علی مسعودی هفتم دی ماه ۱۳۱۴ خورشیدی (۲۸ دسامبر ۱۹۳۵) در تهران، محله دروازه شمیران در یك خانواده سیاسی ـ فرهنگی چشم به جهان گشود. پدرش كه یك استاد ادبیات و از مجاهدان دمكراسی در …

علی مسعودی هفتم دی ماه ۱۳۱۴ خورشیدی (۲۸ دسامبر ۱۹۳۵) در تهران، محله دروازه شمیران در یك خانواده سیاسی ـ فرهنگی چشم به جهان گشود. پدرش كه یك استاد ادبیات و از مجاهدان دمكراسی در دوران انقلاب مشروطیت بود بعدا (در دوران قاجاریه) به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد و چهار دوره نماینده پارلمان بود. وی ازجمله رهبران انقلاب مشروطیت بود كه در اعتراض به ادامه استبداد دست به مهاجرت زده بود. پدر علی مسعودی در دوران پادشاهی رضا شاه به تركیه تبعید شده بود كه در جریان دیدار رضا شاه از تركیه، شخص آتاتورك از وی خواست كه اجازه بازگشت مسعودی را به وطن بدهد كه موافقت شد و مسعودی در سال ۱۳۲۵ در وطن درگذشت. تدریس و تالیف حرفه نیاكان علی مسعودی از قرن پنجم هجری به این سوی بوده است. این خانواده برای میهن، تاریخنگاران و ادیبان متعدد پرورش داده است.

علی مسعودی كه از نوجوانی شور میهندوستی و رهایی وطن از بقایای استعمار در سر داشت، در دوران تحصیلات متوسطه در تهران به جنبش های ناسیونالیستی پیوست و در همان سن كم در شمار فعالان نهضت ملی ایران قرار گرفت و چون از ۱۵ سالگی با داریوش فروهر آشنایی نزدیك داشت، فعالیت های سیاسی خود را در چارچوب حزب ملت ایران متمركز ساخت.

در پی رویداد ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ و بازداشت دكتر مصدق رهبر ملیون ایران و در جریان سركوبی نهضت ملی ایران، علی مسعودی به فروهر و چند ناسیونالیست ایرانی دیگر در انتشار نشریات زیرزمینی «راه مصدق» و «آرمان ملت» پیوست و نه تنها برخی مقالات، بلكه همه كاریكاتورها و نقاشی های نشریات زیرزمینی ملی گرا را ترسیم می كرد و تیتر نویسی و طرح و آرایش صفحات آنها از او بود. گاهی هم بمانند سایر ملیون به كار توزیع شبانه این نشریات كمك می كرد. در آن زمان، فعالیتی دشوار تر از انداختن نشریه مخالفان دولت در منازل در ساعات شب، درحالی كه در تهران و حومه حكومت نظامی و منع رفت و آمد شبانه برقرار بود وجود نداشت و این نوع فعالیت، بازی با جان بود. علی مسعودی در جریان همین توزیع شبانه، در سال ۱۳۳۳ دستگیر و دو سال و هفت ماه از عمر خود را در زندان سپری كرد ـ زندانی كه خالی از شكنجه نبود. علی در طول زندان وضعیت مبارزان همبند را مشاهده كرد و از احساس و آرزوهای آنان آگاه شد و پس از خروج از زندان، منبع این اطلاعات برای مولفان و روزنامه نگاران دیگر قرار گرفت.

علی مسعودی پس از رهایی از زندان سیاسی، ژورنالیسم را كه در طول فعالیت آشگار و پنهان دوران مبارزات ملی تجربه كرده بود پیشه خود ساخت و چون نشریات وقت جرات استفاده از نوشته های او را نداشتند به كار تصویركشی برای اخبار فاقد عكس و پاورقی رسانه ها و كاریكاتورهای غیر سیاسی پرداخت و در اندك مدتی كاریكاتورها و تصویرهای او مورد استفاده بیش از هفتاد درصد مطبوعات تهران قرار گرفت و از این بابت، شهرت فراوان به دست آورد. این شهرت سبب شد كه او را به سمت دبیر نقاشی دبیرستانهای پایتخت هم بكار گیرند. مسعودی قبلا پروانه لازم را از هنرستان كمال الملك به دست آورده بود.

شهرت علی مسعودی در كار تصویرگری خبری سبب شد كه در اوایل دهه ۱۳۴۰ سناتور عباس مسعودی موسس و مدیر نشریات اطلاعات وی را دعوت به همكاری كند و به سمت مهم سردبیری امور هنر نشریات موسسه بگمارد. وی در این سمت در طول دو دهه به زیبا سازی شكل نشریات موسسه اطلاعات كمك بسیار كرد به گونه ای كه كارهای او در تاریخ مطبوعات ایران، یك انقلاب خوانده شده و پایه هایی را كه او گذارده همچنان دنبال می شود.

علی مسعودی كه عاشق ژورنالیسم است، هرگاه كه خواست در كنار طرح و تصویر و كار راهنمایی كاریكاتوریست ها و عكاسان خبری، بار دیگر دست به قلم ببرد به ساواك احضار شد. چون بدون سپردن تعهد، رهایی از چنگ ساواك امكان نداشت، مقاله های مسعودی به نام دیگران (نه اسم مستعار كه آن هم در آن زمان ممنوع بود) به چاپ می رسید. با وجود این، علی مسعودی در نشریات فصلی حزب ملت ایران مستقیما فعالیت داشت و این فعالیت، به كار او در موسسه اطلاعات كه در این موسسه هم پی در پی ارتقاء مقام می یافت صدمه نمی زد زیرا همه می دانستند كه علی مسعودی عاشق بی قرار وطن است و میهندوستی محض، جرم و گناه بشمار نمی آید. علی به خاطر شهرت میهندوستی دوآتشه اش، مورد احترام عموم ایرانیان بوده است. وی ثابت كرده است كه تنها خواهان سربلندی وطن و سعادت هموطنان است و مال و مقام نمی خواهد.

علی مسعودی، به گفته خودش، یك سال پس از انقلاب چون از روند كارها راضی نبود و جریان امور او را افسرده ساخته بود جلای وطن كرد و مقیم آمریكا شد. علی در آمریكا به كار نوشتار، گفتار و كشیدن تصویر كه حرفه مادام العمر او هستند ادامه داده تا نه تنها امرار معاش كند بلكه دمی از خدمت به ایران و هنر غافل نماند.

علی مسعودی در طول اقامت خود در آمریكا كه افزون بر ربع قرن است، تابلوهای جالب متعدد ترسیم كرده است كه اصالت خاص خود را دارند و ارباب هنر آنها را بی نظیر توصیف كرده اند.

علی مسعودی در اظهاراتی در سال ۲۰۰۵ (۱۳۸۴ خورشیدی) تاكید كرده است: در هرجا كه باشم برای تامین دمكراسی و حفظ تمامیت وطن و رعایت همه حقوق، سعادت و رفاه هموطنان تلاش می كنم و آرزویی جز تحقق آن ندارم.

وی ضمن آوردن شواهدی از تاریخ طولانی و پرافتخار ایرانیان همچنین گفته است كه ناسیونالیسم تنها داروی درمان بیماری ایران است كه حدود دو قرن به آن مبتلا شده است. وی هر سخنرانی عمومی اش را با بیان «زنده و سرفراز باد ایران و پیروز و شاد باد ایرانیان» پایان می دهد.