با توسعه و ظهور طبقه جدید کارشناسان و مهندسان حرفه‌ای و با گسترش آموزش عالی در ایران، افزایش تعداد دانشجو - به ویژه در رشته‌های مهندسی و علی الخصوص توسط دانشگاههای آزاد - و ایجاد بازار کار مهندسی گسترده‌تر در ایران، فضای جامعه به ویژه برای نسل جوانتر به آرامی تغییر کرد. به نظر می‌رسد که چیزی که به همراه این رشد - عمدتا در اقتصاد و بیشتر هم نا متوازن - توسعه نیافت، اخلاق و رعایت آن در حرفه مهندسی بود.

رقابت برای گرفتن کار و سبقت گرفتن از رقیب، جزو طبیعی حرفه مهندسی است ولی: مشخص نیست چرا بالابردن کیفیت چنین رقابتی کمتر دیده نمی شود.

وقتی اشکال و اشتباه در مجموعه ای دیده شد، چرا صرف لحاظ کردن حیثیت و وجه شرکت خود باعث نادیده گرفتن حقیقت می شود.

ـ وقتی ایمنی مردم در یک منطقه مطرح می شود و بلایای طبیعی مطرح است، چرا حفظ تداوم یک پروژه و صرفه اقتصادی برای مهندسان ارجح است؟

ـ سود و صرفه اقتصادی بر هر چیز مقدم می شود و یادمان می رود که رشد طبیعی و منطقی را چرا نمی‌پذیریم؟

ـ رعایت احترام همکار و اهمیت حفظ حرمت حرفه‌ای را چرا با توجیه‌های مختلف فراموش می کنیم؟

ـ چه مصلحتی بالاتر از تلاش برای حفظ مصالح ملی وجود دارد که ما وقت و توان اندیشیدن را به جدل و رقابت غلط و دشمنی اختصاص می دهیم؟

ـ مگر کشور ما در هر موضوع تخصصی حرفه ای چقدر توان و متخصص دارد که وقت خود را به خنثی کردن هم صرف کنیم؟

ـ مگر می توانیم نیروی تخصصی را به راحتی به دست بیاوریم یا بازیابی کنیم، که با ندانم کاری این نیروی با ارزش را رها می‌کنیم و بدنه تخصصی کشور را تهی می‌کنیم؟

به هر حال سوالاتی از این دست فراوان است که همگی را باید در پاسخ به لزوم رعایت اخلاق مهندسی بررسی کرد و مورد توجه قرارداد.

http://mehdizare.blogspot.com