● نکته هائی دربارهٔ روز اول مهدکودک
▪ کودک در آن روز، از همه چیز و همه کس، کم و بیش می ترسد؛ نکند که:
ـ خانم معلم، دعوایش کند!
ـ از کلاس و مهدکودک بیرونش کنند!
ـ نگذارند برای دست شوئی و آب خوردن بیرون برود!
ـ از پله ها بیفتد و یا زمین بخورد و کسی به دادش نرسد!
ـ اگر روزی از روزها به مهدکودک نیامد، جایش را به کودک دیگری بدهند!
ـ بچه های دیگر دوستش نداشته باشند و او را در جمع خود راه ندهند!
ـ نگذارند بازی کند و مجبورش کنند یک جا بنشیند و فقط به حرف های مربی گوش کند!
▪ پس: اضطراب، دل شوره و خشم خود را به صورت رفتارهای عصبی نشان می دهد.
● پدر و مادر گرامی و مربیان عزیز، بهتر است بدانند که کودک:
▪ احساساتش در آن روز، به طور کلی ”منفی“ است و آن را به صورت مبالغه آمیزی ابراز می کند.
▪ به راحتی برانگیخته می شود و به سرعت به گریه یا خنده می افتد.
▪ در اثر دل شوره، مرتب می خواهد به دست شوئی برود و یا دهانش خشک می شود و همواره آب و خوراکی می خواهد.
▪ همه ٔ ژست ها و حرکت های شما پدر و مادر عزیز و مربیان محترم، برای کودک معنادار است؛ حتی اگر منظور خاصی نداشته باشید. برای نمونه: ”اگر پای تلفن از کسی گله می کنید؛ کودک فکر می کند الان است که با او هم همین طوری حرف بزنید.“
▪ توجه کودک به شما و محیط اطرافش چند برابر می شود، پس حساسیتش بالاتر می رود: ”نسیم بهاری می وزد، ولی کودک، بسیار سردش می شود“، ”شما با عجله با او صحبت می کنید، ولی او فکر می کند که دارید دعوایش می کنید.“
▪ تمرکزش بر حرکت ها و کلمه های کودکان دیگر نیز، بسیار است: ”کودکی را می بیند که به تنهائی دارد بازی می کند؛ فکر می کند که به طور حتم او را تنبیه کرده اند.“
▪ توجه کودک به ارتباط افراد با یکدیگر بیشتر می شود: ”آیا مربیان با هم مهربان هستند؟“، ”همدیگر را با نام کوچک صدا می کنند؟“، ”مدیر مهدکودک با مربیان چگونه رفتار می کند؟“ و ”آیا با آنان مهربان است یا به آنان دستور می دهد؟“
● پدر و مادر عزیز، بهتر است بدانند که:
▪ چند روز قبل از رفتن به مهدکودک، لیست خریدهای مربوط به مهدکودک را با همراهی و سلیقهٔ خود کودک خریداری کنند.
▪ از اعمال نظر و تحمیل سلیقه به کودک، به طور جدی بپرهیزند.
▪ کودک را نباید با جمله ها و تذکرهای مکرر کلامی بیازارند: ”وسایلت را گم نکنی“، ”حواست را خوب جمع کن“.
▪ از مقایسه ٔ کودک با کودکان دیگر به طور جدی بپرهیزند: ”دخترعمویت شوق و ذوق بیشتری برای رفتن به مهدکودک داشت.“
▪ از لجبازی کردن، سربه سر گذاشتن و مشاجره با کودک به طور حتم خودداری کنند؛ حتی اگر به شوخی باشد.
▪ هیچ گاه به کودک نگویند: ”حالا دیگر تو بچه نیستی“ چون که او ”بزرگ هم نیست“ و به این ترتیب با گفتن این جمله، در او اضطراب ایجاد نکنند. به جای این حرف، بهتر است دلیل انجام دادن یا انجام ندادن کاری را برای کودک توضیح دهند.
▪ اگر کودک، کار نادرستی انجام داد، فقط دلیل نادرستی کار را برایش توضیح بدهند، نه این که بگویند: ”دیگر دوستت ندارم، این چه کاری بود که کردی؟“ و با این گفته ها، اضطراب او را بیشتر و در او احساس ناامنی ایجاد نکنند.
▪ به طور حتم، توصیه می شود از تنبیه بدنی، سرزنش و خجالت دادن کودک خودداری کنند.
▪ اگر کودک به نظر بزرگ ترها کار بدی انجام داد، به او برچسب نزنند و از تعصب و پیش داوری دربارهٔ او و کارهایش بپرهیزند: ”تو گیج هستی“، ”همیشه سربه هوائی“
▪ با ذوق و شوق از آموزش ها و بازی های متنوع مهدکودک، دوستان جدید و حتی خوراکی هائی که خواهد خورد، با کودک صحبت کنند.
▪ از قبل با مربی و مسئولان مهدکودک تماس بگیرند و اطلاع دهند که کودک چه روزی و چه ساعتی به مهدکودک می آید.
▪ روز اول مهدکودک، پدر و مادر کودک باید زودتر از موعد به مهدکودک برسند؛ دیر رسیدن همیشه مضر است.
▪ بدترین کار، این است که پدر و مادر پشت در کلاس بایستند و بهترین کار این است که پدر و مادر، زود به خانه برگردند و در محیط مهدکودک نمانند.
