در بسیاری از تواریخ ولادت آن حضرت را در عام الفیل – یعنی همان سالی كه ابرهه با پیلان جنگی برای ویران ساختن شهر مكه آمد – نقل كرده اند كه تازه سؤال می شود عام الفیل چه سالی بوده ؟

قول قطعی و مسلّمی در این باره ذكر نشده است . و البته مشهور میان علمای شیعه رضوان الله علیهم آن است كه آن حضرت در شب جمعه هفدهم ربیع الاول به دنیا آمده است .

شب ولادت

معمولاً مقارن ظهور پیغمبران الهی و ولادت آنها حوادث مهم و شگفت انگیزی اتفاق می افتد كه بدانها «ارهاصات » می گویند .

از جمله ابن هشام از حسان بن ثابت – شاعر معروف اسلام – نقل می كند كه وی گفته : به خدا سوگند من پسری نورس در سنّ هفت یا هشت سالگی بودم و آنچه می شنیدم بخوبی درك می كردم كه دیدم مردی از یهود بالای قلعه ای از قلعه های مدینه فریاد می زد : ای یهودیان !

و چون یهودیان پای دیوار قلعه جمع شدند و از او پرسیدند : چه می گویی ؟ گفت : بدانید آن ستاره ای كه با طلوع آن احمد به دنیا خواهد آمد ، دیشب طلوع كرد !

نقل كرده اند كه در آن شب ایوان كسری ، كه با سنگ و گچ ساخته شده بود و سالها روی ساختمان آن زحمت كشیده بودند و هیچ كلنگی در آن كارگر نبود شكافت و چهارده كنگره آن فرو ریخت .

محل ولادت

ظاهراً مسلّم است كه رسول خدا ( ص ) در شهر مكه به دنیا آمده ، امّا در محل ولادت آن حضرت اختلافی در تواریخ به چشم می خورد ، مانند آنكه برخی محل ولادت آن حضرت را خانه ای معروف به خانهٔ محمد بن یوسف ثقفی بود دانسته اند و گویند : خانهٔ مزبور همان خانه ای است كه بعداً حضرت فاطمه ( س ) در آن به دنیا آمد و به « زادگاه فاطمه » مشهور گردید . خانهٔ مزبور را بعدها زبیده ، همسر هارون الرشید خریداری و در آن مسجدی بنا كرد .

دوران شیرخوارگی

عبدالمطلب از ولادت نوزاد جدید بسیار خرسند گردید و او را برداشته به درون كعبه آورد و مراسم شكرگزاری را بجای آورد . سپس درصدد برآمد تا دایه ای برای شیردادن وی فراهم كند . بدین منظور چندی آن حضرت را به ثویبه – كه آزاد كردهٔ ابولهب بود – سپردند . او نیز نوزادی به نام مسروح داشت كه رسول خدا ( ص ) را از شیر وی شیر داد و پیش از آن نیز حمزه عموی رسول خدا را شیر داده بود و از این رو حمزه برادر رضاعی آن حضرت نیز محسوب می شد .

به هر صورت دوران شیر دادن ثویبه بدان حضرت چند روزی بیشتر طول نكشید و سپس حلیمهٔ سعدیه دختر ابوذؤیب كه كنیه اش « امّ كبشه » و از قبیله بنی سعد بود آن حضرت را شیر داد و به دایگی او مشغول گردید . در كتاب شریف نهج البلاغه در خطبهٔ قاصعه امیرالمؤمنین ( ع ) فرموده است :

« از روزی كه پیغمبر ( ص ) از شیر گرفته شد خدای تعالی بزرگترین فرشتهٔ خود را همنشین او گردانید كه در شب و روز او را به سوی راه بزرگواری و اخلاقهای نیكوی جهان وادار كند و ببرد ... »

موّرخین عموماً نوشته اند كه رسول خدا تا سنّ پنج سالگی در میان قبیلهٔ بنی سعد زندگی كرد و سپس حلیمه آن حضرت را به نزد مادرش آمنه بازگرداند و به وی سپرد . رسول خدا ( ص ) تا پایان عمر گاهی از آن زمان یاد می كرد ، و از حلیمه و فرزندانش قدردانی می نمود .

بدین ترتیب پیامبر گرامی اسلام تحت سرپرستی و كفالت جدش عبدالمطلب درآمد .

وفات عبدالمطلب

هشت سال از عمر رسول خدا ( ص ) گذشته بود كه عبدالمطلب از جهان رفت . عبدالمطلب در هنگام مرگ هشتاد و دو سال یا صد و بیست سال و به گفتهٔ جمعی یكصد و چهل سال از عمرش گذشته بود .

ابوطالب با عبدالله ، پدر رسول خدا ( ص ) ، هر دو از یك مادر بودند . از این رو پیش از عموهای دیگر به یتیم برادر علاقه داشت و همین سبب شد كه عبدالمطلب نیز سرپرستی آن حضرت را به ابوطالب واگذار كند .

دوران كفالت ابوطالب از رسول خدا دورانی طولانی و پرماجرا و شاهد برخوردهای سختی با دشمنان آن حضرت و مشركین بود ، زیرا این دوران تا یازده سال پس از بعثت رسول خدا طول كشید . دفاع و حمایت ابوطالب از آن بزرگوار با موقعّیتی كه از نظر اجتماعی و خانوادگی در میان بیست و هفت خانوادهٔ قریش داشت ، در برابر دشمنان مهمترین عامل پیشرفت اسلام و هدف مقدس رسول خدا ( ص ) بود .

ابوطالب گرچه بزرگترین و ثروتمندترین فرزندان عبدالمطلب نبود ، ولی از نظر شرافت و بزرگواری از همهٔ آنها برتر بود و به خاطر حفظ میراث روحانی خاندان ابراهیم و سخاوت و كرمی كه داشت ریاست خاندان بنی هاشم پس از عبدالمطلب بدو واگذار شد و با اینكه از نظر مالی در مضیقه و فشار به سر می برد ، ولی موقعیت و شخصیت او برادران دیگر را تحت الشعاع قرار داد و در سرتاسر عربستان با دیدهٔ عظمت به او نگریسته و به وی احترام می گذاشتند .

حسن اخلاق و امانت و صداقت رسول خدا ( ص )تدریجاً زبانزد خاص و عام و نقل مجلس مردم در هر كوی و برزن گردید و آن حضرت را محبوب مردم مكه گردانید . همین جریان یكی از اسباب و علل ازدواج آن حضرت با خدیجه بود . (۱)

پی نوشت :

(۱) به نقل از كتاب خلاصه زندگانی حضرت محمد(ص)

تالیف:سید هاشم رسولی محلاتی

تلخیص:محمدرضا جوادی