اگر مطمئن نیستید، دست کم مثبت فکر کنید

اگر افراد مغموم، به موقعیتی برخورد کنند که در مورد آن، اطمینان ندارند، برداشت‌های منفی می‌کنند. برای نمونه اگر مطمئن نباشند، علت خوش‌برخوردی فردی چیست، این احتمال را می‌دهند که به‌طور حتم پای منفعت‌های شخصی درمیان است؛ ولی هنگامی‌که افراد شاد و خوشبخت با چنین موقعیتی مواجه می‌شوند، خوش‌بینانه به قضیه می‌نگرند و می‌گویند که چه آدم بامحبتی است.

”هنری“ پیرمرد هفتادساله‌ای بود که زندگی محقرانه‌ای داشت و همیشه همسایگانش از او به نیکی یاد می‌کردند. او خیلی پیر بود و پولی برای تعمیر خانه نداشت. یکی از همسایگان خیّرش، عده‌ای را جمع کرد تا خانهٔ ”هنری“ را مرمت و آن را مجهز به سیستم گرمائی و لوله‌کشی مدرن کنند. ”هنری“ از این‌کار آنان، شوکه شده بود. چرا همهٔ این مردم، این‌چنین به او و خانه‌اش علاقه‌مند شدند؟ حیرت‌زده شده بود. قرار بود چه چیزی عایدشان شود؟ آیا آنان خانه‌اش را بازسازی می‌کردند به این منظور که ارزش منازل خودشان بیشتر شود؟

اگر شما هم بخواهید این‌گونه به قضیه بنگرید، هرکاری ممکن است یک عمل خودخواهانه به‌نظر آید. چنین دیدگاهی از ما شخصی بی‌عاطفه، خرده‌گیر و بدبین می‌سازد و راه به‌جائی نمی‌بریم. اگر ما نسبت به شخصی بدبین باشیم، او نمی‌تواند هیچ‌کاری برای بهبود عقیدهٔ ما نسبت به‌خودش انجام دهد. باید توجه داشته باشیم که نگرش ما نسبت به انگیزهٔ افراد، هم می‌تواند باعث آرامش خاطرمان شود و هم منشأ هراس‌مان.

نتیجه‌گیری نهائی ”هنری“ از این قرار است: ”آنان فقط انسان‌های شریفی بودند که کار خیری انجام دادند و من از آنان سپاسگزارم.“

انسان‌های شاد و مغموم، همهٔ مسائل را به‌نحوی متفاوت از یکدیگر تحلیل می‌کنند. زمانی‌که یک شخص مغموم، جهان هستی را تفسیر می‌کند، از هر ده‌بار، هشت‌بار وجوه ”منفی“ وقایع را می‌نگرد و هنگامی‌که یک شخص شاد و سرزنده، جهان هستی را تفسیر می‌کند، از هر ده‌بار، هشت‌بار وجوه ”مثبت“ آن را در نظر می‌گیرد.

منبع: ”صد راز شاد زیستن“ ”دکتر دیوید نیون“

ترجمهٔ: ”بهاره پاریاب“