▪ همواره نباید به کودک اعلام شود: ”کاری نداری؟ من بروم دیگر؟“
▪ سر ساعت و حتی کمی هم زودتر دنبال کودک بیایند.
▪ فقط با سئوال کوتاه: ”خوب امروز چه طور بود؟“ یا ”چه خبر؟“ پرسش کنند.
▪ بگذارند خود کودک از روز اول مهدکودک صحبت کند و با سئوال های مختلف، او را دچار استرس نکنند.
▪ برای آرام کردن کودک، از دادن وعده های دروغین به او بپرهیزند: ”برایت بهترین هدیهٔ دنیا را می خرم.“
▪ از تهدید کردن کودک بپرهیزند: ”وقتی پدرت برگردد، به او می گویم چه کارهائی کردی“، ”اگر برایت اسباب بازی خریدم.“
▪ از استفادهٔ اشتباه از محبت بپرهیزند: ”اگر مرا دوست داشتی، این کار را نمی کردی.“
▪ از گریستن و تهدیدهای کودک نهراسند: ”اگر بروی خانه، من از ترس بیهوش می شوم.“
▪ نسبت به سلطه جوئی های فعالانهٔ کودک بی اعتنا باشند: ”مرا دوست نداری وگرنه کنارم می ماندی.“
▪ نسبت به سلطه جوئی های نافعال کودک هم بی اعتنا باشند: ”دارم مریض می شوم؛ بی حال هستم.“
▪ کودک را مطمئن کنند که مربیان و مدیران مهدکودک در این جا بیشتر از پدر و مادر، مواظب او هستند.
● مربیان محترم بهتر است بدانند که:
▪ خود را با نام کوچک به کودک معرفی کنند.
▪ اسم کوچک کودک را به خاطر بسپارند و او را با احترام با نام کوچک بخوانند: ”علی جان“، ”مهسا جان“، ”آقا پوریا“ و ...
▪ صمیمانه و در عین حال بسیار جدی از پدر و مادر بخواهند که هرچه زودتر مهدکودک را ترک کنند و مراسم خداحافظی برپا نکنند.
▪ کودک یا گروه کودکان روز اولی را خیلی زود با قسمت های مختلف مهدکودک، حتی آشپزخانه و دست شوئی آشنا کنند.
▪ اگر کودک صحبتی کرد یا سئوالی پرسید، فعالانه به او گوش دهند؛ به سویش خم شوند؛ رابطهٔ چشمی با او برقرار کنند و با سر و حرکت های بدن و حتی لبخند نشان دهند که دارند صحبت او را می شنوند.
▪ به طور کلی واکنش های متناسب چهره ای و بدنی به کودک نشان دهند.
▪ پاسخ های کلامی مربی باید پر از احساس واقعی، با سبکی کودکانه و قابل فهم و درک کودک باشد.
▪ اگر پاسخ سئوال کودک را می دانند، با صداقت و سادگی، کوتاه پاسخ دهند و در صورتی که پاسخ سئوال کودک را نمی دانند، با شجاعت بگویند: ”نمی دانم، ولی سعی می کنم جوابش را برایت پیدا کنم.“
▪ به کودک، آزادی کامل بدهند تا از هر کجا که دلش می خواهد، صحبت کند و میان حرف او نپرند.
▪ تقاضای انجام هر کاری را از کودک با طرح سئوال او بخواهند: ”می خواهی با این وسیله ها بازی کنی؟” یا ”دوست داری این کتاب ها را ببینی؟“
▪ به کودکانی که بی تابی می کنند، بگویند: ”برای ما، مهم این است که کار دل خواه تو انجام شود.“
برای کاهش دل شوره، استرس و حفظ ثبات عاطفی کودک، باید بین مربیان و دست اندرکاران مهدکودک، هماهنگی های لازم وجود داشته باشد.
▪ مربیان عزیز، مدیران و دست اندرکاران گرامی مهدکودک، بهتر است نسبت به نیازها ،خواسته ها، علاقه مندی ها، مسائل و مشکل های کودک، حساس باشند و اقدام مناسب را به عمل آورند: ”دوست داری با این اسباب بازی ها که دست بچه ها بود بازی کنی؟“
▪ تا جائی که ممکن است، کودک را در انجام کارهای مربوط به خود شرکت بدهند: ”بیا بند کفش هایت را باهم ببندیم.“
▪ کودک را مطمئن کنند که همه با او دوست و مهربان هستند.
▪ کودک را مطمئن کنند که اجازهٔ خوردند آب، خوراکی و دست شوئی رفتن را، هروقت که بخواهد، دارد.
▪ به کودک اطمینان بدهند که هروقت کاری داشت، به کمک او می شتابند.
▪ به کودک بگویند که اگر روزی دیر به مهدکودک رسید، جایش محفوظ است؛ گرچه بهتر است سروقت بیاید.
▪ به طور حتم کودک را مطمئن کنند که اگر روزی در خانه ماند، هم چنان جایش خالی است و همه منتظر دیدار او هستند.
دکتر فرزانه صداقت، روان شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه
منابع:
”روان شناسی رشد“ ”حسن احدی ـ شکوه السادات بنی جمالی“
”راهنمای آموزش لوحه های علوم“ ”منوچهر ترکمان“
”روان شناسی انسان سلطه جو“ ”قاسم قاضی“ |