجه طبيب بخارى نقش‌بندى شامل لغت‌هاى ترکى شرقى به فارسى و بحثى دربارهٔ دستور زبان ترکى که به‌نام ناصرالدين محمد شاه غازى (۱۱۳۱-۱۱۶۱ هـ) از خانان فرارود در پنجاه فصل و يک خاتمه تنظيم کرد.


۷. ديگر سنگلاخ تأليف ميرزا مهدى‌خان استرآبادى است در لغت‌هاى ترکى جغتائى که اميرعلى شيرنوائى (م ۹۰۶ هـ) در آثار خود آورده است. ميرزا مهدى‌خان مقدمه‌اى بر اين کتاب به‌نام ”مبانى اللغه“ در دستور زبان نوشت که به دعوى خويش خود آن را استخراج کرده و از شعر اميرعلى شير شواهد بسيار نقل نموده است و حکيم‌باشى محمد بن عبدالصبور خوئى آن را تلخيص کرده و ”خلاصهٔ عباسى“ ناميده و در مقدمهٔ آن ”قواعد و ضوابط لغت ترکى“ را بيان کرده است. دربارهٔ توضيح واژه‌هاى ترکى جغتائى که اميرعلى شير در اثرهاى خود آورده کتاب ديگرى به‌نام ”مقاليد ترکيه“ موجود است که فتحعلى بن کلبعلى سپانلو به سال ۱۲۳۲ هـ تأليف کرده است.