اگر دقت كرده باشید ، این روزها دیگر كمتر اتفاق می افتد كه روزنامه ، مجله و یا كتابی باز كنیم و در آن به مفاهیم نادرست ، مجله ها نارسا و ناسالم و غلط های دستوری و انشایی بر خورد نكنیم . حتی در گفتارهای رادیو و تلویزیون هم همین اوضاع برقرار است .

در بیشتر اوقات مفاهیم ساده و قابل درك در قالب جملات پیچیده در می آیند و درك منظور نویسنده یا گوینده نه تنها برای خواننده و شنونده بلكه حتی برای خود گوینده یا نویسنده هم دشوار است .

بعضی وقت ها به جمله های اشتباه و كودكانه و سست بر می خوریم و یا به عباراتی كه تنها از راه ترجمه ی زبان های بیگانه وارد ادبیات ما شده اند و اصلاً روح زبان فارسی را در آنها نمی توان یافت .

جمله هایی مثل : « نامه توسط پست فرستاده شد » ، « در راستای قیام مردم می رفت تا آشوبی به پا شود » ، « در رابطه با این مساله با او تماس گرفتم » ، « می رفت كه راه بیفتد » ، « دارند می روند تا نشستی داشته باشند » و ... بسیار زیاد در نشریه ها و كتاب ها ، گفته های رادیو و تلویزیون شنیده می شوند .

این وضع مطمئناً از عللی ناشی شده است و نیاز به ریشه یابی و درمان دارد . یكی از علت های آن وضع آشفته در آموزش ادبیات و انشاء است .

متأسفانه دانش آموزی كه امروز فارغ التحصیل می شود ، ظاهراً همه چیز بلد است غیر از نحوه ی نوشتن و بیان منظورش و این مسئله نشان دهنده ی این است كه در این دوازده سال تحصیلش هیچ برنامه ی مشخصی برای آموزش این فن به او در نظر گرفته نشده است .

بعدها كه این دانش آموز به ضرورت موقعیتش نویسنده یا مترجم و یا محقق می شود ، درخواهد یافت كه در این مسئله ناتوان است و نمی تواند مفاهیمی را كه در ذهنش دارد طوری روی كاغذ بیاورد كه دیگران هم آن را درك كنند .

اگر دقت كرده باشید مدت هاست كه درس انشاء به صورت مساله ای بغرنج و یا بهتر بگوییم بصورت یك علامت سؤال برای معلم و دانش آموز در آمده است . هر دو ناراضی و سرگردان هستند چه در مقام یاد دادن و چه در جایگاه یادگیری !

در این مقاله سعی می شود به مشكلات این درس پرداخته و تا حدی از سختی آن كاسته شود .

ـ آیا انشاء نویسی نیازمند استعداد خاصی است ؟

بسیار شنیده ایم كه دانش آموزان اظهار می كنند : « آخر انشاء هم شد درس ؟ انشاء نویسی استعداد می خواهد پس ما كه این استعداد را نداریم چه كنیم ؟ »

همچنین جملاتی از این دست را از اولیای آن ها هم زیاد می شنویم ؛ مثلاً می گویند : « فرزند ما در همه ی درس هایی كه فرا گرفتنی است و نیاز به تلاش و كوشش دارد ، موفق است و نمرات خوبی هم می گیرد ولی در انشاء موفقیتی كسب نمی كند ، آخر انشاء كه درس نیست ! »

در واقع انشاء نویسی نه نیازمند استعداد ذاتی است و نه دانش آموزان یك كشور كه محتاج علم و صنعت هستند بی نیاز از ادبیات می باشند .

اگر بپذیریم كه نوشتن نیاز به استعداد ذاتی دارد ، باید بپذیریم كه فكر كردن و سخن گفتن هم استعداد خاصی می خواهد حال آن كه سخن گفتن كاری است كه از همه بر می آید نوشتن فنی فرا گرفتنی است ، به همین دلیل است كه نوشته ی فرد كم سواد با نوشته ی كسی كه تحصیلات بیشتری كرده باشد ، متفاوت است و كسی كه بیشتر می نویسد نوشته هایش بهتر و روان تر است . آنچه كه بی تردید به استعداد نیاز دارد و تنها از راه آموختن و كسب معلومات به دست نمی آید ، هز نویسندگی و شاعری است نه نوشتن در حد انشاء نویسی !

پس بیشتر كسانی كه نوشتن انشاء را نیازمند استعداد ذاتی می دانند انشاء نویسی را با هنر نویسندگی اشتباه گرفته اند .