در فاصلهٔ زمانى ميان سقوط دولت‌هاى تيمورى ترکمان و تشکيل و تثبيت دولت صفوى و دولت تيموريان هند، در ايران و هند و آسياى صغير به همراه کتاب‌هاى متعدد ادبى چند کتاب در مبحث‌هاى اخلاقى يعنى ”مکارم اخلاق“و يا ”حکمت عملى“ تدوين شد که روش و شيوهٔ آنها همان بود که پيش از اين دوره در اينگونه کتاب‌ها مى‌ديدم. اما بعد از اين دوره، يعنى وقتى که مى‌رسيم به عهد رواج تعليمات مذهبى شيعه، اينگونه کتاب‌ها، اگر در ايران تأليف مى‌شد عادتاً لحن مذهبى شيعه داشت. از اين زمان به بعد ”اخلاق“ تنها به آن معنى نيست که در سه مبحث از حکمت عملى يعنى تهذيب نفس، تدبير منزل و سياسةالمدنيه ملاحظه مى‌کنيم بلکه بحثى است عام دربارهٔ اينکه چگونه انسان خود را از راه اجراء اوامر شرع و عقل به سعادت دنيوى و اخروى برساند.


نوشتن کتاب‌هاى اخلاق بدين شيوه در ايران سابقهٔ تاريخى دارد، کهن‌ترين آنها را به‌صورت اندرزنامه‌ها و کتاب‌هائى از قبيل کليله و دمنه و جاويدان‌خرد و سندبادنامه و مرزبان نامه و قابوس‌نامه و سياستنامه و کيمياى سعادت و نصيحةالملوک و گلستان مى‌بينيم و در عهد تيمورى و آغاز عهد صفوى در ميان اثرهاى ملاحسين کاشفى و ملاجلال دوانى مشاهده مى‌کنيم.


از اين نوع کتاب‌هاى اخلاقى نمونه‌هائى در عهد صفوى داريم که برخى ضمناً داراى جنبهٔ ادبى هستند، يعنى در بسيارى موارد نثر آنها به شيوهٔ مترسلان نزديک مى‌شود و در بعضى ديگر، به‌ويژه آنها که به‌وسيلهٔ عالمان شرع تأليف شده غالباً از حيث ادبى ضعيف است و عبارت‌هاى سست همانند ترجمه از عربى در آنها بسيارديده مى‌شود.


بعضى داراى جنبه‌هاى اندرزى به پادشاهان و کارداران آنان، يا دربارهٔ کيفيت عمل درست و دور از جور و اعتساف و اشتباه هر دسته از صاحب‌قدرتان مذهبى و سياسى و نظامى است.


- از جملهٔ نخستين کتاب‌هائى که در اين زمينه از آغاز اين دوره داريم يکى کتاب سلوک‌الملوک از امين‌الدين ابوالخير فضل‌الله‌بن روزبهان خنجى اصفهانى شيرازى معروف به ”خواجه ملا“ است و ديگر اخلاق همايون از قاضى اختيارالدين تربتى. ديگر اخلاق شمسيه يا اخلاق شمسى از حسين‌بن روزبهان شيراز است که آن را با توجه به اخلاق محسنى ملاحسين کاشفى در اوايل سدهٔ دهم هجرى نوشته، ديگر کتاب اخلاق شفائى تأليف مظفربن محمدحسينى شفائى کاشانى اصفهانى (م ۹۶۳هـ) که به شاه طهماسب صفوى تقديم گرديده است. يوسف‌بن محمدبن يوسف طبيب هروى متخلص به ”يوسفى“ هم کتاب نصايح يوسفى را به سال ۹۱۹هـ تأليف کرده است.


- غياث‌الدين منصور دشتکى شيرازى حکيم معروف و وزير شاه طهماسب صفوى هم کتابى در اخلاق دارد که به‌نام او اخلاق منصورى خوانده شده است.


- مجدالدين حسينى متخلّص به ”مجدى“ هم کتابى به‌نام تحفةالمجالس دارد که متضمن حکايت‌‌ها و سرگذشت‌ها و تاريخ شاهان و ضمناً حاوى نکته‌ها و فصل‌هائى است مبتنى بر مبانى اخلاقى.


- سيد ماجد حسينى هم کتاب اخلاق طهماسبى را تأليف کرده است.


- ابوالفضل منشى شيرازى، کتابى در آئين کشور‌دارى به‌نام دستورالسلطنة دارد و در مقدمهٔ همين کتاب که از او بازمانده به تأليف‌هاى ديگر خود در اخلاق مثل نهج‌المتقين فى اخلاق سيدالمرسلين و دستورالوزارة اشاره مى‌کند.


- نصيرالدين محمدبن عبدالکريم انصارى استرآبادى کتاب مکارم‌الاخلاق تأليف رضى‌الدين ابونصرحسن بن فضل الطبرسى را که از کتاب‌هاى مشهور در اين فن است به پارسى در آورد و محاسن‌الآداب ناميد. مکارم‌الاخلاق در شرح رفتار پيامبر اسلام و امامان شيعه است که بايد سرمشق همهٔ مسلمانان گردد.


- حسن بن‌على بن اشرف منشى خاقانى کتاب اخلاق حکيمى را به سال ۹۸۷- ۹۸۸ تأليف کرده است.


- محمدباقر نجم ثانى مخاطب به باقرخان کتاب موعظهٔ جهانگيرى را که در اخلاق و سياست مدنست، به سال ۱۰۲۱هـ در يک مقدمه و دو باب به‌نام جهانگير پادشاه (۱۰۱۴ - ۱۰۳۷هـ) تأليف کرد.


