اگر زنی‌ گرفتار مردی‌ ناسازگار باشد، که‌ به‌ وظایف‌ و حقوق‌ انسانی‌ خود عمل‌ نمی‌کند، این‌ مسئله‌ مطرح‌ می‌شود که‌ آیا برای‌ نجات‌ او از این‌ مشکل‌ در اسلام‌ راهی‌ وجود دارد یا نه‌؟ در پاسخ‌ باید گفت‌ که‌ زن‌ می‌تواند به‌ طور کلی‌ با یکی‌ از دو طریق‌ زیر از آن‌ خلاصی‌ پیدا کند:

۱) توکیل‌ در طلاق‌

در فقه‌ اسلام‌ این‌ مسئله‌ مورد بحث‌ قرار گرفته‌ است‌ که‌ آیا بر مرد جایز است‌ همسر خود را در طلاق‌ دادن‌ خودش‌ وکیل‌ کند یا نه‌؟

اکثر دانشمندان‌ اسلام‌ آن‌ را جایز می‌دانند و برای‌ این‌ که‌ مرد از توکیل‌ خود صرف‌نظر ننماید و از حق‌ تفویضی‌ که‌ در این‌ مورد به‌ زن‌ خود داده‌ است‌ عدول‌ نکند می‌تواند زن‌ را به‌ صورت‌ وکیل‌ بلاعزل‌ درآورد، به‌ این‌ ترتیب‌ که‌ توکیل‌ را به‌ عنوان‌ شرط ضمنی‌ در یک‌ عقد لازم‌ قرار دهند تا زن‌ در جمیع‌ موارد یا موارد به‌خصوصی‌ که‌ قبلا معین‌ شده‌ است‌، خود را مطلقه‌ کرده‌ و از دست‌ شوهر ناسازگار رهایی‌ یابد.

۲) طلاق‌ خلع‌

اسلام‌ در میان‌ قوانین‌ خود یک‌ نوع‌ متارکه‌ به‌ نام‌ «خلع‌»پیش‌بینی‌ نموده‌ است‌.در این‌ نوع‌ متارکه‌، انزجار تنها از ناحیه‌ زن‌ می‌باشد، اوست‌ که‌ از شوهر خود ناراضی‌ بوده‌، حاضر به‌ سازش‌ و ادامه‌ زندگی‌ مشترک‌ با او نیست‌، در این‌ حال‌ زن‌ با بخشیدن‌ مهریه‌ و غیر آن‌ شوهر خود را برای‌ طلاق‌ و جدایی‌ آماده‌ می‌سازد تا خویشتن‌ را از سختی‌ و ناراحتی‌ برهاند.

ناگفته‌ پیداست‌ که‌ خلع‌ در میان‌ انواع‌ سه‌ گانه‌ متارکه‌، از ویژگیها و آثار و احکام‌ فقهی‌ خاصی‌ برخوردار است‌ از جمله‌ آنها این‌ است‌ که‌ مرد در طلاق‌های‌ معمولی‌، می‌تواند در ایام‌ عده‌ به‌ همسر خویش‌ رجوع‌ کند و مثل‌ سابق‌ زن‌ و شوهری‌ را ادامه‌ دهند ولی‌ بعد از تحقق‌ این‌ نوع‌ متارکه‌ (خلع‌)دیگر مرد نمی‌تواند به‌ میل‌ و اراده‌ خود، به‌ حیات‌ زناشویی‌ برگردد مگر این‌ که‌ زن‌ راضی‌ به‌ این‌ کار شده‌، آنچه‌ را که‌ از مهر و غیر آن‌ به‌ شوهرش‌ داده‌ است‌ از او پس‌ بگیرد و همچنین‌ اگر یکی‌ از طرفین‌ در اثنای‌ عده‌ از دنیا برود، از دیگری‌ ارث‌ نمی‌برد