با بررسی آمار فروش سینمای ایران در شش ماه اول سال جاری، فیلم سینمایی "کلاغ پر" پرفروش ترین فیلم سال سینمای ایران، پس از فیلم جنجال برانگیز "اخراجی ها" است.

یک بررسی نشان می دهد بیست ‌و چهار فیلم ایرانی به نمایش در آمده در شش ‌ماه نخست سال ۱۳۸۶ در سینماهای تهران در مجموع کمی بیش از ۴ میلیارد تومان فروش داشته اند که این رقم نسبت به میزان فروش فیلم‌ها در همین مدت در سال گذشته نزدیک به دو میلیارد تومان( در حدود ۳۰ درصد) کاهش داشته است.

اگر از "اخراجی ها" بگذریم، باقی فیلم های بالای فهرست فروش پس از دوره کامل اکرانشان کمی بیش از ۳۰۰ میلیون تومان فروش داشته اند که "کلاغ پر" در ۲۰ روز اول اکران مبلغی بیش از ۲۱۵ میلیون تومان فروخته است و این نسبت به متوسط فروش سینمای ایران در شش ماه نخست سال جاری فروش بسیار خوبی تلقی می شود.

آن چه به فروش نسبتا خوب "کلاغ پر" انجامیده است، استفاده از سوپراستارهایی است که در سال های اخیر فروش فیلم ها را تضمین کرده اند، به اضافه استفاده از نماهای جذاب و جوان پسند در کنار داستانی تکراری.

زوج محمدرضا گلزار و مهناز افشار که سال گذشته در فیلم "آتش بس" تهمینه میلانی امتحان خود را از نظر فروش پس داده بودند و همین بازی را در "تله" به کارگردانی سیروس الوند تکرار کرده بودند، در این فیلم نیز ظاهر شده و با تکرار ساختار همان بازی که مبتنی بر کل کل های این دو تیپ بود، در بستری از عشق و بی وفایی و عشق دوباره، فضای آشنای سینمای عامه پسند را برای مخاطبان فراهم کردند.

جذابیت زوج سینمایی محمدرضا گلزار و مهناز افشار در این فیلم جای خالی خیلی چیزها را برای تهیه کننده پر کرد.

جذابیت این دو چهره برای مخاطب عام سرپوشی بود برای همه ضعف های فیلم که مهم ترین آن فیلمنامه بود، ضمن این که برای حضور کارگردان نیز در فیلم چندان ضرورتی به چشم نمی خورد.

محمدرضا گلزار در این فیلم نقش جوانی عاشق پیشه از طبقه پایین را بازی می کند که نامزدش از او بریده و با یک بازیگر پولدار سینما قرار عروسی گذاشته است.

گلزار در سفر شمال آنان را تعقیب می کند و آن جا با دختری روبه رو می شود که قرار بوده با همان بازیگر ازدواج کند، اما او نیز رقیبی پیدا کرده است که مانع بزرگ سر راهشان است و فیلمنامه نویس با این ترفند این زوج سینمایی را کنار هم می نشاند تا آن قدر کل کل کنند تا در پایان فیلم دل از معشوقان سابق کنده و دل به هم می سپارند، پایانی که از همان آغاز فیلم لو رفته است و مخاطب عادی سینما نیز که چند فیلم از این دست دیده باشد، می تواند چنین پایانی را حدس بزند.

فیلم در بستری واقع گرایانه روایت می شود و جز اغراق هایی که به نظر می رسد کارگردان و فیلمنامه نویس به قصد، برای جذاب تر شدن فیلم در آن گنجانده اند، تلاش می کند چنین بستری را حفظ کند، اما ضعف شخصیت پردازی از سویی و به کار گرفتن هر امکانی برای آفریدن تصاویر شیک و رویایی و جوان پسند باعث شده است که فیلم گاه از مرز واقع گرایی عبور کرده، اما نتواند فضایی سوررئال فراهم کند و نه باور پذیری داشته باشد و نه طنز و فانتزی.

حضور اکبر عبدی در این فیلم در نقشی حاشیه ای با بازی است که می توانست نقطه قوت فیلم باشد، اما بازی او نیز صرفا به صحبت کردن با لهجه شمالی محدود شده و چیزی جز آن ندارد، چنان که بازی دیگر بازیگران نیز تکرار بازی های پیشین آنان است.

اگرچه در سینمای ایران فروش بالای چنین فیلم هایی تقریبا طبیعی است، اما در سال های گذشته در کنار چنین فیلم هایی می شد، فیلم هایی نیز یافت که هم از نظر ارزش هنری در سطح بالایی قرار دارند و هم با فروش بالا روبه رو شده اند.

اما امسال مساله این است که تقریبا همه فیلم های پرفروش، فیلم هایی بوده اند که از نظر ارزش هنری در سطح نازلی قرار داشتند و معدود فیلم هایی که می توان آن ها را به لحاظ هنری با ارزش تلقی کرد با شکست کامل روبه رو شده اند.

بخشی از این پدیده را می توان به مشکلاتی که از سوی دولت بر سر راه فیلمسازی قرار گرفته است و کارگردانان برجسته سینمای ایران فضای مناسب برای کارکردن نمی یابند نسبت داد، اما این همه داستان نیست و بی شک باید دنبال دلایل دیگری نیز برای این پدیده گشت.

شاید یکی از دلایل، سریال های تلویزیونی باشد که در سال های اخیر با عبور از مرز های تعیین شده با استقبال مردمی رو به رو شده اند و در تغییر سلیقه هنری و ذائقه مردم تاثیر گذاشته اند.

با این حساب می توان گفت استقبال از "کلاغ پر" یک نشانه است، نشانه حذف کامل سینمای هنری. به عبارتی "سینمای هنری پر!"