- نورالدين محمدقاضى خاقانى پسر شيخ معين‌الدين کتابى مشروح در اخلاق و سياست دارد به‌نام اخلاق جهانگيرى.


- يکى از مؤلفان هندى موسوم به مبارک‌فيض‌الله کتابى دارد به‌نام راحةالقلوب که با توجه به تعليم‌ها و روايت‌هاى دينى نگارش يافته و بيشتر دستورهاى آن جنبهٔ مذهبى دارد.


- کتاب شاهد صادق از ميرزا محمدصادقى اصفهانى هم فصل‌هائى در جستارهاى اخلاقى و اجتماعى درد.


- حافظ محمدسعيد رساله‌اى دارد که به‌نام وى رسالهٔ محمدسعيد خوانده مى‌شود، اين کتاب در اخلاق و حکمت عملى با اقتباسات بسيار از کتاب‌هاى معروف و از گفتارهاى پيشروان شريعت و طريقت و از حکما است.


- على بن طيفور بسطامى کتاب اخلاق حسنى يا اخلاق قطب‌شاهى را در سه بخش: ۱. تهذيب اخلاق ۲.تدبير منزل ۳. سياست مدن و خاتمهٔ کتاب در ”ذکر بعضى مواعظ و نصايح“ تأليف کرد.


- دو ترجمه که در اوايل سده دهم تا ميانه سده دوازدهم، براى پادشاهان تيمورى هند از کتاب جاويدان خرد شده بسيار قابل توجه است. جاويدان‌خرد (الحکمةالخالدة) کتابى است. در اخلاق مشتمل بر پندها و اندرزها (بيشتر به‌صورت کلمات قصار)، که به روايتى نااستوار به هوشنگ پيشداد نسبت داده شده است. نخستين گزارندهٔ اين کتاب تقى شوشترى و دومين مترجم آن محمد حسين حکيم بود.


- ميرزا رفيع واعظ قزوينى (م ۱۰۸۹هـ) کتابى در اخلاق دارد به‌نام ابواب‌الجنان.


- ميرزا حسن قمى (پسر عبدالرزاق لاهيجى)، که نام وى و کتاب‌هايش را در علم کلام پيش از اين ديده‌اند، کتابى به فارسى دارد موسوم به جمال‌الصالحين. اين کتاب متضمن مطلب‌هائى است که پاره‌اى از آنها را مى‌توان اخلاقى دانست.


- خويشاوند اين ميرزا حسن، ملامحسن فيض کاشانى (م۱۰۹۱هـ) به همراه تأليف‌هاى متعدد ديگرش چند کتاب در مبحث‌هاى اخلاقى به فارسى دارد که مهم‌تر از همهٔ آنها کتاب آئينهٔ شاهى است به‌نام شاه‌عباس دوم در دوازده باب. کتاب شرائط‌الايمان فيض را هم مى‌توان در شمار کتاب‌هاى اخلاقى دينى ذکر کرد.


- علم الهدى پسر فيض کتابى به‌نام تحفةالابرار در عقايد و اخلاق نوشته است مشتمل بر سه باب.


- شيخ‌الاسلام ملا محمدباقر مجلسى ضمن تأليفات متعدد خود چند اثر اخلاقى به روش متشرعان شيعى نوشته است، مانند کتاب حليةالمتقين و عين‌الحيوة.


از کتاب‌هاى ديگر قابل ذکر در اخلاق اينها هستند:


توضيح‌الاخلاق،کوتاه شدهٔ اخلاق ناصرى به‌دست خليفه سلطان (م ۱۰۶۴هـ)، ابواب‌البيان از ملامحسن سبزواري، کتاب اربعين از ادهم ‌واعظ خلخالى در چهل فصل، مفااح‌الااخلاق در شرح مشکلات اخلاق ناصرى و واژه‌ها و جمله‌هاى عربى آن به‌دست عبدالرحمن بن عبدالکريم عباسى برهانپورى و کتاب‌هائى از قبيل عيار دانش ابوالفضل علامى و سراج‌المنير ميرمحمد شريف و بهار دانش عنايت‌الله کنبوه و نگارستن کمال‌ پاشازاده و معدن‌الجواهر طرزى و محبوب‌القلوب ممتاز فراهى که همگى فصل‌هائى از مسائل اخلاقى دارند ولى شيوهٔ نويسندگان آنها چنين است که حکايت‌هائى آورده و هر دسته از آنها را در ذيل يکى از نکته‌هاى اخلاقى فصل‌بندى نموده‌اند و بنابراين بهتر آن خواهد بود که آنها را در ذيل کتاب‌هاى قصص و حکايات ذکر کنيم.


کتاب‌‌هاى مربوط به امثال و حکم را مى‌توان در ذيل کتاب‌هاى اخلاقى آورد زيرا مثل‌ها در حقيقت حاوى نکته‌هاى اخلاقى و اجتماعى و دستورهاى زندگانى هستند و نيز پيدا شدن آنها در زبان‌ها نتيجهٔ برخورد با آئين‌ها و خوگرى‌هاى گوناگون است چه از راه خرق آنها و چه به قصد تأييد و تثبيت آنها. از ميان اين کتاب‌ها بايد جامع‌التمثيل محمدعلى حبله‌رودى را ذکر کرده که در سال ۱۰۵۴ فراهم آمد. حبله رودى پنج سال پيش از تأليف جامع‌التمثيل کتابى در همين زمينه فراهم آورده بود به‌نام جامع‌الامثال که از آن کوتاه‌تر و به منزلهٔ پيش‌آهنگ و سرآغازى براى تأليف آن بوده است.